مراقبه، هنر شور و سرمستی(6)
من می خواهم تو خودت را دوست داشته باشی.. زیرا فقط از راه این دوست داشتن است که در تو آرامش پدید می آید. می خواهم خودت را همان گونه که هستی بپذیری و این به معنای این نیست که هیچ رشدی نکنی. در واقع اگر تو خودت را همان گونه که هستی بپذیری، تحولی شگرف به وقوع می پیوندد، زیرا انرژی که صرف ایجاد کشمکش می شد، رها می شود و در اختیار تو قرار می گیرد. تو را قوی تر، تیز هوش تر، هشیار تر و زنده تر می سازد. در تو یک روح می آفریند.
حضور انسان مراقبه گر باعث می شود، عوام در مورد کاری که باید انجام می دادند و انجام نداده اند، احساس گناه کنند. حضور چنین شخصی به یادشان م ی آورد که فرصت زندگی را از کف داده اند.. و به همین سبب نمی توانند از او بگذرند.
دو واژه «اکنون» و «اینجا» را به یاد بسپار تا آرام آرام زندگی در اکنون و اینجا را در پیش بگیری. این یگانه راه ملاقات با خداست، زیرا خدا همیشه اکنون و اینجاست. لحظه ای که ما هم اکنون و هم اینجا باشیم، این ملاقات ناگزیر صورت می پذیرد.. گریزی ار آن نیست.
باید انسان دیندار جدیدی بوجود آوریم که می داند چگونه عشق بورزد و چگونه آفریننده باشد.