انرژی درمانی (1)

نام کتاب: انرژی درمانی

نویسنده: چوآ- کوک سویی

مترجم:جمشید هاشمی (آرام)

تعداد صفحات: 280

انتشارات تجسم خلاق

گزیده هایی از کتاب:

انرژی درمانی (1)

می توان وضعیت های چاکراهای فرد را پیش از وضو گرفتن و پس از وضو گرفتن مقایسه نمود.این وضعیت توسط دوربینهای مخصوص هاله بینی و یا یک درمانگر خبره قابل بررسی است.

 به طور کلی چاکراهای پایینی بدن، مربوط به امور جسمانی و چاکراهای بالایی، مربوط به تجربیات معنوی هستند. در نگاه اول، هراندازه چاکراهای پایینی بزرگتر و فعالتر باشند، مسائل دنیوی بیشتر مطرح می شوند.

 کسانی که نسبت به مسائل روحانی و ماوراء طبیعی علاقمندند، دارای چاکراهای بالایی فعالی هستند. هرچه چاکراها و کانالهای انرژی بزرگتر و فعالتر شوند، ظرفیت فرد برای تجربه های عمیقتر بیشتر می شود.

به هنگامی که وضعیت انرژیکی فرد قبل و پس از وضو گرفتن بررسی گردید، مشاهده شد که انجام عمل وضو به طور کلی اکثر چاکراها و کانالهای انرژی را بزرگ و فعال می کند.اما نکته جالب این است که در این عمل، میزان افزایش در چاکراهای پایینی، بسیار بیشتر از چاکراهای بالایی است. یعنی اگر چاکراهای بالایی تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند، چاکراهای پایینی (قاعده ای، جنسی و نافی) به راحتی تا دو برابر و حتی بیشتر رسیده اند.

 می توان چنین استنباط نمود که بر خلاف نظر عموم که وضو گرفتن را عملی روحانی می دانند، این عمل نیک بیشتر بر روی بعد جسمانی اثر می گذارد.

در واقع با تغییر شگرفی که وضو گرفتن بر وضعیت بدن پدید می آورد، بیشتر دنیای فرد را آباد می کند تا آخرت وی را.

پوست بدن ما قابلیت جذب و نگهداری میزان زیادی انرژی در خود دارد. انرژیهایی که بیگانه بوده و ناشی از مشغله ها و استرسهای محیطی است. هنگام وضو، چنین دست کشیدنی بر روی پوست صورت، می تواند استرسها و انرژیهای بیگانه انباشته شده در آن را تکانده و به دور ریزد.

یک مسلمان در شبانه روز حداقل سه بار وضو می گیرد، این عمل کمک می کند که هر چند ساعت یک بار عمل تخلیه انرژیهای انباشته شده صورت گیرد.

 به خاطر انعطاف پذیری بسیار بالای پوست صورت نسبت به سایر اعضای بدن، میزان این انباشتگی در صورت بیش از سایر جاهاست به طوریکه گاهی بیش از 90% انرژیهای منفی و استرسهای محیطی در پوست صورت تجمع می یابد. 10% مابقی در کل بدن پخش شده و حتی قابل اغماض است.

وضو گرفتن پیاپی مانع صدمه زدن این تجمع می شود و اجازه نمیدهد این میزان از حد توان فراتر رود. به همین دلیل زمانی که استرس یا شوک خاصی بر فرد وارد می شود، یک وضوی ساده تا حد زیادی می تواند این مشکل را حل کند.

اوج استرس یک امتحان دهنده در سر امتحان و زمانی است که برگه های سوال را در دست دارد. این حجم استرس بر روی فعالیت عمومی انرژیکی و جسمانی و در نتیجه بر کارکرد مغز اثر می گذارد.

یک وضوی ساده به راحتی قادر است حجم استرس زیادی را که در عضلات صورت انباشته شده، تخلیه کند. این تخلیه خصوصاً بر روی چاکراهای فرعی فکها صورت می گیرد.

چاکراهای فرعی فک، تأثیر مستقیمی بر روی سیستم اعصاب و حافظه دارند. از دید دانش مدرن هم بیشترین حجم استرسهای محیطی در پوست صورت ذخیره می شود. پس اگر هر چند ساعت یک بار دستی بر روی صورت بکشیم، در پایان روز بسیار آرامتر خواهیم بود.

به هنگام وضو گرفتن، این فرایند با آب، به ویژه با آب سرد همراه می شود که تأثیر آن را بیشتر هم می کند. یکی از چهار کانال انرژی اصلی در دست راست است.

در وضو، حرکت رو به جلوی دست چپ بر روی دست راست، باعث تحریک این کانال و تخلیه شدید انرژیهای راکد باقیمانده در آن می شود. انرژیهای راکدی که به صورت حب و بغض و خستگیهای روزانه نمود پیدا می کنند

بر طبق فلسفه تائو و اعتقاد مردم چین، بدن از دو بعد متضاد ساخته شده که مدام در حال تقابل با یکدیگر هستند. زمانی که تعادل این دو بعد بهم بخورد، بیماری رخ می دهد. این دو بعد را «یین» و «یانگ» می نامند. تمام هنر یک رزمی کار چینی درک این دوگانگی و به تعادل رساندن آن است.

در وضوهنگامی که با دست راست دست چپ را لمس می کنیم، انرژی سمت راست بدن  به سمت چپ راه یافته و تعادل کامل می شود. در این هنگام چاکراها به تعادل بالایی رسیده، کاملاً متوازن می شوند. این توازن بهترین بستر برای برنامه ریزیهای بعدی است.

باز شدن چاکراهای کف دست تأثیر زیادی بر روی کلیت انرژی بدن می گذارد. چاکراهای دستها، ادامه چاکرای قلب هستند. هرچه شما سرحالتر و سالمتر باشید، چاکراهای کف دست و پای شما بزرگتر و فعالتر هستند. یکی از دلایل کلافگی و بی حوصلگی، بسته شدن این چاکراست.

فلز چاکراها را می بندد. به طور کلی تماس مستقیم فلز با هیچ نقطه ای از بدن توصیه نمی شود. برای درک بهتر این موضوع می توانید آزمایش ساده ای انجام دهید. اگر در کف هر یک از دستهای خود یک سکه بگذارید و برای دقایقی آنها را نگاه دارید، پس از مدتی به شدت احساس کلافگی و خفگی می کنید. گویی در درون قفسی قرار گرفته اید.

سکه های فلزی قادرند چاکراهای شما را مسدود کنند. تماس طولانی مدت با فلز به تنهایی می تواند مسبب بیماریهای مختلفی گردد.

با تحریک فرق سر، یکی از مهمترین چاکراهای بدن (چاکرای تاج) تحریک می شود . این چاکرا دروازه تجربیات روحانی است و فعال بودن آن از نشانه های معنوی بودن فرد است. فعالیت این چاکرا با ضخامت طناب روحی در ارتباط است. این چاکرا حالت تفوق و برتری خاصی بر روی سایر اندامها داشته و تحریک آن، بر روی عملکرد تمامی بدن تاثیر می گذارد.

هنگامی که این چاکرا کاملاً باز و فعال شود، همانند تاج درخشان و نورانی بر روی سر به تلألؤ می پردازد. شاید تاجی که پادشاهان بر سر می گذارند، نمای جسمانی و بسیار کوچک از این وضعیت برتر باشد.

 لمس کردن فرق سر تأثیر زیادی نیز بر هماهنگ کردن فعالیت نیمکره های مغز دارد. نیمکره چپ بیشتر مربوط به استدلال، منطق و امور دنیوی است. هنگامی که فرد زیاد درگیر مسایل و مشکلات دنیوی می شود، این نیمکره به شدت فعال می شود. نیمکره راست بیشتر مربوط به احساسات و عواطف شماست. قابلیتهای هنری، لذت بردن و خلسه، همگی مربوط به فعالیت این بخش از مغز هستند. به خاطر شرایط محیطی ممکن است در یکی از این حالات افراط شود.

کسانی که زیاد درگیر مشغله های زندگی شده و کمتر به بعد روحانی و استراحت خود بها می دهند، دارای فعالیت زیادی در نیمکره چپ هستند. به همین ترتیب کسانی که درگیر مسایل عاطفی و هنری شده، کمتر مسئولیت پذیر هستند.

این افراد نسبت به مسایل جاری زندگی بی تفاوت بوده و دارای نیمکره راست فعالتری می باشند. هر دو این حالات افراط است و سلامتی فقط در صورتی حادث می شود که این دو به تعادل برسند.

 لمس کردن فرق سر(مسح سر) باعث تحریک پل ارتباطی بین دو نیمکره و فعالیت غده پینه آل می شود به این ترتیب تعادلی نسبی در وضعیت فعالیت نیمکره های مغز پدید آمده و انرژی با سهولت بیشتری در آنها جریان می یابد. تحریک این نقطه در تقویت حافظه نیز می تواند تأثیر گذارد.

در عمل مسح پا، نیمه بالایی بدن با نیمه پایینی مبادله انرژی می کند و باز هم به گونه ای تعادل و توازن انرژی ایجاد می شود. چاکراهای کف پا دروازه هایی هستند که در امر سلامت بدن نقش بسزایی دارند، منتهی کمتر مورد توجه قرار گرقته اند.

زمین به عنوان یکی از بزرگترین منابع حیاتی، انرژی خود را از طریق این دریچه ها با بدن مبادله می کند. نوع انرژی زمین خاص بوده و بیشتر بر روی کالبد جسمانی اثر می گذارد.

با انجام مسح پاها به وضوح چاکراهای کف پا تحریک می شوند. فعالیت چاکراهای کف پا در ادامه منجر به تحریک انگشتان پا می شود. این تحریک بخصوص در انگشتان شست، میانی و انگشت کوچک خود را نشان می دهد.

 کم و بیش افرادی مشاهده می شوند که از خستگی مزمن رنج می برند.این افراد دارای چاکراهای پایینی ضعیفی بوده که انرژی اندکی را به بالا پلمپ می کنند. با تقویت و تحریک چاکراهای پایینی می توان قدرت و حیات دوباره ای به کالبد آنها بخشید.

اگر چاکراهای پایینی به طریقی به طور منظم تغذیه شوند، این اتفاق هرگز نمی افتد.

منبعی که می تواند این انرژی دائمی را تأمین کند، کره زمین است. انرژی زمین از طریق چاکراهای کف پا می تواند به چاکرای قاعده ای راه یابد. اگر علاوه بر تحریک و انرژی دادن به چاکراهای قاعده ای و جنسی، چاکراهای فرعی کف پا نیز فعال گردند، تغذیه مداوم انرژیکی باعث می شود تا فرد به سادگی دچار خستگی و ضعف نشود. به کمک وضو گرفتن می توان از خستگی مزمن رهایی یافت.

آنچه در عمل وضو اتفاق می افتد، شباهت بسیار زیادی به طب سوزنی دارد. تجربیات انجام شده در مرکز پژوهشی«تجسم خلاق» نیز نشان داده است که هنگامی که به وضو به عنوان یک شیوه درمانی نگریسته شود، در ابتدای امر نتایج حیرت آور است  تا جایی که در یک مورد، انحراف جانبی ستون فقرات به کمک این عمل تسکین یافت و اندکی بعد درمان شد.

جای آن دارد که همانند کشورهای دیگر که میراثهای کهن خود را این چنین کامل و علمی بررسی کرده و آن را به تمام جهان صادر کرده اند، این سنت نیک نیز بررسی و برای استفاده همگان حتی در ملل دیگر نیز انتشار یابد.

از جمله نتیج جالب آن است که انجام وضو حتی بر روی کسانی که با دید اعتقادی به آن نگاه نمی کنند و حتی پیرو شریعت دیگری هستند نیز بسیار مفید است و در برخی موارد این اثرات بیشتر هم بوده است.

یکی از بارزترین قسمتهای وضو، استفاده از آب و خیس و مرطوب کردن قسمتهایی از بدن است. آب یکی از بسترهای انرژیکی است. به کمک دستگاههای خاص عکسبرداری و همچنین اسکن دقیق آب مشخص شده که دمای آب با میزان انرژی حیاتی آن(انرژی حیاتی که از محیط اطراف جذب می کند) ارتباط مستقیمی دارد.

«هراندازه میزان انرژی حیاتی آب بیشتر باشد، دمای آن بالاتر می رود.»

آب صفر درجه تقریباً خالی از انرژی حیاتی است. این مسأله با اسکن کردن توده انرژی دو لیوان آب سرد و آب گرم کاملاً قابل آزمایش است.

در طب آیورودا توصیه به استفاده از آب ولرم جهت نوشیدن می شود زیرا نوشیدن طولانی مدت آب سرد می تواند مشکلات خاصی را به دنبال داشته باشد. آب ولرم یعنی آبی که نه کاملاً خالی از انرژی بوده و نه بیش از حد از انرژی انباشته است.

هنگامی که آب ولرم می نوشید، سهم بیشتری از انرژی هستی را دریافت می کنید، انرژیی که می تواند تعادل مجدد را به بدن باز گرداند.آب سرد دارای انرژی بسیار کمی بوده و پس از نوشیده شدن، انرژی مسیری که طی می کند را به خود جذب می کند.

این عمل در بلند مدت باعث نقصان انرژیکی در اعضایی مانند حلق و گلو می شود وبه گلودرد بدون هیچ علتی منتهی می شود، برعکس نوشیدن آب ولرم کمک می کند تا مبادله انرژیکی میان آب واعضای بدن به خوبی انجام پذیرد.

برای تسهیل روند درمان بیمار می توانید لیوان آبی را به کمک جارو کردن (sweeping) کاملاً تمیز کرده، آن را از انرژی تمیز و شفا بخش خود پر نمایید، آنگاه این لیوان حاوی آب انرژی دار را به بیمار بدهید. این عمل در برخی از بیماریها نظیر مشکلات گوارشی تأثیر شگرفی دارد.

 در این عمل بهتر است از آب سرد کمک گرفته شود  زیرا آب سرد عموماً خالی از انرژی بوده و می تواند حجم بیشتری انرژی از شما دریافت کند. ممکن است انرژیهای محیطی پاکیزه نباشد، به ویژه در مکانهای پرجمعیت اکثراً نقصان انرژی وجود دارد.

آب جاذب انرژی حیاتی است. هرچه آب سردتر باشد، خالیتر بوده و بر طبق قانونی شبیه قانون اسمزی، انرژی از تراکم بالاتر به تراکم پایینتر جریان می یابد.

نمونه دیگر استفاده از آب، به هنگام تب کردن است. یکی از بارزتری اعمال در هنگام تب، انجام عمل پاشویه است، یعنی پاهای فرد بیمار با آب سرد شسته می شود. ای عمل بر کاهش تب تأثیر زیادی دارد.

به هنگام تب، چاکراهای کف پا مسدود شده و چاکراهای پایینی بدن بخصوص چاکراهای قاعده ای خالی می ماند. تب واکنش طبیعی در برابر این نقصان انرژی است. معمولاً به هنگام نقصان انرژیکی یک چاکرا، اندازه آن هم کاهش می یابد. به هنگام تب، چاکرای قاعده ای کوچک نمی شود بلکه بزرگ مانده و کاملاً هم از انرژی تهی گشته است در نتیجه فشار زیادی به بدن وارد می شود.

فعالیت این چاکرا به هنگام تب، نه تنها کمتر نشده، بلکه بیشتر هم می شود، اما دیگر آبی وجود ندارد. تصور کنید که به جای آب با طراوت، گاز خشک و داغی در این لوله ها پمپ شود.

آب سرد به عنوان یک گیرنده انرژی، انباشتگی ایجاد شده در مسیر چاکراهای کف پا و کانالهای آن را به خود جذب کرده، باعث باز شدن این مسیر می گردد. این عمل را یک انرژی درمانگر با پاکسازی کامل نواحی مربوطه می تواند انجام دهد

به هنگام خواب آلودگی توصیه می شود دستها و صورت با آب شسته شوند. این عمل باعث برداشته شدن انباشتگی صورت و چشمها شده، چاکراهای چشمها را نیز متعادل می کند. در نتیجه بر روی سوی چشم و سلامتی آن تأثیر می گذارد.

به طور کلی آب به هر کجای بدن که برسد، شفا دهنده است، زیرا تجمع و انباشتگی انرژی را به سهولت بر طرف میکند. برای این کار هم از آب سرد و هم از آب گرم استفاده می شود که هر کدام مورد مصرف خاصی دارند.

به عنوان مثال اگر فردی دچار ضعف عمومی شده و سطح کلی انرژی بدنش نقصان یافته، توصیه می شود آب ولرم بنوشد. این عمل پس از مدتی باعث بالا رفتن سطح انرژی و سرحال شدن وی می گردد.

 یکی از مواردی که اثر آب را به خوبی روشن می کند، گلودردهای شایع فصل تابستان است.این گلودردها اغلب با سرماخوردگی همراه نیستند یعنی فرد سرما نخورده ولی گلویش درد می کند. علت این امر به مصرف بیش از حد آب خنک در تابستان برمیگردد.

آب سرد دارای انرژی بسیار کمی بوده و پس از نوشیده شدن، انرژی مسیری که طی می کند را به خود جذب می کند. این عمل در بلند مدت باعث نقصان انرژیکی در اعضایی مانند حلق و گلو می شود وبه گلودرد بدون هیچ علتی منتهی می شود، برعکس نوشیدن آب ولرم کمک می کند تا مبادله انرژیکی میان آب واعضای بدن به خوبی انجام پذیرد.

یکی از بهترین توصیه ها هنگام حمام رفتن، استفاده متناوب از آب سرد و آب گرم است. با آب سرد بدن از انرژیهای معیوب خود تخلیه می شود. آب گرم به کل بدن انرژی می دهد و آب سرد بعدی، دوباره تمام بدن را از انرژیهای معیوب باقیمانده تخلیه می کند.

