اگر ما بتوانیم به طور اصولی جابجایی انرژی را مشاهده کنیم، می فهمیم که هنگام رقابت، مباحثه و آزار یکدیگر چه چیزی را دریافت می کنیم. وقتی بر دیگران غلبه می کنیم، انرژی آنان را به سوی خود می کشانیم، از انرژی دیگران بهره مند می شویم و این انرژی، محرک ماست.

در مباحثه، انرژی طرفی که شکست خورده، به سوی فرد پیروز جریان پیدا می کند و از این رو فرد شکست خورده دچار ضعف، خستگی و گیجی می شود.

بسیاری از افراد از این مساله اطلاعی ندارند. ما فقط می دانیم که به هنگام شکست، احساس ضعف می کنیم و وقتی بر دیگران مسلط می شویم، احساس بهتری پیدا می کنیم. چیزی که ما نمی دانیم این است که این احساس بهتر به ضرر دیگران تمام می شود و در واقع ما این انرژی را از آنان می گیریم.

خیلی از مردم در طول زندگی به طور دائمی در حال شکار انرژی دیگران هستند، با این حال نحوه عمل متفاوت است. ما افرادی را می بینیم که حداقل برای مدتی کوتاه انرژی خودشان را داوطلبانه به سوی ما گسیل می دارند.

گاهی شخصی می خواهد که موقعیت او را برایش توضیح دهیم و همه انرژی خودش را نیز به ما می دهد. مثل کاری که مارجوری انجام داد. این باعث می شود که ما احساس قدرت کنیم، اما در آینده متوجه می شوی که این اهدای انرژی، معمولاً پایدار نمی ماند.

 اکثر مردم بویژه مارجوری به قدر کافی قوی نیستند تا بتوانند به اهدای انرژی خود ادامه دهند به همین علت خیلی از روابط به کشمکش بر سر قدرت منتهی می شود.

تسلط بر دیگری باعث می شود تا شخص احساس قدرت و برتری کند، اما انرژی افراد مغلوب را از آنان می گیرد. فرقی نمی کند که بگوییم این کار را به خاطر نفع خودشان انجام می دهیم یا آنان بچه های ما هستند و باید همیشه تحت نظر باشند، در هر صورت به آنان لطمه وارد می کنیم.

بنابراین مسئله بر سر این است که همه سعی می کنند برای بدست آوردن انرژی بر دیگری تسلط یابند و او را تحت نفوذ خود درآورند چرا که همه ما کمبود انرژی داریم.

اما یک راه حل وجود دارد، یک منبع دیگر انرژی. این چیزی است که آخرین بصیرت به آن اشاره می کند.

این بینش، به کشمکشهای بشر بر روی زمین پایان می دهد، زیرا بشر درمی یابد که منبع دیگری برای کسب انرژی وجود دارد و ما در نهایت می آموزیم که هر زمان بخواهیم، می توانیم با این منبع ارتباط برقرار کنیم.