این چرخه اگر پنج یا شش بار ادامه پیدا کند، باعث تعادل و توازن در بدن گردیده و تأثیر شفابخشی دارد. زیاده روی در این عمل، نه تنها باعث نقصان انرژیکی نمی شود بلکه تعادل بیشتری نیز در بدن ایجاد می کند.

عمل وضوگرفتن ونماز خواندن پس از آن، به تنهایی یک چرخه کامل درمانی است.

«وضو تمیز و آماده کرده، نماز پر می کند».

بسیاری از بیماریها حاصل تجمع و انباشتگی انرژی است، وضو این تجمع را برطرف می کند، لذا وضو به تنهایی می تواند به عنوان یک شیوه درمانی قلمداد شود.

تمامی عملکرد وضو وطب سوزنی بر روی جریان سیال انرژی در کانالها استوار است. کانالهایی که از قرنها پیش شناخته شده اند وعکسبرداریهای جدید نیز صحت آنها را تأیید نموده است.

چنانچه عمل وضو در ساعات خاص انجام شود، علاوه بر تاثیرات ناشناخته، می تواند بر روی اندامهای مربوط به آن ساعت اثر گذارد. به عنوان مثال بین ساعات 3 تا 5 عصر بیشترین تأثیر بر روی کانال مثانه است، در نتیجه بر روی کلیه ها تأثیر مثبت دارد.

همچنین برای تقویت حافظه می توان بین ساعات 7 تا 9 عصر وضو گرفت. هر بار که فرد وضو میگیرد، تغییرات جالبی در وضعیت انرژی ایجاد می شود، ولی برای بروز این تأثیرات در جسم، عمل وضو باید برای مدتی ادامه یابد.

به طور متوسط یک دوره 21 روزه پیشنهاد می شود، هر چند که ممکن است بسیار زودتراز این مدت نیز نتیجه محسوس باشد. در برخی موارد، بیمار در صورت بهبودی اندک بیماری لا علاج خود، می تواند تا ماهها و حتی سالها وضو گرفتن را دنبال کند. اگر بیماری از آرتروز پیشرفته در رنج باشد و دریابد که با وضو گرفتن در ساعات 3 تا 5 عصر بیماری وی حداقل تسکین می یابد، با کمال میل راضی است تا پایان عمر در آن ساعت خاص وضو بگیرد.

به خاطر داشته باشید که این روش قادر است حتی بیماریهای لاعلاج را نیز درمان و بهبود ببخشد.

در وضو تمام کانالها باز می شود. باز شدن تمامی کانالها باعث چیده شدن چاکراها با آرایش خاصی می شود. این آرایش می تواند بهترین شرایط انرژیکی بدن باشد. تجدید وضو باعث ماندگاری این شرایط می شود.

پس از نیت برای انجام وضو،هاله انرژی به شدت بزرگ و درخشان می شود به طوریکه مردمان عادی نیز این درخشندگی و نور را حس می کنند

وضو گرفتن در ساعت 23 الی 1 بر کانال کیسه صفرا اثر می گذارد و در نتیجه بر روی سر،چشم، گوش، بینی، دهان و حلق تأثیر مثبت دارد.

وضو گرفتن در ساعت 1 الی 3 بر کانال کبد اثر می گذارد و در نتیجه بر روی اندامهای جنسی، گوارشی، ادراری و قفسه سینه تأثیر مثبت دارد.

وضو گرفتن در ساعت 3 الی 5 بر کانال ریه اثر می گذارد و در نتیجه بر روی دستگاه تنفس تاثیر مثبت دارد و سبب تسکین دردهای گلو و بازو می شود.

وضو گرفتن در ساعت 5 الی 7 بر کانال روده بزرگ اثر می گذارد و در نتیجه بر روی چشم، حلق، بینی و دهان تأثیر مثبت دارد و سبب بهبود سرما خوردگی می شود.

ادمه مطلب با مراجعه به کتاب در دسترس خواهد بود.

 

 

سفر روح (17)

- وقتی جنین را ترک می کنید، آیا فقط در سطح کره زمین به این طرف و آن طرف می روید؟

- بله، ما سعی می کنیم که خیلی با جنین فاصله نگیریم. من نمی خواهم شما فکر کنید که ما با بچه متولد نشده هیچ کاری نداریم، من با ذهن آن بچه مشغول هستم، اگرچه هنوز کاملاً آماده نیست.

- تا چه زمانی شما جسم بچه را گهگاه ترک می کنید؟

- تا سن پنج یا شش سالگی. معمولاً وقتی بچه برای مدرسه رفتن آماده شود، همکاری ما به صورت عملیاتی در می آید. تا پیش از این سن، می شود بچه را به حال خود تنها گذاشت.

- آیا شما موظف نیستید که دائماً در جسم خود باشید؟

- اگر اشکالی برای جسم پیش بیاید، من با سرعت گلوله حاضر می شوم.

- اگر با دوستانت مشغول تفریح باشی، چطور می فهمی که اشکالی پیش آمده؟

- هر مغزی، امواج خاص خود را ساطع می کند، مثل اثر انگشت. اگر برای بچه ای که ما قسمتی از او هستیم اشکالی پیش بیاید، بلافاصله می فهمیم.

- پس تو در همه موارد مراقب بچه هستی، چه در درون او باشی چه در بیرون، بله؟

- (با افتخار) بله، البته تازه من مراقب والدین هم هستم. آنها ممکن است در اطراف بچه با هم بگو مگو داشته باشند و این کار آنها سبب بوجود آمدن ارتعاشات آزار دهنده پیرامون بچه می شود.

- اگر چنین اتفاقی بیفتد، تو به عنوان روح چه کار می توانی بکنی؟

- تا آنجا که ممکن است بچه را آرام می کنم. ضمناً توسط بچه سعی می کنم والدین را نیز آرام نمایم.

- به عنوان مثال بگو برای آرام کردن والدین چه کاری از تو ساخته است؟

- مثلاً بچه را وادار می کنم که برای والدین بخندد، به صورت آنها چنگ بزند، این طور چیزها بچه را نیز برای والدین عزیزتر می کند.

- آیا تو که در حالت روحی هستی، می توانی حرکت فیزیکی بچه را هم سبب شوی؟

- بله، من به عنوان مثال آن قسمت از مغز که حرکتها را کنترل می کند، تحریک می کنم. گاهی حتی دنده های بچه را غلغلک می دهم تا بخندد. خلاصه هر کاری که لازم باشد انجام می دهم تا محیط خانواده ام آرام تر باشد.

- آیا خاطرات زندگی های گذشته هم به یاد این بچه می آید؟

- بله، ما گاهی رؤیاهایی داریم، مثلاً هنگام بازی با سایر بچه ها داستانهایی خلق می کنیم و از دوستان خیالی حرف می زنیم، اما در واقع آن قصه ها و آن رفقا واقعیت داشته اند و فراموش شده اند. بچه ها در سالهای اول تولد چیزهایی می دانند که خارج از تصور بزرگترهاست.

پایان

سفر روح (16)

در لحظه ای از زمان، بلافاصله قبل از تولد، روح خیلی محتاطانه جسم را لمس می کند و با مغز نوزاد ارتباط برقرار می نماید. بدن نوزاد در مورد قبول یا رد روح حق انتخاب ندارد. زمان دقیق ارتباط روح با جسم بستگی به انتخاب روح دارد. تحقیقات من نشان می دهد روحهایی که زودتر به جنین می پیوندند، در دوران حاملگی مکرراً به درون و بیرون رحم مادر می آیند و می روند.

وقتی تولد صورت گرفت، اتحاد روح و جسم تکمیل می شود و به صورت نوعی شراکت در می آید. امکان خروج روح از جسم به جز لحظه مرگ فیزیکی باز هم درمواردی وجود دارد، مثلاً در حالت خواب، تمرکز عمیق و یا وقتی بدن تحت تأثیر داروهای بیهوشی اتاق جراحی قرار دارد، روح موقتاً جسم را ترک می کند. غیبت روح در مورد صدمات شدید مغزی و یا حالت کوما خیلی طولانی تر است.

سوژه شماره 29 با شرح زیبایی اعجاز آمیز و خلاقه پیوستن روح به جسم انسان جدید مطالب خود را ادامه می دهد.

- خوشحالم که سالم و سرحال به جسم جدید وارد شدی، حالا به من بگو چه مدت از تشکیل جنین گذشته؟

- پنج ماهه است.

- آیا تو معمولاً در همین موقع از دوران بارداری به جنین می پیوندی؟

- نه، زمان پیوستن من به جسمهایم متفاوت بوده و به وضع بچه، مادر و زندگیی که در انتظارش بوده ام بستگی داشته.

- آیا تو می دانی که سایر روح ها معمولاً در چه زمانی وارد جسم می شوند؟

- اوه ... بعضی ها مدت طولانی تری دور و بر جنین می پلکند، یعنی می روند و می آیند. وضع خسته کننده ای است.

- یعنی معمولاً چه کار می کنند؟

- مثلاً خود من، مدت خیلی زیادی در درون رحم مادر نمی مانم، چون حالت بیکاری و بی حوصلگی دست می دهد.

- خوب، مثلا ً همین دفعه که در رحم مادر هستی، اگر همراه جنین نباشی، چه کار می کنی؟

- (با لبخند) راستش را بخواهی به بازی و تفریح می پردازم. وقتی جنین هنوز خیلی فعال نیست، موقعیت خیلی خوبی برای تنبلی می باشد. من و سایر دوستانم که در موقعیت مشابهی هستند، سری به جاهای جالب و دیدنی کره زمین می زنیم، بعضی اوقات هم از اماکنی که در زندگی های قبل آنجا بوده ایم، دیدن می کنیم.

- آیا تو و سایر روحها فکر نمی کنید که ترک جنین برای مدت طولانی، نوعی کوتاهی در مورد مأموریت و مسئولیت شما می باشد؟

- (با حالت دفاعی) اصلاً چه کسی گفته که ما مدت طولانی جنین را ترک می کنیم؟ تازه، در آن مرحله کار اصلی ما هنوز شروع نشده است.

سفر روح (15)

بعضی اوقات درسها را به راحتی می آموزیم اما اغلب اوقات به این سادگی نیست . مهمترین قسمت مسیر زندگی در واقع پیچ های جاده است . در آن موارد باید خیلی هشیار باشیم که نشانه ها را گم نکنیم و نادیده نگیریم.

- حالا برایم بگو مهمترین نشانه ای که حتماً باید آن را به خاطر داشته باشی، چیست؟

- خنده ملیندا

- ملیندا دیگر کیست؟

- قرار است همسر من بشود.

- خنده ملیندا را چطور تشخیص خواهی داد؟

- قرار است وقتی برای اولین بار او را می بینم، مشغول خنده باشد، خنده اش صدای عجیبی دارد. مثل زنگ شتر، تشریح آن مشکل است. بعد هم از بوی عطرش. هنگامی که با هم خواهیم رقصید، قرار است او را بشناسم. بوی آشنایی خواهد بود ضمناً چشمهای او را تشخیص خواهم داد!

- پس برای شناسایی مونس روحی خود بیشتر از یک علامت به تو داده شده است؟

- بله، شاید من آنقدر کودن هستم که مشوقین احساس کرده اند به بیش از یک نشانه احتیاج دارم. آنها می خواهند وقتی او را ملاقات می کنم، حتماً در شناسایی او موفق شوم.

- آیا به او هم علامتی داده شده که تو را تشخیص دهد؟

- بله، گوشهای بلند من! هنگام رقص هم چند بار به جهت دستپاچگی پاهایش را لگد خواهم کرد و نشانه دیگر احساسی است که قرار است موقع رقص به او دست دهد.

از قدیم گفته ند که چشم پنجره ای به سوی روح است.هیچ یک از اعضای بدن به اندازه چشمها در امر شناسایی مونس روحی مؤثر نیست. روحها خاطرات صدا و بوی افراد را نیز در حافظه خود نگه میدارند. مشوقین به ما یاد میدهند که از هر پنج حس ظاهری، به عنوان علامت های تشخیص روح ها در طول زندگیمان استفاده کنیم.

- آیا ممکن است در طول زندگی مرتکب یک اشتباه اساسی شده و پرچم عوضی را دنبال کنید و در نتیجه مثلاً کار و شغلتان چیز دیگری بشود، یا به شهر دیگری بروید و لذا نتوانید فرد مؤثری را ملاقات کنید؟

- (مکث طولانی) در مورد من وضع این طور است، من غالباً علائم و نشانه ها را می بینم اما در بعضی موارد به آنها توجه نمی کنم...یعنی به طرف دیگری متمایل می شوم. گاهی اوقات دلیلش این است که حالت وسواس پیدا می کنم و علیرغم دیدن نشانه های زیاد به تجزیه و تحلیل می پردازم. بعضی اوقات برعکس به اندازه کافی در مورد وضعیت فکر نمی کنم یعنی گاهی به افراط و گاهی به تفریط کشیده می شود.

- و در نتیجه کاری خلاف آنچه در برزخ برنامه ریزی شده بود، انجام می دهی؟

- بله و در این گونه موارد آن نتایج مطلوب گرفته نمی شود، منتها ما به جهت اختیار خودمان گاهی پرچم قرمز را ندیده می گیریم.

سفر روح (14)

- هر وقت که روح بخواهد به زندگی دیگری بیاید، باید در این کلاس شرکت کند؟

- بله حتماً، ما باید حتی مطالب جزئی را نیز به خاطر بسپاریم.

- مگر شما قبلاً در انتخاب محل زندگی بعدی، همه صحنه های مربوط را مرور نکرده اید؟

- بله، منتها اینجا حتی جزئیات را به ما می فهمانند. بعلاوه پیش از شرکت در این همایش، همه افرادی را که قرار است با آنها رابطه پیدا کنم، ندیده ام.این کلاس به منزله بررسی نهایی است... همه ما را به دور هم جمع می کنند.

- یعنی همه افرادی را که قرار است در طول زندگی در وضعیت همدیگر تأثیر داشته باشند؟

- بله، در واقع این کلاس، برای آشنایی با آنهاست. البته ما در زندگی ممکن است بلافاصله وقتی به هر یک از این افراد برخورد کنیم، نتوانیم آنها را تشخیص دهیم.

- آیا مونس روحی اصلی خودت را هم آنجا می بینی؟

- (با حالت خجالت) بله، آن خانم هم اینجاست... عده دیگری هم هستند که با آنها ارتباط خواهم داشت... یا قرار است آنها با من ارتباط برقرار کنند... به آنها نیز نشانه های مربوط به خودشان داده می شود.

- حالا متوجه شدم. پس همه این روح ها از گروه خودت نیستند، منتها هر یک به نحوی در زندگی آینده ات قرار است نقش مهمی ایفاء کنند؟

- (با کم حوصلگی) بله، ولی اگر شما مرتباً با من حرف بزنی، حواسم پرت می شود و حرفهای سخنران را به خوبی متوجه نمی شوم.

- (دوباره آهسته صحبت می کنم) خیلی خوب، حالا باشماره 3، من وضع پیشرفت کار این کلاس را به حالت تعلیق در می آورم تا تو به جهت صحبت با من چیزی را از دست ندهی (به آرامی) یک.. دو... سه. در این مدت لطفاً تو در مورد پرچمها و نشانه ها بیشتر برایم توضیح بده، موافقی؟

- خیلی خوب، موافقم.

- آیا منظور تو این است که هر وقت لازم باشد در طول عمرت هر کدام از این روحها را شناسایی کنی، برانگیزنده خاص او عمل می کند، در نتیجه تو می توانی آن را تشخیص دهی؟

- بله، به همین خاطر هم همه ما را امروز اینجا احضار کرده اند. در مقطعی از زندگیم هر یک از این افراد ظاهر خواهند شد. با دیدن نشانه ی خاصی من باید آنها را به یاد آورم.

- خوب اگر در زندگی زمینی حرف سخنران و مشوق خود را به یاد نیاورید و آن شخص را تشخیص ندهید، آن وقت چه اتفاقی می افتد؟

- (مکث) باز هم امکانات دیگری به ما داده می شود.. ممکن است به خوبی موقعیت اولی نباشد... هر کسی ممکن است لجاجت بکند، اما...

- اما چه؟

... اما.. ما معمولاً علائم مهم را فراموش نمی کنیم.

- چرا راهنماهای ما، کار را انقدر پیچیده و مرموز می کنند؟ چرا در موقعیتهای مهم زندگی، همان موقع به ما آگاهی نمی دهند که چه کار باید بکنیم؟

- به این دلیل که وقتی ما به زندگی زمینی می رویم، حق انتخاب داریم و باید خودمان واکنشهای خودمان را کنترل کنیم و ازقبل چیزی به ما دیکته نمی شود. روح ما از طریق کوشش و عملکرد خودمان پروررش پیدا می کند.

سفر روح (13)

مونس روحی

سوژه هایی که برای خواب مصنوعی به مطب من مراجعه می کنند، در مورد پیدا کردن و شناسایی مونس روحی و سایر روح هایی که باید در طول زندگی با آنها روبرو شوند، نگرانی زیادی ابراز می کنند و سؤالات زیادی در این مورد دارند.

 برای شناسایی این گونه عناصر روحی، همه ما در برزخ آمادگی لازم را پیدا می کنیم. محلی که در برزخ برای ایجاد این آمادگی در نظر گرفته شده، محل تشخیص خوانده می شود.

سوژه ها می گویند دلواپسی و نگرانی که در آنجا به روح دست می دهد شبیه حالتی است که انسان در جلسه برگزاری امتحان نهایی در تحصیلات زمینی دارد. گزارش بعدی مربوط به این تجربه است.

گزارش شماره ی 28

- آیا لحظه آن فرا رسیده که تو برزخ را ترک کنی و به زندگی جدیدت بروی؟

- بله... من تقریباً آماده هستم.

- اگر ناگهان نظرت را در مورد مقطع زمانی و جسم زندگی بعدی عوض می کردی، آیا می توانستی عقب نشینی کنی و به آن زندگی نروی؟

- بله، من قبلاً هم این کار را کرده ام. برای همه ما پیش آمده است. لا اقل برای همه روحهایی که من می شناسم. خیلی اوقات ما در آخرین لحظه هم از رفتن به زندگی زمینی منصرف می شویم.

- اگر در آخرین لحظه پشیمان می شدی، چه اتفاق می افتاد؟

- آنها خیلی سختگیری نمی کردند، با من راه می آمدند. راهنمایم و دوستانم دلیل عوض شدن تصمیم را می پرسیدند، نهایتاً به زودی می آمدم، راهنمایان می فهمند که چه موقع آماده هستیم.

- خوب، خوشحالم که تحت فشار قرار نمی گرفتی. حالا برایم تعریف کن وقتی که تو تعهد نهایی برای زندگی جدید را پذیرفتی، آیا کار مهم دیگری هم هست که باید در برزخ انجام شود؟

- باید به کلاس تشخیص بروم.

- وضعیت آن محل را برایم شرح بده.

- جلسه آشنایی با روحهایی است که باید در طول زندگی آنها را شناسایی کنم.

- وقتی دو دستم را به هم زدم، تو بلافاصله به این کلاس برو، آماده هستی؟

- بله، حاضرم.

- (دستهایم را به هم می زنم) حالا هر کاری انجام می دهی، برایم تعریف کن.

- اینجا یک سالن دایره شکل است،در وسط آن سکویی قرار داده اند و سخنرانها روی آن ایستاده اند.

- خوب... بگو چند روح آنجا حضور دارند؟

- اوه.. ده پانزده نفری هستند. در گوشه های دیگر سالن دسته های دیگری هم هستند که به حرفهای سخنران مربوط به خود گوش می دهند.

- آیا آن ده پانزده روح از هم گروههای خودت هستند؟

- بعضی از آنها.

- آیا این سخنرانها همان راهنماهای شما هستند؟

- نه، ما این افراد را مشوقین می نامیم، آنها ما را برای زندگی زمینی تشویق می کنند. کار اصلی آنها این است که به ما بفهمانند در زندگی بعدی دنبال چه چیزی بگردیم. نشانه هایی به ما می دهند که باید در طول زندگی آن نشانه ها را به یاد آوریم و پیدا کنیم.

- چه نوع ننشانه هایی؟

- نشانه هایی که با شناختن آنها در مقاطع زندگی، جهت خود را پیدا کنیم.

- درست متوجه نشدم، ممکن است دقیقترصحبت کنی؟

- این پرچمها و نشانه ها کمکمان می کند که مسیرهای خاصی را در زندگی انتخاب کنیم تا به مقاطعی که قرار است وقایع مهمی برایمان رخ دهد برسیم... ضمناً بر اساس همین علامتها باید افراد بخصوصی را هم تشخیص دهیم.

سفر روح (12)

پس از مدتی اقامت در آرامش و پاکی برزخ، موقعی فرا می رسد که روح باید برای سفر دیگری به زمین آماده شود. این تصمیم آسانی نیست. روح باید جهان خرد و حکمت که در آن آزادی(نسبی) و خوشی حکمفرماست ترک کند و آماده رویارویی مجدد با نیازها و فشارهای ذهنی جسم بشری بشود. وقتی روح به برزخ می رسد مایل نیست که دوباره، حتی موقتاً جهان دوستی و محبت را ترک کند و به شرایط نا مطمئن و ترس و وحشت ناشی از تجاوز افراد بشر به حقوق یکدیگر بازگردد.

وقتی در برزخ جراحت های روانی زندگی گذشته التیام یافت و آرامش مجدد پیدا کردیم، آن وقت کشش خاصی به زندگی جسمی دیگر و پذیرفتن هویت انسان جدیدی را احساس خواهیم کرد.

 اعمال گذشته ما در قبال بشریت و موفقیت ها و اشتباهاتمان مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد و ما آماده فعالیتهای بعدی می شویم.

برای من بارها اتفاق افتاده با سوژه هایی صحبت داشته ام که خواسته یا ناخواسته وضعیتی پر از مصائب و مشکلات برای زندگی بعدی انتخاب کرده اند تا از این طریق بتوانند به اهداف انجام نشده خود دست یابند.

ما وقتی به صورت روح در برزخ هستیم، جسم زندگی بعدی را به دلایل مشخصی انتخاب می کنیم.

زندگی در درون یک بدن فلج الزاماً بدین معنی نیست که روح در زندگی قبلی باعث شده که انسان دیگری معلول شود و حالا در این زندگی می بایست بدهکاری خود را پرداخت نماید.

 ممکن است روح خواسته و دانسته و بنا به مصلحتی، جسم معلولی را انتخاب کرده تا از این طریق درس خاصی را بفهمد و تجربه کند. تحمل چنین وضعیتی و مهار کردن احساس ناراحتی ناشی از بیماری جسمی و تحمل درد، ما را قویتر و پایدارتر می کند.

گزارش شماره ی 26

... پیش از آمدن به زندگی زمینی و زمانی که هنوز دز برزخ بودی، آیا خودت تقاضا کردی که جسم توانا و رشیدی به تو داده شود یا اینکه راهنمایت این جسم را برایت انتخاب کرد؟

- من تقاضا کردم که یکی از قوی ترین و بهترین جسمها به من داده شود.

- در مجموع چند جسم به تو پیشنهاد شد؟

- دو جسم که قرار بود همزمان روی زمین زندگی کنند به من پیشنهاد شد.

- اگر هیچ یک از آن دو را نمی پسندیدی چه می شد؟

- امکاناتی که به من ارائه می شوند همیشه منطبق با خواست خودم است.

اگر روح برای زندگی خود مشخصات جسم استثنایی را انتخاب کند، نهایتاً باید در یک زندگی دیگر قطب مخالف آن را برگزیند تا رفتار او به تعادل برسد.

سفر روح (11)

روح های پیشرفته

روح های خیلی پیشرفته و پخته در بین افرادی که روی زمین زندگی می کنند، بسیار نادر و کمیاب هستند. اگرچه تا به حال من سوژه های زیادی نداشته ام که به سطح 5 پیشرفت روحی رسیده باشند و رنگ آبی از خود ساطع کنند، ولی همیشه کار کردن روی آنها به دلیل آگاهی و شناخت گسترده ای که در زمینه های معنوی دارند، بسیار جالب است.

در اغلب موارد آنهایی که در سطح 5 پیشرفت روحی هستند، اگر به زندگی زمینی بیایند، حتماً برای راهنمایی دیگران، کسب امتیاز خاص و انجام وظیفه ای مشخص است.

این گونه روح ها معمولاً در نهایت گمنامی به کردار نیک خود می پردازند. آنها اهل خودنمایی نیستند و هدفشان کمک به بهبود زندگی سایرین می باشد. مکرراً از من سؤال می شود که آیا افراد حساس، باذوق و مخصوصاً خوش فکر که با زشتی های جامعه سازشی ندارند، الزاماً روح های پیشرفته ای هستند؟ من در این مورد رابطه ی مستقیمی نمی بینم.

حساس بودن، لذت بردن از زیباییها یا حتی داشتن نیروی خارق العاده مانند غیب گویی و غیره هیچکدام دلیل پختگی و پیشرفت روحی نمی باشد. نشانه ی روح پیشرفته، داشتن حوصله (سعه صدر)، بلند نظری و توانایی رویارویی با مسائل زندگی و از همه مهم تر بصیرت و درایت فوق العاده ای است که در امور مختلف از خود بروز می دهند.

 فردی را که به عنوان نمونه ی یک روح سطح 5 انتخاب کرده ام، خانمی سی و چند ساله است که در یک مرکز بزرگ درمان معتادان کار می کند. در اولین برخورد، من بی نهایت تحت تأثیر متانت و آرامش او علیرغم تنش های فوق العاده ی محل کارش قرار گرفتم. او زن قد بلند و باریک اندامی بود.

چشمان خاکستری براق و روشن او حاکی از توجه به نکات کوچک و ظریفی بود که به چشم اغلب مردم نمی آید. احساس می کردم که او به درون من و نه به من می نگریست. همکارم پیشنهاد کرد که سه نفری با هم نهار بخوریم، چون این خانم به مطالعات من در خصوص برزخ علاقمند شده بود.

او گفت که هیچ گاه به خواب مصنوعی برده نشده ولی در ضمن تمرکزهایش به این نتیجه رسیده است که روحش شجره نامه طولانی و مفصلی دارد. وی همچنین عنوان نمود که احساس می کند ملاقات ما اتفاقی نبوده، بلکه گذرگاه لازمی در مسیر تکامل و یادگیری اوست.

گزارش شماره ی 23

...- بسیار خوب، تا سه عدد می شمارم آن وقت تو در مورد صحبت با من احساس راحتی بیشتری خواهی داشت. یک، دو، سه...حالا به من بگو اگر یکی از شاگردهایت در زندگی زمینی باشد و بخواهد توجه تو را به خودش جلب نماید، چه می کند؟

- در نهایت سکوت و آرامش... به درون خود مراجعه می کند.

- آیا همه ی افراد باید به همین ترتیب طلب کمک معنوی کنند؟

- بله، لا اقل در مورد شاگردان من این طور است.

- باید روی تو تمرکز دهند یا روی مسئله ای که برایشان پیش آمده؟

- آنها می بایست هر طور شده فکر خود را از موضوعی که آزارشان می دهد، فارغ کنند تا تماس با من تسهیل شود. انجام این کار اگر آرامش کامل نداشته باشند، دشوار است.

- وقتی در برزخ و به صورت روح هستی، چگونه می توانی پیغام شاگرد خودت را از میان میلیاردها پیغام کمک خواهی که در همان لحظه روحهای دیگر برای راهنماهایشان می فرستند، تشخیص دهی؟

- بدون وقفه تشخیص می دهم، همه ی ناظرین این توانایی را دارند، چون هر فرد با علامتی که ویژه خودش است، پیام می فرستد.

- مثل یک کد ارتعاشی در میدان ذرات فکری؟

- (با خنده) بله، شاید بتوان فرمهای انرژی را به این صورت تشریح کرد.

- خوب، وقتی پیغام را دریافت کردی، چطور پیام را به کسی که محتاج انرژی است می رسانی؟

- (با شوخی) مثل نجوا جواب را در گوشش زمزمه می کنم.

- آیا این روش کمک رسانی یک عنصر با محبت روحی به یک انسان پریشان است؟!!

- بستگی دارد، من مثل ناظری که خارج از آن بحران و در آرامش است، میزان تلاطم را تشخیص می دهم، سپس خیلی محتاطانه ذهن شاگرد را متوجه راه علاج می کنم.

- لطفاً در این مورد بیشتر توضیح بده.

- وقتی شاگردی در حالت بحرانی قرار گیرد، مثلاً بیماری جسمی داشته باشد یا غمگین، مضطرب و یا از کسی رنجیده باشد، انرژیهای منفی و کنترل نشده زیادی می فرستد که من متوجه می شوم. این انرژی منفی آنها را خسته می کند و به تحلیل می برد. در چنین موقعیتی بستگی به مهارت راهنما دارد که چه وقت و چگونه با او ارتباط برقرار کند.

مردم در بحبوحه ی بحران قدرت حرف شنوی را از دست می دهند. مثلاً وقتی بسیار اندوهگین باشند، معمولاً نمی شود پیغام را به آنها رسانید. وقتی ذهن شاگرد متمرکز نبوده و انرژی فکری اش در جهات مختلف پراکنده باشد، رابطه با او مسدود می شود.

سفر روح (10)

سوژه ی شماره ی 22

- معمولاً به هر روح امکان می دهند که مدتی را در یک یا دو دنیای سهل و آسان بگذراند و کار مهم و زیادی قرار نیست انجام دهد. بعد از چنین دوره ای، زندگی سخت کره ی زمین به من پیشنهاد شد.

- آیا زندگی در کره ی زمین سخت و مشکل تلقی می شود؟

- بله، در بعضی عوالم، روح باید ناراحتی و درد جسمی متحمل شود، در برخی از عوالم دیگر مشکلات، بیشتر فکری هستند. زمین هر دو نوع سختی را دارد. اگر بتوانیم تحت شرایط سخت کار خود را خوب انجام دهیم، به ما امتیاز و جایزه داده می شود. (با تبسم) آنهایی که خیلی به عوالم مختلف نمی روند، ما را ماجراجو تلقی می کنند.

- چه جنبه ای از کره ی زمین برای تو جالب و جذاب است؟

- انسانها، آنها علیرغم اینکه با هم در جنگ و نزاع هستند، نوعی وابستگی و همکاری شبیه ارتباطات خانوادگی دارند

- آیا به نظر تو این نوعی تضاد و تناقض نیست؟

- (با خنده) اتفاقاً همین وضعیت برای من جالب است. برای من جالب است بتوانم بین مردمی که تا این حد جایز الخطا هستند و غرور و خودمحوری عجیبی دارند، زندگی کنم. می دانی مغز و فکر انسانها چقدر جالب و بی مانند است؟

- منظورت چیست؟

- بشرها بسیار خود پسند و در عین حال دستخوش احساسات و عواطف هستند. آنها می توانند از خود تلخی و بی اعتنایی بروز دهند ولی ظرفیت زیادی برای محبت و نوع دوستی نیز دارند. در این دنیا، یعنی کره ی زمین، هم رفتار شجاعانه و هم عکس العملهای ناشی از ترس و ضعف دیده می شود. همه مشغول اعمال ضد و نقیض هستند و همین تنوع برای روح من سازگار است!

سفر روح (9)

روح های مبتدی

روحهای مبتدی دو نوع هستند؛ یک نوع آنهایی که مدت زیادی نیست از عالم ارواح بیرون آمده و زندگی های زمینی خود را شروع کرده اند.

نوع دیگر آنهایی هستند که مدت مدیدی است به زندگی های زمینی می آیند ولی هنوز پیشرفت کافی نکرده اند. من معتقدم که اصولاً سه چهارم روح هایی که در حال حاضر روی زمین زندگی می کنند و جسم بشری دارند، هنوز در مراحل اولیه پیشرفت هستند.

سوژه های من عنوان می کنند که وقتی یک روح به مرحله بلوغ کامل برسد، دیگر لازم نیست برای زندگی زمینی به این دنیا بیاید.

یکی از سوژه های من در زندگی های متوالی خود که تا به حال 850 سال طول کشیده، هنوز نتوانسته با حسادت مبارزه کند، حال آنکه در همین مدت موفق شده بر صفات سماجت، یک دندگی و تعصب غلبه کند.

یک روح مبتدی ممکن است چندین زندگی بیاید و برود و در حالت سردرگمی و غیرمفید بودن باقی بماند و با مسائل دنیوی مشغول شود، مسائلی که کاملاً با نظام هماهنگ و منطقی عالم ارواح متفاوت است.

به طور کلی من به این نتیجه رسیده ام که معمولاً وقتی یک روح، چهار یا پنج زندگی زمینی را طی کند، می تواند در برزخ عضو یک گروه شود.

در حقیقت شباهت های زیادی بین روح های هم گروه در برزخ با اعضای یک خانواده که روی زمین با یکدیگر زندگی می کنند وجود دارد.

روح هایی که مبتدی نیستند، در زندگی های زمینی به اطرافیان خود اعتماد بیشتری دارند. آنها کسانی هستند که به آینده ی مطلوب بشریت ایمان و اطمینان بیشتری دارند و به همین سبب موجب امیدواری افراد پیرامون خود می شوند.

سفر روح (8)

راهنمایان ما

تا به حال سوژه ای نبوده است که صحبت از راهنمایش نکند. در تمام جلسات خواب مصنوعی موضوع راهنما کم و بیش مطرح می شود.

غالباً سوژه ها قل از دیدن چهره و یا شنیدن صدای راهنما، حضور او را حس می کنند. تشخیص راهنما و آشنا شدن با او به فرد این احساس را می دهد که یک قدرت گرم، مهربان و مبتکر همواره با آنها همراه است.

به کمک راهنمایان، ما به هویت خودمان و بقای روح پی می بریم و با موضوع زندگی های متوالی آشنا می شویم. هر اندازه روح پیشرفته تر باشد، راهنمای بالاتری برایش تعیین می شود.

سوژه ها گاهی راهنمایان خود را با نامهای معمولی خطاب می کنند، گاهی هم آنها را با اسامی عجیب و غریب می خوانند. غالباً می شود ریشه ی آن اسامی را در یکی از زندگی های قبلی سوژه که تحت نظر آن راهنما بوده است، پیدا کرد.

این مربیان با مهارت و روش آموزشی خود به تصحیح اعمال و حتی افکار ما می پردازند. بیشتر اوقات ایده هایی که ما مدعی هستیم از خودمان است، در واقع توسط یک راهنمای دلسوز به ما القاء می شود.

این راهنمایان در مراحل سخت و در گرفتاری های زندگی زمینی همواره موجب دلداری ما می شوند، به خصوص در دوران کودکی که ما نیاز به تسکین و آرامش داریم.

بعضی از راهنمایان جوان هستند و در زندگی های قبلی خود توانسته اند بر صفات منفی خاصی که مبارزه با آنها بسیار مشکل بوده است، فائق آیند و حالا راهنمای روحهایی شده اند که با همان صفات و همان مشکلات رفتاری روبرو می باشند.

سوژه ی گزارش شماره ی 18 وقتی در حالت خواب مصنوعی متوجه شد که راهنمایش، اووا، هم اکنون یک زندگی زمینی را می گذراند، بسیار هیجانزده و متعجب گشت.

گزارش شماره ی 18

- آه خدایا! می دانستم! می دانستم چیز خاصی در مورد او هست.

- در مورد چه کسی؟

- پسرم، اووا الان پسر من است، او براندن است!

- یعنی پسر تو واقعاً همان اووا راهنمایت است؟

- بله، بله ( با خنده و گریه تؤام ) می دانستم! از همان روز که به دنیا آوردمش احساس می کردم، او به نحو دلپذیری آشنا به نظرم می رسید، حالت خاصی برایم داشت، خیلی بیشتر از یک نوزاد معمولی بود.

- روزی که به دنیا آمد، چه چیزی فهمیدی یا احساس کردی؟

- واقعاً نمی دانستم، اما در درونم احساس خاصی داشتم، نه فقط آن احساسی که تولد اولین فرزند به مادر می دهد. احساس می کردم که این موجود آمده که مرا کمک کند، متوجه هستید؟ چقدر عالی است! این واقعیت دارد، او خودش است!

(من سعی کردم قبل از ادامه صحبت ، سوژه را آرام کنم. چون آنقدر با نا آرامی و هیجان به این طرف و آن طرف تکان می خورد که نزدیک بود از روی صندلی راحتی بیفتد)

- چرا فکر می کنی که این مرتبه اووا به صورت فرزندت به دنیا آمده؟

- (با حالت نسبتاً آرام، ولی هنوز گریه می کرد) برای این که در این دوران سخت کمکم کند، در این دورانی که افراد اطراف من حاضر نیستند مرا قبول کنند. حتماً او می دانسته که من وارد یک مرحله بحرانی و سخت از زندگیم شده ام و می خواسته به صورت پسرم بیاید. قبلاً در این مورد با او حرف نزده بودم، اما چقدر عالی است! حالا می فهمم، خدایا چه لطف بزرگی به من شده است! در اوایل حاملگی حتی مطمئن نبودم که این بچه را نگهدارم، حالا درست می فهمم چه خبر است!

سوژه ها در حالت خواب مصنوعی متوجه می شوند که راهنمایان بلافاصله در حل مشکل آنها اقدام نمی کنند، بلکه به نحوی راه را روشن می کنند تا خود شاگرد بتدریج جلو برود. به نظر من، ما وقتی از یک نیروی برتر معنوی طلب کمک می کنیم، نباید تقاضای تغییر فوری کل وضعیت را داشته باشیم. نحوه ی پیشرفت ما در زندگی بر اساس برنامه ریزی است، لذا من توصیه می کنم که ما قدم به قدم و مرحله به مرحله طلب کمک نماییم و در همه ی اوقات آمادگی روبرو شدن با وضعیتهای ناگهانی را نیز داشته باشیم.

راهنمایان ما را کمک می کنند تا بتوانیم، تنهایی وانزوایی را که هر روح در موقع تولد و شروع یک زندگی زمینی جدید با آن روبرو می شود، تحمل کنیم. هر قدر هم اعضای خانواده مان در زندگی زمینی به ما محبت کنند، باز ما این تنهایی را احساس می کنیم.

سفر روح (7)

من در ابتدا که بررسی در برزخ را شروع کردم، موضوع گروه بندی ارواح را قبول نداشتم. تصور من این بود که روح ها پس از مرگ جسمی زمین را ترک می کنند و بدون هدف و برنامه ی خاصی در آن دنیا در گردش هستند اما اکنون به این نتیجه رسیده ام که جایگزینی ارواح در برزخ، بر اساس پیشرفت و آگاهی آنها صورت می گیرد.

سوژه ها وقتی در حالت خواب مصنوعی از "واحد اولیه" خود صحبت می کنند، منظورشان تعدادی از ارواح است که با هم در تماس مداوم و یا مکرر هستند، درست مثل اعضای یک خانواده در زندگی زمینی. این ارواح آنقدر به یکدیگر وابسته هستندکه تصور آن بر اساس روابط زندگی زمینی امکان پذیر نمی باشد.

تعداد بیشماری واحد اولیه، تشکیل یک گروه ثانویه را می دهد . هر گروه ثانویه را می توان به یک نیلوفر دریایی با برگ های بیشمار تشبیه کرد. هریک از برگ ها به منزله ی یک واحد اولیه است و تماس زیادی با سایر برگها ندارد.

هر واحد اولیه متشکل از سه تا بیست و پنج روح است. طبق اظهار سوژه ها حد متوسط تعداد اعضای هر واحد اولیه تقریباً پانزده روح می باشد و به آنها "دایره درونی" گفته می شود.

اتحاد و ارتباط بین اعضای یک واحد اولیه ابدی است.

این روح ها از لحاظ میزان پیشرفت هم ردیف هستند، اهداف مشترک دارند و همواره با یکدیگر در تماس می باشند، غالباً وقتی هم برای زندگی زمینی به دنیای خاکی می روند، با هم دوستان صمیمی و یا اعضای یک خانواده می شوند. معمولاً روحهایی که در زندگی زمینی خواهر و برادر بوده اند، در یک واحد مشترک برزخی با هم هستند ولی پدر و مادر غالباً با آنها نمی باشند.

آنها معمولاً در دروازه ی برزخ به استقبالمان می آیند ولی در مدت اقامت در آنجا خیلی همدیگر را نمی بینیم. جدایی والدین با فرزندانشان در برزخ بیشتر به این دلیل است که در روش آموزشی آنجا، افرادی همکلاسی می شوند که در آخرین زندگی زمینی خود از لحاظ سن و وضعیت اجتماعی سنخیت داشته اند.

سرعت یادگیری روح ها متفاوت است. بعضی ها تند تر و بعضی دیگر کندتر پیشرفت می کنند. وقتی میزان پیشرفت هر روح به حد مشخصی برسد، به علت ازدیاد انرژی فیزیکی اجباراً گروه مربوط به خود را ترک می کند. این گونه روح ها سپس واحد آموزشی مستقلی تشکیل می دهند و تحت نظر و سرپرستی راهنمایشان مجدداً به آموزش بیشتر می پردازند.

وقتی سوژه ای در خواب مصنوعی به حالت ابرآگاه می رسد، غالباً از آزادی حرکت و رفت و آمد به فضاهای دیگری که ارواح سطوح مختلف با هم معاشرت دارند و به گردش و تفریح می پردازند، صحبت می کند. در این مکان عمومی، روح ها به فعالیت های مختلفی مشغول می شوند.

بعضی ها با یکدیگر شوخی می کنند، گروهی حتی مهمان دعوت می کنند که بیاید و برایشان قصه و حکایت تعریف کند و آنها را سرگرم نماید، درست مثل نقالهای قرون وسطی.

سوژه ی دیگری می گفت که روحهای هم ردیفش خیلی علاقه دارند که یک عنصر روحی که او را "فکاهی" صدا می کنند بیاید و با کارهای بامزه اش آنها را بخنداند.

 تجربه ای که بارها توسط سوژه های مختلف بیان شده این است که روح ها گاهی برای تمرکز بیشتر انرژی فکری و ایجاد اتحاد واتفاق و هماهنگی بین خودشان، به طور حلقه ای، دایره وار دور هم جمع می شوند و به خواندن آواز دسته جمعی و همخوانی می پردازند. در این حالت همه ی سوژه ها نوعی ارتباط با قدرت برتری را گزارش می دهند.

گاهی اوقات وقتی روح ها دور هم جمع می شوند و تمرکز می دهند، نوعی رقص با وقار و با متانت را نیز بازگو می کنند که به صورت در هم آمیختن نورها و رنگهای مختلف به صورت بسیار زیبایی برایشان مجسم می شود. اشیاء مادی مانند قایق، حیوانات، ساحل دریا و مقبره ی مقدسین نیز گهگاه به نظرشان می آید. این تصاویر، مفاهیم وخاطرات خاصی از زندگی های متوالی زمینی را برایشان تداعی می کند.

هر روح، رنگ خاصی از خود ساطع می کند. روح های پیشرفته تر، رنگهای تیره تری دارند. بنفش، تیره ترین رنگ و نشان دهنده ی بیشترین پیشرفت روحی است. روح هایی که طول موج رنگ آنها سفید و یا شیری رنگ باشد، از انرژی ارتعاشی کمتر و لذا دانش پایین تری برخوردار هستند.

اگرچه تعداد روح هایی که به سطوح بالاتر می رسند، به تدریج کمتر می شود ولی صمیمیت و نزدیکی بین آنها کاهش نمی یابد.

سفر روح (6)

گزارش شماره ی 13

- حالا که از دوش شفابخش فارغ شده ای به کجا می روی؟

- به دیدن مشاورم

- اسمش چیست؟

- ... کلودیس... اسمش کلودیس است.

- وقتی وارد برزخ شدی، با کلودیس صحبت کردی؟

- نه، هنوز آمادگی نداشتم... فقط می خواستم پدر و مادرم را ببینم.

- حالا چرا به دیدن کلودیس می روی؟

- ... باید ... درباره ی کارهایم توضیح بدهم... بعد از اتمام هر یک از زندگی هایمان این مرحله را می گذرانیم... اما این مرتبه حسابی وضعم خراب است!

- چرا؟

- چون خودکشی کردم

- اگر کسی در زندگی زمینی مرتکب خودکشی بشود، روح او را در برزخ تنبیه می کنند؟

- اینجا تنبیه به صورتی دیگر و نه به صورتی که در زمین مرسوم است وجود دارد و جنبه ی آموزش دارد.

 کلودیس از این جهت ناراضی خواهد بود که من زود از میدان در رفتم و شهامت رویارویی با مشکلات را نداشتم. خودکشی مسئله ی مرا حل نکرده و همه چیز به همان صورت وجود دارد.

 حالا باید در قالب جسمی دیگر برگردم و با همان مشکلات روبرو شوم، فقط در این میان فرصت زیادی را از دست داده ام و خیلی پشیمان هستم!

- آیا تو را به جهت خودکشی محکوم نخواهند کرد؟

- (مکث) از کاری که کرده ام بسیار اندوهگینم.....

پس از اتمام هر گزارشی، من همواره تحت تاثیر صداقت روحها قرارمی گیرم. توجه کرده ام که هر وقت روحی یک زندگی سازنده داشته و خیر و منفعتش به خود و اطرافیانش رسیده باشد، با علاقه و اشتیاق به برزخ باز می گردد، برعکس هر وقت سوژه ای مانند گزارش شماره ی 13 احساس می کند که زندگی خود را تلف کرده، به خصوص اگر مرتکب خودکشی شده باشد، از بازگشت به برزخ اکراه دارد...

گزارش شماره ی 14

- پس برای روح مشکل است که در قالب جسم، زندگی زمینی داشته باشد؟

- بله، کاملاً به خصوص برای روح های کم تجربه تر، آنها به زندگی زمینی می روند و انتظار دارند همه با آنها منصفانه برخورد کنند ، ولی خلاف آن را تجربه می کنند و ناراحت می شوند.

 برای بعضی روحها، چندین زندگی متوالی طول می کشد تا با وضع دنیای خاکی آشنا شوند.

سفر روح (5)

آشنایی با برزخ

پس از پایان دیدار با آنهایی که هنگام ورود به برزخ به استقبالمان می آیند، ما آماده می شویم که به محل معالجه و شفا یافتن برویم. معمولاً پس از این مرحله، در مکانی دیگر هم توقف داریم تا در آنجا با محیط برزخ و زندگی به صورت روح آشنا شویم و با آن خو بگیریم. من شفاخانه را به عنوان یک بیمارستان صحرایی تلقی می کنم که روح های آسیب دیده و آزرده از صحنه ی جنگ زمینی به آنجا آورده می شوند. سوژه ی بعدی، مردی است که روح نسبتاً پیشرفته ای دارد و بارها از این مرحله ی معالجه و بازسازی رد شده و جریان توقف در این مرحله را شرح می دهد :

گزارش شماره ی 11

- بعد از ترک دوستانی که پس از مرگ به ملاقات تو آمده بودند، روحت به کجا می رود؟

- من برای مدتی تنها هستم...از مسافت های دوری رد می شوم.

- بعد چه اتفاقی می افتد؟

- من توسط یک نیروی نامرئی به طرف فضای بسته تری راهنمایی می شوم... به آستانه ی جایی که انرژی خالص است..حالت کشتی شفا دارد.. من به درون پرتاب میشوم و یک نور روشن گرم می بینم. آن نور به صورت یک جریان انرژی مایع به من نزدیک می شود.....در ابتدا نوعی بخار اطراف مرا فرا گرفته است، آن نور، روح مرا مانند یک موجود زنده لمس می کند سپس به نوعی آتش گونه در من جذب می شود و تمام دردها و رنجهای مرا می شوید و تمیز می کند...

- تو که بدن نداری پس این انرژی چگونه روح تو را می شوید؟

- خودیت مرا تمیز می کند، من از زندگی قبلی بسیار خسته ام

مرحله ای که من آن را دوش شفابخش نامیده ام، در واقع سرآغاز جریان معالجه و نوسازی روح هایی است که به برزخ باز می گردند. بلافاصله پس از این مرحله(به خصوص در مورد روح های جوان)، جلسه ی مفصل گفتگو و مشاوره با راهنمای هر روح فرا می رسد. افرادی که در حالت خواب مصنوعی این جلسه ی مشاوره را شرح می دهند، اظهار می دارند که راهنمای آنها در عین محبت و تسلی بخشیدن، نوعی بازخواست نیز از آنها به عمل می آورد. هیچ چیز شاگرد از نظر معلم معنوی پوشیده نیست، هیچ چیز در آنجا قابل پنهان کردن نمی باشد.

جلسه ی آشنایی معمولاً در محلی به شکل اتاق صورت می گیرد. مبلمان، محل و مدت این کنفرانس در پایان هر زندگی متفاوت است. ظاهراً ارواح پیشرفته تر نیازی به این مرحله ی آشنایی ندارند. مصاحبه ی روحهای پیشرفته تر توسط راهنمایان ارشد و استادان انجام می شود. مشاوران به عنصرهای کم تجربه تر توجه بیشتری معطوف می دارند چون تطبیق دادن آنها با نحوه ی زندگی به صورت روح برایشان مشکل تر بوده است.

سفر روح (4)

سوژه های من عنوان می کنند که هیچ روحی به صورت خلقتی و تکوینی، شیطانی نیست و این برچسب را در طول زندگی های زمینی خود به دست می آورد.

 جایگاه تمام ارواح در برزخ یکسان نیست و هر گروه بسته به سطح پیشرفتش، در مکانهای مختلفی در برزخ قرار می گیرد.

 بررسی های من نشان می دهد که روح های مبتدی که در زندگی های زمینی اولیه ی خود مرتکب اعمال منفی می شوند، باید یک دوره انزوا در برزخ را طی کنند. نهایتاً آنها را با روحهای هم ردیف خود وارد دوره های آموزشی فشرده می کنند و تحت سرپرستی و مراقبت شدید قرار می دهند.

 در واقع این کار، علاوه بر تنبیه، به منظور تطهیر خطاهای قبلی، افزایش شناخت و آگاهی و بازسازی آنها می باشد. من گزارشاتی از سوژه ها شنیده ام حاکی از این که روحی بلافاصله پس از دوره ی انزوا در قالب جسمی جدید به دنیا آمده تا در زندگی جدیدش با اعمال نیک خود خطاهای گذشته را جبران کند، گزارش زیر روشنگر این وضعیت است.

گزارش شماره ی 10

- آیا روح در مقابل اعمال خطای جسم خود که منجر به تجاوز به حقوق دیگران می شود مسئولیت دارد؟

- بله، اعمالی که به سایرین صدمه بزند به روح هم مربوط می شود. من با یک روح که این وضع برایش پیش آمد آشنا شدم.

- در مورد آن عنصر روحی چه می دانی؟ وقتی آن روح بعد از زندگی زمینی به برزخ آمد، برایش چه اتفاقی افتاد؟

- آن مرد سبب ناراحتی شدید دختری شده بود. وقتی اینجا آمدیم به گروه ما نپیوست چون کارهای او در زندگی اخیر زمینی اش خیلی بد بود، برایش دوره ی آموزشی جدا ترتیب دادند.

- تنبیه او به چه صورت بود؟

- تنبیه... به معنای دیگری است...بازسازی بگوییم بهتر است...البته این بستگی به هر معلم دارد...معلم ها به طور کلی به آنهایی که آزار و ضررشان به دیگران رسیده، بسیار جدی برخورد می کنند.

- منظورت از بسیار جدی چیست؟

- خوب... به این دوست ما اجازه ندادند همراه ما... همراه دوستانش باشد...بعد از آنکه در آن زندگی زمینی دخترک را آزار داده بود.

- آیا او هم از همان مسیری که شما به برزخ بازگشتید، به آنجا آمد؟

- بله، اما کسی به ملاقاتش نیامده بود، او را مستقیماً به جایی فرستادند که به تنهایی با یک معلم مشغول آموزش شود.

- بعد برایش چه روی داد؟

-پس از مدتی... نه خیلی طولانی... او را به صورت یک زن به زمین بازگرداندند. به جایی که مردم اطرافش خیلی خشن بودند و همه را به طور فیزیکی مورد تجاوز قرار می دادند... این انتخاب مخصوصاً برایش شده بود که مورد تجاوز قرار گرفتن را تجربه کند.

- فکر می کنی آن روح برای آزردن آن دختر در زندگی قبلی جسم آن زمان خود را سرزنش می کرد و مسئول می دانست؟

- نه، او خودش خطا را قبول کرد، خودش را سرزنش می کرد که نتوانسته جلوی وسوسه و لغزشهای جسمش را بگیرد.

او قبول کرد که در زندگی بعدی به صورت یک زن مورد تجاوز قرار گیرد تا درست درک کند چه بر سر آن دختر آورده.

- اگر این دوستت باز هم مطلب را درک نکند و دوباره مرتکب اعمالی ناپسند در زندگی زمینی بشود، ممکن است پس از بازگشت به برزخ، روح او را به کلی منهدم کنند؟

- (مکث طولانی) انرژی را نمی شود به این سادگی منهدم کرد...ولی ممکن است آنقدر مورد دگرگونی قرار گیرد که تا چندین زندگی بعدی هم نتواند وضعیتش را جبران کند.

- چگونه؟

- نه با انهدام... با تغییر شکل

سوژه ی گزارش شماره ی 10 حاضر نشد که به بقیه ی سؤالات من در مورد دوستش جواب دهد و سایر سوژه هایی هم که اطلاعاتی در خصوص این روح های آسیب دیده دارند، خیلی به وضوح درباره ی آنان صحبت نمی کنند.

سفر روح (3)

روح های خطاکار (منزوی)

روح های خطاکار به دو گروه تقسیم می شوند، گروه اول که اصطلاحاً شبح نامیده می شوند، روح هایی هستند که پس از مرگ جسم اکراه دارند به برزخ بازگردند. این گروه متهم هستند که ذهن سایرین را با سوء نیت تحت تأثیر قرار می دهند و لذا گاهی به غلط به آنها روح های شیطانی اطلاق می شود. گروه دوم آنهایی هستند که به جهت ارتکاب یا همدستی با تبهکاریهای جنایت گونه در جامعه ی بشری، روح آنها آسیب فراوان دیده و معیوب شده است. گروه اول منزوی شدن را خودشان انتخاب کرده اند و چاره ای دیگر نداشته اند ولی گروه دوم را راهنمایان معنوی به حالت زندانی برای مدت نامعلومی ا ز تماس و ارتباط با سایر روح ها محروم می کنند.

در رشته ی پاراپسیکولوژی، موضوع این روحهای منفی مورد تحقیقات گسترده قرار گرفته است.

این روحهای دردسر برانگیز یا آشوبگر ارواح نابالغی هستند که در زندگی قبلی بر روی زمین، کارهای ناتمامی داشته اند. بعضی افراد به راحتی تحت تأثیر این روح های منفی قرار می گیرند و تمایل پیدا می کنند نارضایتی و اکراه خود را از مرگ جسم بروز دهند. این ارواح سرگردان راهنمایان معنوی نیستند. راهنمایان معنوی شفابخش و التیام دهنده ی روح می باشند و هیچگاه پیامهای تلخ و نامطلوب منتقل نمی کنند. غالبا این روحهای غیرعادی که از مسیر طبیعی رانده شده اند، در محل جغرافیایی خاصی به حالت انزوا نگهداری می شوند.

محققین و متخصصین پدیده های روحی اظهار می کنند که این روحهای معیوب در محلی بین کره ی زمین و برزخ گیر می کنند اما تحقیقات من حاکی از این است که آنها در فضا سرگردان نیستند و روحهای شیطانی هم نمی باشند بلکه به جهت نارضایتی زیاد و با اجازه ی محدود، بعد از مرگ جسم، در محدوده ی کره ی زمین باقی می مانند.

ما به نحوی واقف هستیم که یک روح خطاکار را نیز می توان از طرق مختلف، من جمله روش اکسورسیزم (روشی که برای بیرون کردن شیطان از جسم فرد به کار می رود)، وادار کرد که از دخالت در امور افراد زنده در جهان خاکی خودداری کند.

ضمناً همین روحهای معیوب و سرگردان را پس از طی دوران خاص خود می توان قانع کرد که موضع خود را تغییر دهند و نهایتاً به برزخ بازگردند. همین تبعید و کنارگذاشته شدن بعضی از روح های صدمه دیده احتمالاً قسمتی از طراحی عظیم کائنات است. هر وقت که موقعش برسد، بالاخره دست این روح های کنار گذاشته شده را می گیرند و به محل مناسبی در برزخ هدایت می کنند.

سفر روح (2)

- اينجا باعث خنده می شود که یک روح آنقدر به نحوه ی تظاهرش اهمیت بدهد. گاهی بعضی روحها حتی قیافه هایی به خود می گیرند که اصلاً در زندگی های زمینی نداشته اند.البته این موضوع عیبی ندارد.

- آیا اینها روحهایی هستند که بلوغ کمتری دارند؟

- معمولاً بله، البته ما قضاوت نمی کنیم، اینها هم بالاخره درست می شوند!

- من فکر می کردم که دنیای ارواح جای دانایی مطلق، هوشمندی و آگاهی خلل ناپذیر است اما این طور که تو حرف می زنی، در آنجا هم مثل کره ی زمین همان حالات و احساسات و ضعفها در بین ارواح وجود دارد.

- ( خنده) ای بابا! آدم ها همان آدمها هستند. اگر در زمین جهت فکری خود را درست پرورش ندهند، در برزخ هم از حقایق خبردار نمی شوند، مهم نیست چه قیافه یا حالتی داشته باشند.

 در واقع هدف اصلی زندگیهای متوالی، پیشرفت رو به کمال است. اساس کار ما روشن کردن موضوع پیشرفت روحی چه در کره ی زمین و چه در برزخ می باشد.

گزارش شماره ی 9 مربوط به سوژه ای است که زندگیهای متوالی متعددی داشته و هزاران سال آمده و رفته است و بالاخره از حدود هشت زندگی به این طرف، دیگر احتیاج نداشته کسی در دروازه ی برزخ به استقبال او بیاید.

گزارش شماره ی 9:

 - در هنگام مرگ جسم برایت چه رخ می دهد؟

- من یک احساس راحتی و آزادی فوق العاده ای دارم و به سرعت پیش می روم.

- تو خروج از زمین و حرکت به سوی برزخ را چطور مجسم می کنی؟

- من به گونه ای برق آسا به سوی بالا پرتاب می شوم و راهم را در پیش می گیرم.

- همیشه این مرحله را با این سرعت می پیمودی؟

 - نه، فقط پس از چند زندگی اخیرم این طور بوده است.

- چرا؟

- آخه من راه را بلدم و احتیاجی ندارم کسی را ببینم، ضمناً عجله هم دارم!

- از این موضوع که کسی به پیشوازت نمی آید،ناراحت نیستی؟

- (خنده) مواقعی بود که به ملاقات ها نیاز داشتم اما حالا دیگر نیازی به این چیزها ندارم.

- این تصمیم چه کسی بود که تو تنها و بدون کمک وارد برزخ شوی؟

- (مکث)....این تصمیم دوجانبه بود...بین من و معلمم... وقتی که فهمیدم خودم هم به تنهایی قادر هستم.

 - الان اصلاً احساس تنهایی یا حیرانی نمی کنی؟

- شوخی می کنی؟ دیگه احتیاجی ندارم کسی دستم را بگیرد، خودم می دانم به کجا دارم می روم فقط می خواهم زودتر برسم مثل آن است که به طرف آهن ربایی کشیده می شوم و از این حالت لذت می برم.

سفر روح

نام کتاب: سفر روح (سیری در جهانهای معنوی و دیدار از طبقات مختلف برزخ با هیپنوتیزم)

نویسنده: دکتر مایکل نیوتن

ترجمه: دکتر محمود دانائی

شمار صفحات کتاب: 355

انتشارات جیحون

از مقدمه مترجم: نویسنده ی این کتاب، دکتر مایکل نیوتن، در مؤسسات مختلف آموزش عالی آمریکا در رشته های بهداشت فکر و روان تدریس کرده و سالهاست که به کار هیپنوتراپی نیز اشتغال دارد. وی از طریق ضبط و ثبت گفتار افرادی که به خواب مصنوعی فروبرده شده اند، به حقایقی در مورد تکامل روحی انسان و مکانی که روح ها در فاصله بین زندگی های متوالی خود به آنجا می روند، دست یافته است. این نخستین کتابی است که با دسترسی به حافظه ی پنهانی و ضمیر ابرآگاه افراد متعدد، در مورد وضعیت روح پس از مرگ جسم و جزئیات برزخ نگاشته شده است.

گزیده هایی از کتاب سفر روح

- آه خدای من! من واقعاً نمرده ام...منظورم این است که جسم من، بدن من روی تخت بیمارستان افتاده ... پرستاران دارند ملحفه ای روی سرم می اندازند...افرادی را که می شناسم، دارند گریه می کنند.  عجیب است، جسم من کاملاً مرده، حال آن که دارم در اطراف آن می گردم. "من زنده هستم !"

اینها گفته های مردی است که به خواب عمیق مصنوعی فروبرده شده و تجربه ی مرگش را تعریف می کند. او یکی از مراجعین من است. در حالی که روی صندلی راحت کلینیک نشسته، با کمک من صحنه ی مردن در یکی از زندگی های قبلی اش را تعریف می کند. لحظاتی قبل در حالت خواب مصنوعی او را به دوران طفولیتش برگرداندم. ذهن نیمه آگاه او به تدریج به خاطرات قبلی بازگشت تا به رحم مادر رسید. وقتی به این مرحله ی مهم تصور ذهنی دست یافتم، او را از دهلیز زمانی تخیلی عبور دادم و بعد به زندگی قبلیش رسیدم.

روح ها غالباً علاقه زیادی به آنچه بعد از مرگ برای جسمشان رخ می دهد، ندارند.آنها علاقه دارند با عجله به سوی زیبایی های دنیای ارواح بشتابند، اما بعضی روحها می خواهند تا چند روز(به مقیاس زمینی) در محلی که جسمشان مرده است، باقی بمانند.

 برای یک روح متوسط، جدا شدن ناگهانی از جسم حتی گاهی پس از یک بیماری دراز مدت، تکان دهنده است و سبب می شود که روح در لحظه مرگ جسم، از رفتن اکراه داشته باشد.

 روح ها واقعاً در مورد چگونگی دفن شدن جنازه ی خود، کنجکاوی زیادی ندارند اما احترامی که دوستان و بازماندگان برای خاطره و جسدشان قائل می شوند، برایشان خوشایند است.

دلیل اصلی که بسیاری از ارواح نمی خواهند بلافاصله مکان فیزیکی خود را ترک کنند این است که مایلند پیش از رفتن به دنیای ارواح ذهناً موجبات تسلی و آرامش افرادمورد علاقه ی خود را فراهم آورند.

 در جریان هیپنوتیزم ، سوژه های من ابراز سرخوردگی و ناامیدی می کنند از اینکه قادر نیستند با استفاده از انرژی خود، به نحو مؤثر با افرادی که به سبب مرگ آنها بی قراری می کنند، رابطه برقرار نمایند.

 وقتی یک روح تازه جدا شده راهی پیدا کند که به کمک آن بتواند موجبات تسلی خاطر عزیز زنده ای را فراهم نماید، آن وقت معمولاً راضی می شود هر چه سریع تر سطح کره ی خاکی را ترک کند.

سوژه های من هنگامی که بوسیله ی خواب مصنوعی به گذشته بر می گردند، می گویند که مهاجرت روح، خیلی ساده تر از این حرف هاست. به گفته ی آنان روح پس از ترک زمین، از دهلیزی عبور می کند که آن سویش برزخ است.

اغلب عکس العمل هایی که می شنوم حاکی از احساس راحتی از قیود زندگی زمینی و به دنبال آن جملاتی از این دست می باشد:

"آه! چقدر عالیست، من دوباره به منزل و مأوای زیبایم بازگشتم"

بعضی از روح های خیلی پیشرفته با سرعت زیادی جسم خود را ترک می کنند و در نهایت راحتی و آشنایی به مقصد خود یعنی برزخ می رسند. اینها مجرب ها هستند و به عقیده ی من تعدادشان بر روی زمین، در اقلیت شدیدی است.

یک روح متوسط با این سرعت سفر خود را طی نمی کند، بعضی حتی در رفتن هم اکراه دارند. تجربه من نشان می دهد روح های جوان یعنی آنهایی که تعداد زندگیهای قبلی کمتری داشته اند، غالباً پس از مرگ جسم، خود را به محیط زمینی وابسته می دانند.

بسیاری از مسافران برزخ، شنیدن نوعی ارتعاشات آرام بخش موسیقی را گزارش می دهند. احساس شنیدن صدا مدت کمی پس از مرگ جسم آغاز می شود، صدا در ابتدا یکنواخت و زنگ مانند است اما پس از خروج از دهلیز، بیشتر حالت موسیقی پیدا می کند.

این موسیقی را اصطلاحاً انرژی کائنات می گویند چون حالت زندگی جدیدی به روح می دهد.

اگر چه بلا فاصله پس از ترک جسم، روح احساس تنهایی و بیکسی می کند، اما دیری نخواهد پایید که نیروهای هوشمند غیر مرئي، ما را به درون دروازه ی برزخ هدایت می کنند.

 اغلب تازه واردهای برزخ، مدت کمی در سردرگمی محل جدید و یا حیرانی از آنچه که برایشان رخ خواهد داد به سر می برند.

 راهنماهای ما و تعدادی از روحهای دوستان و آشنایان ما نزدیک دروازه ی ورودی برزخ منتظر هستند. آنها با ابراز مهربانی و مددکاری به ما اطمینان می دهند که جای دلواپسی و نگرانی نیست.

اغلب سوژه ها گزارش می دهند اولین فردی را که در برزخ ملاقات می کنند راهنمایشان است. همچنین امکان دارد که پس از هر زندگی، مونس روحی ما به ملاقاتمان بیاید.

 راهنمایان و مونسهای روحی یکسان نیستند. اگر یکی از خویشاوندان و دوستان به دیدن روح تازه وارد بیاید، راهنما در آن صحنه نخواهد بود. من به این نتیجه رسیده ام که راهنماها معمولاً در فاصله ی نزدیکی هستند و به روش خودشان ورود روح را زیر نظر دارند.

یکی از پدیده های عجیب دنیای ارواح این است که افرادی که برای ما خیلی مهم هستند همیشه حاضرند در دروازه ی برزخ به استقبال ما بیایند، حتی اگر آنها زندگی دیگری را روی کره ی زمین با قیافه و جسم شخص دیگری شروع کرده باشند.

شمار ارواحی که به ملاقات روحهای پیشرفته می روند، خیلی کمتر و گاهی نزدیک به صفر است چون این گونه روحها احتیاج خیلی کمتری به دلداری و آرام کردن دارند.

به نظر من جالب است که امروزه در بررسیهای متا فیزیکی برای اشاره به یک روح مهربان و پشتیبان از اصطلاح قدیمی و مذهبی" فرشته نگهبان" استفاده می شود.

باید اقرار کنم زمانی بود که من این عبارت را مسخره می کردم و آن را مفهومی ساده لوحانه و مغایر با واقعیت های دنیای متجدد امروزی تلقی میکردم اما اکنون دیگر چنین برداشتی از مفهوم فرشته ی نگهبان ندارم.

پرسش از انسان پاسخ از ارواح

در این کتاب پاسخ پرسشهای بی شمارتان را می یابید، از جمله:
راز مثلث برمودا

رنگ هاله ها

راز خلقت رنگ ارواح

لحظه ی احتضار

وجود حیات در کرات دیگر

تأثیر رنگها در شفا درمانی

ارواح چگونه می بینند؟

تکامل روحی چیست؟

پدیده ی تونل و ...

این کتاب مشتمل بر پرسشها و پاسخهایی است که پرسشها را انسانها کرده اند و پاسخها را ارواح متعالی نوشته اند. در این میان، مدیوم هیچ نقشی نداشته و تمام پاسخها دقیق و کامل است.

نام کتاب: پرسش از انسان، پاسخ از ارواح

گردآورنده: جمشید مبین

انتشارات نسل نو اندیش

تعداد پرسش ها: 369

گزیده ای از پیشگفتار مؤلف: کتاب حاضر که مکمل کتاب "صد اثر"می باشد را ارواح متعالی، در مدت دو سال (1376 تا 1378) از طریق مدیوم های مختلف انشا کرده اند. چنانچه برخی مطالب چندین بار و به شیوه های مختلف پرسیده شده، به علت روش علمی بکارگیری مدیومهای مختلف جهت ارتباط با ارواح است.ممکن است بسیاری پاسخها در زمان حاضر قابل درک و پذیرش نباشد، ولی در اینده ای نه چندان دور، درستی و صحت آنها برهمگان آشکار خواهد شد. بنابراین از شما عزیزان تقاضا می کنیم همان گونه که بزرگان و علمای ما فرموده اند، در قضاوت عجله نفرمایید و با دقت نظر و به دور از جانبداری به بررسی بپردازید. "

 

گزیده ای از پرسش ها:

1- بهشتی که خداوند در قرآن کریم وعده داده است کجاست؟

"همانا آخرین جهان و آخرین مأواست،حق."

2- جهاد در دنیای مادی یعنی چه؟

"جهاد در دنیای مادی یعنی مبارزه با همه ی چیزهایی که موجب می شود شما از یاد خداوند یکتا غافل شوید."

3- آیا اینکه بعضی افراد ادعا می کنند ارواح را می بینند، صحت دارد؟

"مشاهده ی یک روح به صورت تجسدی بدون حضور مدیوم تجسدی، وهمی است که روح به وجود می آورد و در واقع خود روح نیست بلکه در ذهن افراد تصویرسازی می کند. این تصویر را روح به ذهن فرد متبادر می کند و فرد در واقع دچار توهم نیست، بلکه روح را به صورت ذهنی می بیند."

4- آیا ارواح پس از ترک جسم فیزیکی ، به آن جسد سر می زنند؟

"بعضی ارواح زیاد از جسم خود دور نمی شوند، یعنی گاهی به آن سر می زنند."

5- آیا جامدات روح دارند؟

"جامدات روح دارند اما درک ندارند. شاید ما انسانها یک تکه گچ را فاقد روح بدانیم، چون ما روح آن را حس نمی کنیم زیرا درک ندارد، در صورتی که ما انسانها هم، زمانی در جسمی همانند آن تجسد یافته بودیم و جامدات هم آمده اند تا تکامل یابند."

6- آیا در کرات دیگر موجوداتی همچون ما انسانها وجود دارند؟

"بله، در کره ی اگزول که با کره ی زمین فاصله ی بسیار زیاد دارد و در کهکشانی دیگر است، انسانهایی وجود دارند که از داشتن گوش و لب محرومند و به کمک تله پاتی حرف می زنند ودرست شبیه ما هستند ،آنها ازدواج می کنند و بچه دار هم می شوند."

7- جهان فیزیکی که ما مشاهده اش می کنیم، چیست؟

" اتفاقات کنونی، انعکاس نور اتفاقاتی است که قبلاً رقم خورده اند. منظور این است که خلقت خداوندی قبلاً صورت پذیرفته است و کرات و کهکشانهای بسیاری خلق گردیده و بعضاً نابود شده اند و ما انعکاس آنچه را قبلاً رخ داده مشاهده می کنیم. خلقت انسانها و موجودات نیز به همان گونه صورت پذیرفته و مرگ و تولد ما در سرنوشت هر یک از قبل رقم خورده است و ما انعکاس آن را می بینیم."

8- آیا تمامی ارتباطاتی که به نام ارواح مختلف صورت می پذیرد، به دست همان ارواحی برقرار شده که خود را به آن نام خاص معرفی می نمایند؟

"خیر. بعضی ارتباطات به ارواحی مربوط می شود که شما نمی شناسیدشان و به نام افرادی دیگر در جلسه حاضر می شوند و ارتباط برقرار می کنند."

توضیح مولف: منظور این است که در بعضی جلسات ارتباط روحی، به علت وجود افراد بد گمان یا کسانی که می ترسند و یا اصولاً به وجود روح اعتقاد ندارند، و یا به علت وجود امواج منفی که گاهی بیش از امواج مثبت است، در ارتباط خللی ایجاد می گردد و در نتیجه ارواحی دیگر ارتباط برقرار می نمایند. اطلاعاتی که این دسته ارواح می دهند اغلب نادرست است. آنان از افکار و ذهن حاضران در جلسه استفاده می کنند و خود را وابستگان ایشان معرفی می نمایند. البته تشخیص درستی ارتباط به دانش روحی برگزار کننده ی جلسه بستگی دارد.

9- آیا شما ارواح در برآوردن حاجت نیازمندان دخالت دارید؟

"اگر خداوند بخواهد حاجت کسی را بدهد، هیچ یک از ما ارواح باخبر نخواهد شد."

10-آیا ارواح خود نیروی شفا بخشی دارند؟

"هر کس که دارای مقامی باشد، نیروی شفا بخشی به او داده می شود. اگر از این نیرو استفاده کند و موفق شود، هم ارتقاء درجه می یابد و هم آن نیرو از او گرفته می شود و نیرویی برتر به او داده می شود. این در مورد همه ی ارواح نیک صادق است."

14-شما ما انسانها را چگونه می بینید؟

"انسانها برای ارواح پشت و رو ندارند. ارواح آنان را به صورت سایه می بینند."

19- چرا شما قصد دارید از طریق مدیومها کتاب بنویسید؟

"زیرا از طریق این ارتباطات و نوشتن کتاب، می خواهیم مردم را از رازهای جهان خلقت باخبر سازیم تا نه تنها شما بلکه همه ی مردم آگاه شوند."

21- چرا برای نوشتن کتاب خانواده ی ما را انتخاب کردید؟

"زیرا میان شما محبت بیشتری وجود داشت و ما ارواح در این محیط بهتر می توانیم به راهنمایی بپردازیم. دلیل دیگر اینکه خود شما در گذشته با عالم ماوراء ارتباطی داشته اید. همچنین مدیوم وظیفه دارد برای بیدار کردن مردم و نیز با اخلاق نیک و فداکاری های خویش، به مردم جهان درس عبرت دهد."

23- آیا رنگ درمانی در بهبودی جسم تأثیر دارد؟

"بله، این نوع درمان از طریق تأثیر رنگ ها بر روی هاله ی افراد صورت می پذیرد. هرنوع رنگی دارای نوعی میکروسان کوانتوم در اعماق انرژی های تشکیل دهنده ی آن می باشد که بر روی هاله های افراد تأثیرگذار است."

29- آیا خراب بودن هوا بر ارتباط با ارواح تأثیر می گذارد؟

" بله، رابطه ی مستقیم دارد زیرا ما ارواح نمی توانیم در هر هوایی به سطح کره ی زمین نزدیک شویم. همانطور که می دانید چون ارواح نور هستند در تشعشعات نور خورشید یعنی در هوای آفتابی دیده نمی شوند ولی در هوای بارانی دیده می شوند و این باعث ترس مردم می شود و به همین علت خداوندی که بندگانش را دوست می دارد به ما اجازه نمی دهد به سطح زمین بیاییم. همچنین مواد سیال ما نمی تواند در برف و باران سیال بماند و در هوا معلق گردد در نتیجه سنگین می شود و ما در این هوا دیده می شویم البته به صورت ذرات نورانی."

توضیح مؤلف: البته این موضوع در مورد ارواح نیک و متعالی صدق می کند. معمولاً در جلساتی که در هوای بارانی به هنگام رعد و برق تشکیل می شوند، ارواحی ارتباط برقرار می کنند که در سطح زمین هستند و اغلب گفته های آنان نادرست است.

 

- آیا در فضا چشمه های انرژی وجود دارد؟

"بله، اما انرژی آنها رو به اتمام است. ولی انرژی حق که به واسطه ی ماوراء پخش می شود، هرگز تمام نخواهد شد."

 

32-اگر در روی زمین انرژی ارواح تمام شود، چه برایشان رخ می دهد؟

"ما قبل از آنکه انرژیمان تمام شود، بر می گردیم. هیچ گاه روحی بدون انرژی بر روی کره ی زمین نمی ماند."

 

33- چگونه از انرژی و نیروهای روح کاسته می شود؟

"ما نیروها و انرژیهای خودمان را آنقدر پایین می آوریم تا انرژی ما مشابه و مساوی روح و هاله های مدیوم شود تا بتوانیم ارتباط برقرار کنیم . در اصل انرژیهای خود را آنقدر از ماوراء دور می کنیم که انرژی ما رو به اتمام می رود."

 

34- فاصله ی کره ی زمین( جهان مادی) با جهان خلقت چقدر است؟

"خیلی بیشتر از آنچه بتوانیم آن را روی کاغذ بیاوریم. آیا شما آخر فضا و کیهان را می شناسید؟ بنابراین انتهایی وجود ندارد و در اصل این جهان، جزئی از جهان خلقت است."

 

35- نحوه ی ارتباط با مدیوم پس از تطبیق انرژی چگونه است؟

"ما هاله های دست مدیوم را تا حدودی خارج کرده، از اکتوپلاسم مدیوم استفاده می کنیم تا بتوانیم دستی بی روح را به نوشتن در آوریم. البته این مورد درباره ی مدیومهای خود به خودی و ماشینی است. در مورد مدیومهای ذهنی یا القایی و القایی ذهنی، ما دست را بالا می آوریم و ارتعاشات را یکی کرده، اما به دست مدیوم کاری نداریم و فقط از امواج مغزی و ذهنی فرد استفاده می کنیم و دست را بر اساس مغز کنترل می کنیم و نه تنها از اکتوپلاسم مدیوم، بلکه از اکتوپلاسم افراد اطراف نیز می گیریم."

 

36- آیا مواد سیال مدیوم و آنچه با خود می آورید، ترکیب می شوند؟

"بله در اصل ترکیب چند ماده و چند انرژی موجب پدیده ی نوشتن دست می شود. همچنین ارتعاشات و انرژیهای ما با اکتوپلاسمی که از مدیوم می گیریم و مواد سیال او با هم آمیخته می شود و دارای عمل فیزیکی می گردد."

 

37- تفاوت هاله ها و مدارات الکترو مغناطیسی در انسانها چیست؟

" هاله ها نورهایی هستند که اولاً به رنگهای مختلف طبیعی موجودند و ثانیاً هنگامی که روحی می خواهد وارد بدن مدیوم شود، باید از آنها همانند پرده ای بگذرد. ولی مدارهای مغناطیسی هیچ ارتباطی با مدیوم و ارتباط با ارواح ندارند، زیرا آنها فقط همانند نوری در اطراف بدن برای محافظت از آن عمل کرده و به کمک اعصاب و مغز، فرد را از هرگونه خطر آگاه می کنند."

 

38- آیا افراد عادی می توانند هاله های انسانها را ببینند؟ چگونه؟

" هرکسی می تواند هاله های خود و دیگران را ببیند. البته اگر تمرکز کنند و یا اینکه به اتاقی تاریک بروند و یک نفر به دیگری نگاه کند. اگرفردی به نقطه ای خیره شود و تمرکز کند، حتماً هاله های دیگری را خواهد دید و این دیدن هاله ها بر اثر مرور زمان ، به سرعت و همراه با رنگ ، در روشنایی نیز اتفاق می افتد."

 

39- تمرکز یعنی چه و افراد چگونه می توانند تمرکز کنند؟

" تمرکز یعنی اینکه انسان ذهنش را از هر گونه فکر و خیال پاک کند و تنها درباره ی آن چیزی که می خواهد انجام دهد تمرکز یا فکر کند. تمرکز هنگامی صورت می گیرد که فرد ، انرژیهای منفی را بیرون راند وانرژیهای مثبت را بگیرد و همچنین فکر خود را خالی از هر گونه تخیلات کند. می توان ساعتها به نقطه ای سیاه نگاه کرد که دیدن آن نقطه به علت اینکه ریز است تمرکز را افزایش می دهد و فرد می تواند از تمرکز خود نتایجی مثبت در هر زمینه کسب کند."

 

40- چه ارتباطی بین آزمایش پاندول( آونگ) با دست افراد وجود دارد؟

"در هوا نیروی مقاومتی وجود دارد. نیروی مقاومت هوا به همراه نیروی مانیه تیزم بدن، این نیرو را بوجود می آورد و این حرکات ایجاد می شود. هنگامی که پاندول گرفته می شود، چون فلز است موجب می شود که انرژی کوانتوم و هاله ی فرد تحریک شود و اختلالاتی در امواج و حرکات دست افراد ایجاد گردد."

 

41- آیا ارواح از اینکه می توانند با زمینی ها تماس برقرار نمایند، خوشحال می شوند؟

"بله زیرا آنان تا مدتها دلبستگی شدیدی به زندگی زمینی و بازماندگان خویش دارند. البته شاید بعضی ارواح از این ارتباطات خوشنود نباشند و فقط به این دلیل خوشحال باشند که برای راهنمایی انسانها می آیند نه چیز دیگر."

 

42- لطفاً چگونگی ارتباط ارواح با زمینی ها را بیان کنید؟

" ابتدا ما ارواح همان گونه که گفتیم از ماورا یا کیهان انرژی کافی را می گیریم .پس از اینکه از تونل ورود به جهان مادی عبور کردیم، خود را بر روی کره ی زمین حس کرده و به سوی مدیوم می رویم. هنگامی که مطمئن شدیم افراد آن خانواده یا افراد حاضر در جلسه مایل به برقراری این ارتباط هستند و خطری هم وجود ندارد، جسم اثیری دست مدیوم را خارج کرده ( در هنگام کتابت )، سپس به کمک انرژی دادن به مغز مدیوم و تحت اختیار گرفتن امواج مغزی او، ارتباطی دلپذیر برقرار می سازیم."

 

43- چرا ارواح با زمینی ها تماس می گیرند؟

" به علت اینکه ارواح گاهی اوقات می خواهند زمینی ها را از موضوع یا خطری آگاه کرده و یا حتی آنها را راهنمایی کنند. در اصل نیروی اک (حق) است که این گونه ارتباطات را برقرار می سازد و اطلاعاتی را که باید به این گونه انسانها داده شود، منتقل می کند."

 

44- معیار طبقه بندی ارواح در جهان خلقت چیست؟

" معیار طبقه بندی این است که هر کسی که کار نیک، رفتار پسندیده و کار شایسته ای در جهان مادی انجام دهد، درجه اش بسیار بالاتر از فردی است که نماز می خواند ولی بدون آنکه بداند چرا !"

 

45- جایگاه ارواح در جهان خلقت کجاست؟

" ماوراء، یعنی در فضا و بر روی مداراتی که در فضا و کیهان وجود دارد. در اصل ما ارواح جایگاه مخصوصی نداریم و تمام طبقاتی که به شما می گوییم تصویر سازی از ذهن خود ما ست که دوست داریم به این صورت باشد."

 

46- آیا ارواح انسانها با ادیان مختلف و یا مردم یک شهر و یا کشور در جهان خلقت در یک مدار خاص قرار می گیرند؟

"خیر، همانطور که انسانها با زبانها و فرقه های متفاوت بر روی کره ی زمین قرار دارند، ارواح هم همگی از هر دینی باشند، باز هم همانطور طبقه بندی خواهند شد. یعنی اینکه کسی که مثلاً مسیحی یا زرتشتی و یا حتی مسلمان است، اگر بداند برای چه زندگی می کند و به دنیای پس از مرگ معتقد باشد و به خداوند متعال و وجود او ایمان داشته باشد، همانند بقیه خواهد بود.

همانطور که خداوند در بخشی از آیه الکرسی می فرماید: در دین هیچ اجباری نیست، هدایت از گمراهی مشخص شده است."

 

47- آیا ارواح در کشورهای مختلف به نسبت عقایدشان به شکلهای گوناگون تماس می گیرند؟

"خیر، شما انسانها هستید که به طرق مختلف می خواهید با ما ارتباط برقرار کنید. مثلاً مسلمانان با خواندن فاتحه ای از خداوند برای آمدن یک روح نیک درخواست می کنند و در فرقه های دیگر فقط با قلبی پاک و یا با تمام وجود خواستن، ارتباط برقرار می کنند که البته برای ما هیچ فرقی نمی کند."

 

48- به طور کلی معنی جهان و طبقه چیست؟

"یک دانش آموزی که می خواهد به درجه ی دکترا برسد، باید مراحل بسیار سختی را پشت سر بگذارد تا به آن هدفی که دارد برسد. طبقات و جهان هم چنین هستند تا ارواح و یا انسانها از این طریق بتوانند به درجاتی والا و برتر نائل آیند."

 

49- آیا غیر از جهان مادی، جهان دیگری هم وجود دارد؟

"بله، جهانی با نام زیبای جهان خلقت."

 

50- آیا جهان مادی با انفجار بزرگ (مهبانگ) به مرحله ی تشکیل کهکشانها و سیارات رسیده است؟

" تمام جهان خیر، نیمی از جهان ، یعنی فضا، کیهان و ماورا که همگی یکی هستند از همان اول وجود داشته است ، اما خورشیدها و سیارات و ستارگان و غیره با انفجاری بزرگ پدید آمده اند. به یاد داشته باشید که هر چیزی که در جهان وجود دارد از سیاره ای بسیار کامل گرفته تا شهابی که به تازگی به صورت سیاره ای سیال به حرکت در آمده است، همگی دارای نظمی معین و مشخص می باشند."

 

51- آیا در خارج از منظومه ی شمسی سیاره ای شبیه کره ی زمین وجود دارد که در آن حیات وجود داشته باشد؟

"شبیه زمین بله، انسانهایی که درون آن زندگی می کنند، تقریباً شبیه انسانهای کره ی شما هستند با این تفاوت که آنان فقط چشم دارند و برای صحبت کردن هم از نیروی تله پاتی استفاده می کنند."

 

52- لطفاً در مورد آسمان و فضای لایتناهی توضیح دهید که چیست؟

"آسمان همان است که شما انسانها هم آن را می بینید. فضا محلی است که ارواح آن را ماورا می نامند و از آنجا انرژی کسب می کنند. فضای لا یتناهی فضایی است که شما انسانها نمی توانید به آن وارد شوید مگر اینکه به صورت مواد سیال باشید و یا به صورت نور(انرژی)."

 

53- آیا جهان مادی در حال بزرگ شدن است؟

"همه چیز روز به روز افزایش پیدا خواهد کرد، پس جهان مادی هم بزرگتر خواهد شد."

 

54- چرا جهان مادی بزرگتر می شود؟

"چون یک پارچ آب درون یک لیوان کوچک جای نمی گیرد. وقتی موجودات و شکلهای دیگر خلقت خداوند افزایش پیدا می کنند، بنا براین باید جهان بزرگی وجود داشته باشد تا این موجودات در آن ادامه ی حیات دهند."

 

55- آیا منظور شما این است که بوجود آمدن کرات تازه برای سکونت بشر است؟

"خیر، در کرات جدیدی که بوجود می آیند، مسلماً موجوداتی عجیب و جدید خواهند زیست."

 

56- آیا پایانی برای جهان وجود دارد؟

"خیر، البته ممکن است در جهان تغییراتی بوجود آید اما مسلماً نابود نخواهد شد."

 

57- آیا در فضای بیکران موجودات متفکر دیگری هم شبیه انسان وجود دارند؟

"تقریباً شبیه انسان، موجود متفکری که به دنبال علم باشد، خیر وجود ندارد، فقط انسانهای تله پاتی هستند که متفکرند."

 

58- کره ی زمین چگونه بوجود آمد؟

" کره ی زمین ابتدا گوی آتشینی بود که از خورشید جدا و در قسمتی از فضا سکنی گزید ، سپس به مرور زمان و بتدریج سرد شد و آبها و درختان و پستیها و بلندیها پدید آمدند."

 

59- پدیده ی تونل چیست؟

" تونل محلی است که بسیاری از پرتوها و انرژیها در آن نهفته است و در آنجا تمام کارهای نیک و بد فرد محاسبه می شود. هر روح، به وقت شما زمینیها، ممکن است یک روز یا ده سال در آن تونل باشد. این بستگی به کارهای نیک و بد فرد دارد."

 

60- آیا تونل همان عالم برزخ است؟

"بله، یعنی جایی که اگر خوبی کرده باشی، پاداش می گیری و اگر بدی کرده باشی، جزا می بینی."

 

61-آیا موجودات تله پاتی به وجود خداوند پی برده اند؟

"خیر، مثلاً انسانهایی که در کرات دیگر وجود دارند، هنوز نه نیروهای خود را کشف کرده اند و نه حق را درک کرده اند. بنابراین تله پاتی هیچ گونه ارتباطی با شناخت حق ندارد."

 

62- آیا قبل از بشر فعلی، بر روی کره ی زمین، موجودات متفکر یا شبیه انسان می زیسته اند؟

"متفکر، خیر. شبیه انسان هم خیر."

 

63- لطفاً در مورد موجودات بزرگی که در گذشته آنها را خدایان می نامیدند و قدرتی فوق العاده داشتند، توضیح دهید.

"آنها همان ارواح نیک بودند که مقام بسیار والایی داشتند و اجازه ی استفاده از نیروی کامل خویش را یافته بودند و آن قدر نیرو از خداوند متعال گرفته بودند که به آنها ارابه ی خدایان گفته شده است. خداوند وقتی که دید آنها در همه ی کارهای بندگان بیش از حد دخالت می کنند و بندگان دیگر او از این مساله رنج می برند، نیروهای خود را از آنها گرفت و نیرویی بسیار ضعیف برایشان باقی گذارد. مثلاً خدایان قدیم انرژی لازم را در خود داشتند ولی ما ارواح نیک باید آنها را از کیهان بگیریم."

 

64- آیا درست است که این نیروی خدایی از خدایان گرفته و در ذهن انسان پنهان شده است؟

"بله، در جایی پنهان شده است که خود انسان هم نمی داند و این نیروها در اعماق وجود او قرار دارند و فقط هنگامی پدیدار می گردند که خود انسان هم تلاش کند تا این نیروهای خفته ی درون خویش را بیدار سازد و بخواهد از آنها به نحو احسن استفاده کند."

 

65-آیا منظور از نیروهای پنهان، نیرویی مثل کندالینی می باشد؟

" تقریباً شبیه آن است اما نه کاملاً مشابه."

 

70- آیا بیماران صرعی مدیوم هستند؟

"بله، بیماران صرعی مدیومهای بسیار قوی هستند که می توانند هم گفتاری، هم کتابتی و هم تجسدی باشند."

 

71-آیا پیشگوییهایی که جهت پایان قرن بیستم شده، درست است؟

" آنچه که درست است این است که بسیاری از مردم فکر می کنند کره ی زمین نابود خواهد شد. در صورتیکه چنین نیست. آن پادشاه وحشت(که در پیشگوییها آمده) همان بلاهای آسمانی، همچون طوفان، زلزله های شدید، سیل و ... می باشد."

 

72- آیا کمک و راهنمایی کردن دیگران عمل خوبی است و کارما دارد؟

" کمک به افراد کار خوبی است در صورتی که : 1- فرد بخواهد 2- بتوان به او کمک کرد 3- وضع به شکلی نباشد که فرد خود را از قبل شکست خورده بداند."

 

73- آیا در نوشتن کتاب، ارواح مترقی به ما کمک می کنند؟

" بله، ارواح متعالی."

 

74- منظور شما از خدایان چیست؟

" منظور کسانی هستند که مردم به جای خداوند بزرگ و رحیم آنها را می پرستیدند، همانند بتها، خورشید، ماه و ..."

 

75- چگونه می شود فردی را در یک لحظه به خواب مانیه تیزمی برد؟

" بستگی دارد به حالت چشمان فرد و همچنین نیروی مانیه تیزم آن فرد که هر چه بیشتر باشد، بهتر می تواند مواد سیال شخصی هیپنوتیزم کننده را به خود جذب کند."

 

76- پدیده ی سالم ماندن بعضی اجساد به چه علت است؟

" روح بعضی از اجساد تمایل به خارج شدن ندارد و یا اینکه دوست دارد که در کنار جسدش بماند. بنابراین چنین اجسادی ممکن است که حتی پس از قرنها باز هم کمی سالم بمانند. همچنین به علت اینکه فرد روحی متعالی داشته و از نیروها و انرژیهای خویش استفاده ی بسیار نموده است، جسدش نیز دارای انرژی می باشد و همین انرژی است که موجب بقای جسد می شود."

 

77- مثلث برمودا چیست و چه نیروهایی سبب غیب شدن هواپیماها و کشتی ها در آن منطقه می شود؟

"مثلث برمودا حفره ای است به شکل مثلث درون اقیانوس که در این مثلث نیروی کششی بسیار عجیبی وجود دارد که همه ی اجسام را به سمت خود می کشاند و در خود حفظ می کند. درون این حفره پر از امواج مثبت ،انرژی ها و نیروهای متعدد است. اگر چیزی که انرژی منفی دارد به آن نقطه برود، جذب نشده و خنثی می گردد و بر روی آب خواهد ماند، اما اگر مثبت باشد، جذب می شود و از بین می رود. در مورد انرژی هواپیما نیز چنین است. نیروی مغناطیس، هواپیما را به سوی خود می کشاند و همین طور خیلی چیزهای دیگر. آن مثلث در اصل کانون نیرویی است که نیمی از آن از کرات دیگر آمده و نیمی دیگر از آن، از ماورا و کیهان بر سطح زمین فرود آمده است. از آنجا که نیرو و انرژی کیهان بسیار زیاد و قدرتمند و کشش آن هم زیاد است، بنابراین همه ی نیروها با یکدیگر نیروی عجیب و خارق العاده ای به وجود می آورند که به صورت نیروی الکتروسوانیس یا همان نیروی کششی مثبت است."

 

78- آیا انسانها و یا نیروهای دیگری در آن منطقه، درون دریاها و یا درون زمین زندگی می کنند؟

"خیر، البته موجودات خیلی کوچک و ریزی وجود دارند که در تمام کره ی زمین و در داخل آن هستند، اما این موجودات فقط در آن نقطه متمرکز نشده اند."

 

80- آیا آمدن سفینه از کرات دیگر بر روی کره ی زمین واقعیت دارد؟ اگر چنین است آنها برای چه کاری می آیند؟

"بله، واقعیت دارد. همانطور که انسانهای کره ی زمین می خواهند بفهمند و کنجکاو هستند که در کرات دیگر چه می گذرد، آنها نیز کنجکاو هستند."

 

81- چرا خداوند انسانها را بر روی کره ی زمین آفرید و بر روی کره ای بزرگتر یا کوچکتر خلق نکرد؟

"زیرا کره ی زمین دارای آب و هوای بهتریست و اندازه ی آن نیز بنا بر نیروی اک تنظیم گردیده. هیچ نیرویی نیست که در مقابل نیروی اک (حق) مقاومت کرده و بخواهد زمین را نابود کند، مگر خود حق."

 

89- آیا می شود با روح بلافاصله پس از خروج از بدن تماس گرفت؟

"بله، حتی شب اول، البته به شرطی که روحی که مرده است و به جهان خلقت رفته، مرگ خود را باور کند. در آن موقع می توان تماس گرفت."

 

94- آیا ذره ی اولیه که از سوی حق جدا می گردد، کامل نیست؟

"در ابتدا که آن ذره از نور الهی جدا می شود، سرشار از همان صفات حق می باشد. ولی برای اینکه چرخشی وجود داشته باشد، تمام این صفات در آن ذره پنهان می گردد تا خود آنها را پیدا کند."

 

95- چه کسانی روح نگهبان خود هستند؟

" کسانی که با تکامل روحی و همچنین طی دوره های متوالی زیاد، هاله های اطرافشان بیش از بقیه ی انسانها شده و آن افراد کسانی هستند که قلبشان نیز بسیار پاک و ظاهر و باطنشان یکی است."

 

96- شرایط افرادی که می خواهند در یک جلسه ی ارتباط با ارواح شرکت کنند، چیست؟

"کسانی که می خواهید برای شرکت در جلسات انتخاب کنید، باید شرایط زیر را دارا باشند:

1- ترسو نباشند.

2- بیمار نباشند.

3- به عالم پس از مرگ و وجود روح، اعتقاد کامل داشته باشند.

4- کاملاً ایمان داشته باشند و در برخورد با ارواح، خیلی آرام و خونسرد باشند.

5- شوخ طبع نباشند و سکوت را مراعات کنند.

6- در کل امواج منفی در محیط نباشد چون امواج منفی باعث اختلال در فرکانس ارتعاشات ما می گردد."

 

100- آیا می شود در زمان سفر کرد؟ آیا بشر می تواند دستگاهی بسازد که بتواند با آن در زمان سفر کند؟

"الان شما این دستگاه را ساخته اید. دستگاهی به نام هیپنوتیزم. چه چیزی بهتر و کاملتر از آن؟ بله، هیپنوتیزم همان سفر در زمان است که می توان با آن هم به گذشته و هم به آینده سفر کرد."

 

پیام:

" سعی کنید تمام کارهایی که انجام می دهید فقط برای خداوند، خوشنودی و رضایت او باشد نه برای جلب توجه مردم و تحسین آنان تا خداوند شما را سربلند کند و در پیشگاه خود و مردم، عزت و مقام دهد."

پیام:

" زندگی همچون بازی شطرنجی است که انسانها درآن بارها کیش و مات می شوند. انسان واقعی کسی است، که پس از بارها کیش و مات شدن، باز هم بازی کند."

 

103- آیا عملیات آقای دیوید کاپرفیلد، مانند عبور از دیوار چین، از طریق ارتباط با ارواح می باشد؟

"اینها همه نیروهای خود ایشان است، همانند کسانی که می توانند قاشقی را کج کنند. ایشان جهت عبور از دیوار، در اطراف جسم فیزیکی خود هاله ای را با نیروی خود انباشته می کند که آن هاله باعث می شود جسم فیزیکی، از همه جا، همانند روح عبور کند، اما این کار ارواح نیست. همه این نیروها را دارند ولی بکار نمی گیرند. اگر زندگینامه ی او را بخوانید، خواهید دید که او بارها در جلسات روحی شرکت کرده و مدیوم فیزیکی بسیار خوبی نیز هست، مدیومی که ارواح به واسطه ی او در هنگام حلول، اجسام فیزیکی را نیز به حرکت در می آورند. هرکسی یک نوع قدرت مدیومی دارد. آقای دیوید نیز مدیوم فیزیکی است بنابراین می تواند اجسام را به حرکت درآورد."

 

104- آیا دعا و خیرات تاثیری به حال ارواح دارد؟

"بله البته ارواحی که با این اعتقادات فوت کرده باشند."

 

105- دعا و خیرات برای این گونه ارواح چه تاثیری دارد؟

" انرژیهایی که بوسیله ی این خیرات مثلاً خرما پخش کردن فرستاده می شود و یا همان فاتحه ای که خوانده می شود، به جهان خلقت می رسد و با انرژی کیهان آمیخته شده، روح را از انرژیی که به او داده شده مطلع می کند. در نتیجه روح بر اثر آن انرژیها تسکین می یابد و می تواند ارتباطی برقرار کند و یا کاری انجام دهد که باعث ارتقاء درجه ی او شود."

 

112-آیا روح موجودات کرات دیگر پس از مرگ با شما در یک جا هستند؟

"خیر، ارواح هر منظومه یا هر کهکشان در مدارهایی که در اطراف ستاره ی بزرگ خودشان قرار دارد، زندگی می کنند."

 

113- شما چگونه به وجود آنها پی می برید؟

" اینها همه اطلاعاتی است که به ما گفته می شود. همانند اینکه مثلاً شما عقل دارید ولی ممکن است کاملاً وجود آن را با لمس کردن درک نکنید و آن را نبینید."

 

119- منظور از ستاره ی بزرگ چیست؟

" ستاره ی بزرگ یعنی همان منبع نوری که همه ی کرات آن منظومه از آن استفاده می کنند، مثل خورشید که ما ارواح به دور آن زندگی می کنیم."

 

120- آیا شما انرژی خود را از خورشید می گیرید؟

" خیر، خورشید پرتوها را به فضا می دهد و کیهان با انرژیهای خود آنها را آمیخته می کند و انرژیی بسیار قوی برای ارواح به وجود می آید."

 

121- تفاوت روح در دوره های جمادیت، نباتیت، حیوانیت و انسانیت چیست؟

"در دوره ی جمادیت، دارای هیچ نوع حس یا شعور نمی باشد، البته برخی از مواد گیاهی و رسوبات دارای نوعی حس گرما و سرما می باشند. در دوره ی نباتیت دارای همه نوع حس است، اما دارای شعور، قدرت فکر، تعقل و آگاهی نیست. در دوره ی حیوانیت، حیوان خطرات را می شناسد و می داند که غذایش را چگونه باید تامین کند بنابراین به نوعی آگاهی اولیه رسیده است. در دوره ی انسانیت، آگاهی و شعور و قدرت تعقل، به طور کامل به او داده می شود."

 

126- چرا ارواح در بعضی از نقاط کره ی زمین می توانند ساعتها بدون کمبود انرژی با زمینیها تماس بگیرند ولی در برخی جلسات ما می بینیم که می گویند باید برویم چون انرژی ما به اتمام رسیده است؟

" زیرا بعضی ارواح، متعالی هستند و از محبت الهی بیشتری برخوردارند. همچنین ارواحی که می توانند از انرژی گرفته شده سود و بهره ی بیشتری ببرند، ارواح متعالی هستند. البته بستگی به پرسشهای شما نیز دارد."

 

127- آیا در ارتباطات ارواح با زمینی ها، حضور روح راهنما الزامی است؟

" بله."

 

128- شما ارواح چگونه متوجه زمان می شوید؟

" ما از روی انرژیهای زمان و پرتوهای خورشید و ماه متوجه زمان می شویم."

 

133- آیا در جهان خلقت نیز ارواح تکامل روحی پیدا می کنند؟

" خیر، ما ارواح در اصل تکامل پیدا نمی کنیم فقط درجات ما بالاتر می رود یعنی به طبقات بالاتری می رویم. تکامل چیز دیگری است."

 

136- آیا ابعاد دیگری غیر از زمان و مکان هم وجود دارد؟

" ابعاد کلی که خیر ولی ابعاد جزئی زیادی وجود دارد. مثلاً ابعادی که در این جهان مادی و جهان خلقت وجود دارد، مثل بعد اول و دوم و سوم و بعد چهارم که بعد چشم سوم است و غیره."

 

137- منظور از بعد چهارم چیست؟

" بعد چهارم همان خودشناسی یا هیچ بودن است، یعنی ارتباط با جهان خلقت."

 

138- نیروی کندالینی چیست؟

"این نیرو در همه ی انسانها وجود دارد، در بعضی بیشتر و در بعضی کمتر. این نیرو در اعماق وجود انسانها موجود است و برخلاف نیروهای دیگر، بسیار مشکل به حرکت در می آید."

 

139- نیروی کندالینی چگونه بیدار می شود؟

" این نیرو بسیار مشکل بیدار می شود و بیرون می آید. البته بعضی افراد از طریق یوگا و انجام ورزشهای سخت به مدت طولانی، می توانند این نیرو را به حرکت در آورند."

 

140- نیروی کندالینی چه نیروهایی را بیدار می سازد؟

" پرواز جسم، به حرکت در آوردن اجسام و از بین بردن غدد سرطانی."

 

145- آیا کتابهای ارتباط ارواح آقای آلن کارداک واقعاً دیکته شده ی ارواح است؟

"بله، حتما.ً"

 

147- چرا در قرآن کریم فقط از روح نام برده شده و هرگز ارواح گفته نشده است؟

" زیرا در اصل یک روح وجود دارد و آن هم خداست."

 

149- فرق نفس با روح چیست؟

" منظور از نفس یعنی همان نیروی منفی عقل که فرد را به سوی انرژیهای منفی یعنی شیطان می کشاند، ولی روح به اصل حق وابسته است و هیچ نوع انرژی منفی در آن واقع نشده و تماماً سرشار از انرژی مثبت و آگاه حق است."

 

151- آیا ارواح جنسیت دارند؟

" دراصل همه ی ارواح یک روح هستند - که همانا حق است - و خداوند هم که جنسیت ندارد پس ارواحی که از او دمیده می شوند، جنسیت ندارند بلکه در کالبد های مختلف تجسد می یابند."

 

152- آیا دو روح می توانند همزمان در یک بدن حضور داشته باشند؟

"خیر، یک بدن فقط مخصوص یک روح است، چون بدن گنجایش یک روح را دارد نه بیشتر."

 

153- در موقع برونفکنی، روح مدیوم در کجا قرار دارد؟

" در کنار مدیوم، به علت اینکه اگر دور شود، ممکن است ریسمان نقره ای پاره شود."

 

154- رنگ ارواح چگونه است؟

" ارواح رنگ های مختلفی دارند و به چندین دسته تقسیم می شوند، ولی رنگ اصلی آنها رنگ دود و نور است."

 

155- آیا رنگ ارواح در جهان های مختلف فرق می کند؟

" بله."

 

157- تاثیر ارواح در شفادهی چگونه است؟

" به کمک انرژیهای خود و شخص مدیومی که شفابخش است."

 

158- چگونه بعضی انسانها فقط با یک لمس کردن می توانند در شفای دیگران مؤثر باشند؟

" خداوند هیچ انسانی را همانند دیگری نیافریده است، حتی دو پای یک انسان هم شبیه یکدیگر نیستند."

 

160- چه رابطه ای بین رنگهای ارواح و هاله های انسانی موجود است؟

" ارتباط بین رنگ ارواح و هاله های انسان فقط این است که هاله های انسان دارای رنگهای متفاوت است ولی رنگ ارواح حدود مشخصی دارد. مثلاً رنگ هاله های انسان بسیار است ولی رنگ ارواح اندک است."

 

161- تاثیر رنگها در شفا درمانی چیست؟

" هر رنگی در شفا درمانی تاثیر دارد. مثلاً رنگ آبی، آرام بخش و رنگ قرمز،هیجان آور است.

رنگ بنفش: باعث می شود فرد آرامش ظاهری بسیار داشته باشد.

رنگ قهوه ای: موجب شادابی می شود.

رنگ سیاه: موجب پشیمانی می گردد.

رنگ خاکستری: موجب می شود که فرد دست به هر کاری بزند، یعنی اینکه فردی که بسیار ساکت و گوشه گیر است، باید از این رنگ استفاده کند تا بیشتر به میان دیگران برود.

رنگ صورتی: باعث می شود که افراد از یکدیگر زده شوند.

رنگ سفید: موجب راحتی می شود.

رنگ سبز: موجب زیبایی، شادابی و آرامش خاص می شود و فکر فرد به چیزهای دیگری غیر از بیماری و مشکلات زندگی معطوف می گردد. این رنگ ،انسان را به اعماق وجود خود می برد، برای همین است که طبیعت خداوند سبز است.

رنگ زرشکی: باعث می شود که فرد اطمینان خاطر پیدا کند.

رنگ کرم: موجب می شود که فرد خود را بسیار بالا ببیند و خود را بزرگ جلوه دهد.

رنگ خردلی: موجب می شود که فرد اعتماد به نفس پیدا کند.

رنگ نارنجی: باعث می شود که فرد بتواند خود را به دیگران نشان دهد و از خود چیزی بگوید.

رنگ نیلی: موجب می شود که افراد به هم اعتماد پیدا کنند.

رنگ جگری: موجب کم شدن ضربان قلب و نبض می شود.

رنگ شیری: موجب می شود فردی که وسواس دارد، کم کم از این کار دست بردارد.

رنگ سرمه ای: موجب از بین رفتن پریشانی و گسستگی می شود."

 

162- شما با توجه به اینکه علاقه ای به ماده ندارید، چطور حاضر به برقراری ارتباط می شوید؟

" ارتعاشات شما بسیار پایین و ارتعاشات ما بسیار بالاست، ضمن اینکه ما دیگر علاقه ای به زمین و هر چیز مادی آن نداریم. شما پس از مرگ، خواهید فهمید که لطیف و سیال یعنی چه و جسم مادی و کثیف یعنی چه. ما برای ارتقای درجه ی خود و آگاهی دادن به شما حاضر به برقراری ارتباط می شویم."

 

163- آیا مدیومی که در زمینه ی مسائل روحی مطالعه دارد، برای ارتباطات مفید است؟

" بله، مدیومی که آگاهی داشته باشد بهتر است، چون ما در حین ارتباط ، برای پیدا کردن لغات و جملات در ذهنش ، زیاد دچار مشکل نمی شویم."

 

166- تاثیر رنگ هاله ها در شخصیت افراد بیانگر چیست؟

" انسانهایی که هاله شان به رنگ قرمزاست، انسانهایی شهوتران و مادی هستند ، هاله ی آبی: انسانهای معصوم و آرام ، هاله ی سبز: انسانهای خوش برخورد و صمیمی و قابل اعتماد ، هاله ی زرد: انسانهایی که عقده ی روانی دارند، هاله ی سیاه: انسان های افسرده، هاله ی سفید: انسانهای خوشبخت و راضی . افرادی که هاله ی قهوه ای دارند، افرادی هستند که در این دسته،از همه مهمتر و دارای نیروهای قوی می باشند، منتها همه آنان را دیوانه خطاب می کنند. مثلاً بعضی افرادی که در بیمارستانهای روانی بستری هستند، از این نوع دسته اند."

 

167- آیا تشکیل جلسات روحی به هنگامی که بعضی از شرکت کنندگان آن را باور نمی کنند، اشکال دارد؟

" آیا از نظر شما شناساندن معرفت الهی و خداشناسی اشکال دارد؟ ما همه با کوشش شما سعی در روشن کردن حقایقی داریم که شاید قرنها و نسلها پنهان مانده بود. کیفیت جلسات هرکس بستگی به قلب او دارد. تنها اشکال این است که اگر مثلاً تعداد افراد پنج نفر باشد و سه یا چهار نفر امواج منفی منتشر کنند و یک یا دو نفر امواج مثبت، ارتباط مختل می شود. یا باید امواج مثبت و منفی مساوی باشد و یا اینکه امواج مثبت بیشتر باشد تا ارتباطی مناسب برقرار شود."

 

168- فردی می گفت پدر بزرگش که روحانی بوده، در یک کاسه ی آب نگاه می کرده و از درون کاسه ی آب صدایی بیرون می آمده که دستور شفای بیماران را با داروهای گیاهی ساده بیان می کرده است. آیا این موضوع صحت دارد؟

" به قلبت رجوع کن تا حقایق را بفهمی.ایشان خودشان مدیوم گفتاری بوده اند اما چون راه آن را نمی دانستند، خود ارواح او را آشنا به آن کار یعنی صحبت مستقیم از طریق کاسه ی آب می کرده اند."

 

170- آیا تمرکز بر روی شمع مفید است؟

" بله، مفید است. زیرا شعله ی شمع دارای انرژی تمرکزی یا رانگز می باشد. این انرژی باعث تمرکز بیشتر و بهتر می گردد."

 

171- آیا روح می تواند در یک لحظه در چند مکان مختلف باشد و اطلاعات خاصی از مکانهای دور بدهد؟

" بله، در ارواح متعالی این موارد بیشتر است و آنان می توانند اطلاعاتی از سرزمینهای دور به دست دهند، ولی ارواحی که نیک هستند (نه متعالی) این اطلاعات را ناقص دریافت می کنند بنابراین گاهی در گفته های آنان تناقض دیده می شود."

 

174- چرا روح باید تکامل پیدا کند؟

" یکی از قاعده های نظم خداوند در این است که روحی را که می آفریند، انجام و سرانجام داشته باشد و تکامل روحی راه زندگی روح است. این در نظام خداوند قاعده ای است که همه چیز باید راه اصولی و پیشرفت را طی می کند."

 

175- چگونه افراد چاق می توانند لاغر شوند؟

"افراد چاق جهت لاغر شدن دستورات زیر را به کار ببرند:

الف- صبح ها ناشتا مقداری آب آلبالو یا شربت آن را با مقداری شیر مخلوط کرده و میل نمایند، سپس 15 دقیقه ورزش کرده و تا هنگام ظهر چیزی نخورند.

ب- در هنگام ظهر مصرف غذا را کم کرده و در ساعت 3 بعد از ظهر مقداری آب میوه را با کمی شیر یا گلاب جوشانده و بنوشند، سپس 15 دقیقه ورزش کنند.

ج- در فواصل هر وعده غذا حداقل 6 لیوان آب بنوشند و هرگز در روز نخوابند.

د- قبل از خواب، هر شب یک عدد سیب یا گلابی میل کرده و به طور کلی صرف غذا کم و ورزش زیاد شود."

 

176- قدرت ارواح در متحول ساختن ماده چه اندازه است؟

" متحول ساختن ماده به دست حق است، اما ارواح متعالی در بعضی اوقات که لازم باشد، قدرت آن را دارند."

 

177- پدیده ی پرواز جسم چیست و چگونه انجام می شود؟

" هنگامی که فرد در اتاقی می نشیند و اعمالی انجام می دهد و سخنانی می گوید، در واقع او خود را به همراه نیروی اک آماده می کند. یعنی نیروی اک(حق) درون هاله ی او وارد شده، او را سبک می کند. این نیرو به همراه نیروهای درون فرد باعث می شود که پرواز جسم با همان جسم فیزیکی به انجام برسد."

 

178- آیا جنین هنگامی که در رحم مادر است، اطراف خود را می بیند؟

" خیر، جنین یا نوزاد نمی تواند ببیند، زیرا هنوز ارتعاشات روح با ارتعاشات بدن یکی نشده است، از این رو نمی تواند متوجه درون رحم مادر شود. البته ضمیر نا خود آگاه جنین آنها را ثبت خواهد کرد."

 

پیام:

" از حق کمک بخواهید، به نام او شروع کنید. او یاری دهنده ی همه ی بندگان خویش است."

 

179- هاله ی انسانی چیست؟

" روح انسانها که در بدن آنان جای می گیرد، از خود، انواری منتشر می کند و این انوار بدن انسان را مانند هاله احاطه می کند. هاله، نمایی از شخصیت و ذات انسانهاست."

 

180- رنگ هاله های انسانی بیانگر چیست؟

" رنگ آنها نشان دهنده ی ذات انسانی هر فرد است."

 

182- آیا ارواح رنگ هاله های انسانی را همانند ما می بینند؟

" انسانها عموماً قادر به دیده هاله ها نیستند، اما همه ی ارواح می توانند هاله ها را ببینند و به همین علت می توانند اشخاص را بشناسند ، یعنی از قلب و درون آنها آگاه شوند، البته ارواح متعالی می توانند فکر انسانها را نیز بخوانند."

 

183- لطفاً چگونگی تشخیص بیماری ها را از روی رنگ هاله های انسانی بیان کنید؟

"بله، از روی هاله ها بیماری تشخیص داده می شود. به خصوص در قسمت های تیره و تاریک هاله ها، نشانی از بیماری خواهید یافت."

 

184- اتریک چیست و تفاوت آن با هاله ها چیست؟

" اتریک همچون شعله ای است که در اطراف بدن انسانها دیده می شود و به رنگ آبی روشن است.هاله ها و اتریک در رنگ،

تفاوت دارند. یعنی اتریک فقط یک رنگ است در صورتی که هاله دارای رنگهای متفاوت می باشد که گاهی بستگی به حالت فرد دارد."

 

185- اتریک و هاله های انسانی چه فایده ای برای انسانها دارند؟

"1- اتریک به مثابه ی انرژی مخصوص در اطراف بدن و برای محافظت از آن است.

2- هاله ها وشکل خاص آنها،هنگام خروج روح از جسم فیزیکی و با توجه به اتصال آن روح با جسد خود از طریق ریسمانهای نقره ای رنگ، جهت بازگشت و شناسایی جسد کاربرد دارد."

 

186- نور آبی رنگی که گاهی پس از دفن اجساد در گورستانها تا مدتی بر روی قبرها دیده می شود، چیست؟

" این نوراتریک است که بیشتر بر سر مزار مردگان دیده می شود و آن، آخرین انرژیهای باقیمانده در جسد مادی است که تا مدتی همچون گاز از آن متصاعد می شود و برای ارواح دیگر نشانه ی این است که کسی به تازگی مرده."

 

187- لطفاً بیشتر در مورد رنگهای هاله های انسانی توضیح دهید:

" رنگ شیری و نقره ای و طلایی و روشن تر از آن که مایل به سفید می شود:

این اشخاص دارای روحی متعالی هستند و بسیار قابل اطمینان هم می باشند. آنان مؤمنان واقعی و در یک کلام بسیار قابل احترام و بزرگوار می باشند چه برای ارواح و چه برای شما انسانهای زمینی.

رنگ نارنجی روشن و شیری:

کسانی که هاله هایشان دارای چنین رنگهایی است ، یک درجه از ارواح قبلی پایین تر هستند. آنان قابل اعتماد، باگذشت و فعالند، اما در سطحی پایین تر.

رنگ نارنجی تیره:

این افراد مقداری حسود، کمی قابل اعتماد و اندکی فتنه جو و فرصت طلب هستند، البته آنان اعتقاد خاص خود را به خدا (کمی سست) دارند.

رنگ قرمز روشن:

این افراد کسانی هستند که کمی به مادیات علاقه دارند، کمی شهوترانند و کمی بیشتر از افرادی که هاله ی نارنجی رنگ دارند، سوء استفاده گر و فرصت طلب هستند. اغلب آنان مادیات را بر معنویات ترجیح می دهند.

رنگ قرمز:

کسانی که دارای هاله ای به این رنگ هستند، افرادی بسیار مادی و شهوتران هستند و همیشه مادیات را بر معنویات ترجیح می دهند. این افراد به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند و ارواح شرور از دیدن آنها بسیار خوشنود می شوند.

رنگ بنفش:

تقریباً غیر قابل اعتماد، با افکاری منفی و در پی جنجال هستند. این افراد از دیدن خوشحالی دیگران بی اندازه ناراحت می شوند اما سعی در پاک نگهداشتن خود دارند.

رنگ سبز:

رنگ هاله ی این افراد نشانگر آرامش درونی، پاکی افکار، نوع دوستی و عشق به خداست. افرادی که دارای این رنگ ( از رنگهای روشن تر آن تا سبز) هستند، کلاً افرادی بسیار دلنشین و محبوب همگان می باشند. عموماً ارواح از دیدن رنگ هاله های سبز ابراز شعف می کنند.

رنگ های تیره:

وجود این نوع رنگ ها در هاله ها، نشانه ی ضعف و کسالت است. هر چه رنگ هاله روشن تر باشد، آن کسالت جزئی تر و هر چه تیره تر باشد، آن کسالت کلی تر است. رنگ های بسیار روشن مانند طلایی بسیار روشن(آن طور که چشم را خیره می کند) و نقره ای روشن، مخصوص ارواح بسیار متعالی می باشد که نزدیک به خداوند هستند، مانند هاله ی پیرامون بدن مبارک حضرت محمد (ص).

رنگ آبی:

افرادی که هاله های آنان به این رنگ می باشد، اصولاً افرادی همیشه سالم و دارای آرامش درونی هستند البته کمی ملاحظه کار و کمی کینه ای هم می باشند.

رنگ های دیگر هاله های انسانی همه مشتقات این رنگ ها هستند که با ضعف و قوت وجود دارند."

 

188- آیا اشیاء و گیاهان و حیوانات هم دارای هاله هستند؟

" بله اما عموماً هاله های آنها به یک رنگ می باشد. رنگ خاکستری و سفید، رنگ اشیاء و گیاهان است. یعنی هر دو، هم هاله ی سفید دارند و هم هاله ی خاکستری. حیوانات کمی بیشتر دارای تنوع رنگ هاله می باشند. رنگ هاله های آنها معمولاً قرمز روشن، آبی روشن و زرد روشن است و به درجه ی تکامل آنها بستگی دارد."

 

189- نیروی پرانا چیست و تاثیر آن در حیات انسانی چگونه است؟

" این نیرو در تمام حیات، یعنی کل جهان هستی که مخلوق خداوند است وجود دارد. نیروی پرانا تنظیم کننده ی جهان خلقت از نظر فیزیکی و جسمی ودر هر شیئ و موجود زنده است."

 

191- مغناطیس بدن انسانها یا نیروی مانیه تیزم آنان چگونه به وجود آمده است و راه های تقویت این نیرو چیست؟

" این نیروها، هم در اثر تکامل بشر و هم در اثر تغییر نسل به وجود آمده .نیروی مانیه تیزم اصولاً در افراد آگاه که تعداد زندگیهاشان زیاد بوده است، بیشتر وجود دارد. افرادی که دارای این قدرت می باشند، اغلب پیشگوییهای درستی می کنند. این نیرو خود به خودی می باشد، اما تزکیه ی نفس و افکار سالم آن را تقویت می کند."

 

193- آیا استفاده ی بیش از حد از نیروی مانیه تیزم سبب عوارض جانبی در مانیه تیزور می گردد؟

" هرگاه شخص بخواهد از قدرت خاص خودش بیشتر از نیروی جسم فیزیکی اش کار بکشد، مسلماً عواقبی خواهد داشت. این به دلیل مخلوط شدن این نیرو با نیروی خاص مغز شماست. عوارض آن عبارتند از: گیجی و منگی، سردردهایی که تحریک پذیرند( یعنی با بعضی صداها بیشتر می شوند و با بعضی صداها کمتر) و نامتعادل بودن تقریبی بدن که این ناشی از عدم کارکرد و فرمان دادن مغز به اندامهاست."

 

194- تحریک نیروی مدیومی انسانها چگونه انجام می گردد؟

" این بیشتر بستگی به خواست قلبی مدیوم دارد. ارواح وقتی می بینند مدیومی مشتاق است، سعی می کنند قدرت مدیومی اش را افزایش دهند و در صورت استفاده ی نا بجا یا استراحت مدیوم آن را می گیرند، چون یکی از وظایف ارواح کاهش یا افزایش قدرت مدیومی در افراد است."

 

198- آیا هر فردی می تواند پروازجسم انجام دهد؟

" اگر مدیوم بسیار قوی باشد، می تواند و اگر فردی که خود را برای چنین کاری آماده ساخته است، چشمهایش را باز کند و خود را در بالای زمین ببیند، نباید وحشت کند، زیرا وحشت و ترس موجب می شود که فرد از همان محل به زمین بیفتد."

 

200- آیا نیروی جاذبه در ارتباطات ارواح با زمینی ها تاثیر دارد؟

" بله، این نیروها و نیروهای دیگر به نسبت درجه ی مادی بودنشان اثرمی گذارند. در کرات دیگر که از شما پیشرفته ترند و این قبیل نیروها در آنجا قدرت کمتری دارند، امکان ارتباط ارواح راحت تر است. داخل شدن در جاذبه ی زمین برای ارواح متعالی عذاب آور است، چون به محض داخل شدن و ورود، حالت مادی شدن به آنان دست می دهد ( که البته به علت لطیف بودن بیش از حد آنهاست)"

 

پیام:

خدا را بشناس نه از راه علم، خدا را بشناس نه از راه عشق، خدا را بشناس از راه علم و عشق.

پیام:

علم برتر از عشق نا آگاهانه به حق است.

پیام:

دنیا محل آزمایش است. انسانی سعادتمند است که بتواند در این آزمون نمره ی 20 به دست آورد."

 

201- لحظه ی احتضار چیست؟

" لحظه ی احتضار دقیقاً لحظه ی خروج روح از بدن است. شما انسانها که هنوز در قید این بدن مادی هستید، خیال می کنید لحظه ی احتضار سخت و جانکاه است. شاید برای هر روحی بهترین خاطره ی زمینی اش لحظه ی خروج روح از بدنش باشد."

 

202- در لحظه ی احتضار چه کسانی به سراغ انسان می آیند؟

" بستگی به نیت فرد دارد. پس از لحظه ی احتضار که بسیار دلپذیر است، ارواحی که به مرگ شخص کمک کرده اند، اقوام و بستگان، دوستان و آشنایان، حتی ارواحی که در زندگیهای روحی گذشته با ایشان رابطه داشته است، به پیشواز می آیند."

 

203- آیا لحظه ی احتضار در مورد همه ی انسانها یکسان است؟

" این لحظه شیرین است و البته به درک فرد بستگی دارد. کسی که به مادیات علاقه دارد، از آنجا که دل کندن از دارایی هایش برای او میسر نیست، این لحظه سخت است. این بسته به نیت انسانهاست وگرنه خداوند به سبب عدالتش تمام لحظات را برای تمام افراد یکسان رقم زده است. اندیشه ها و علایق هر فرد است که زشتی و زیبایی را می سازد."

 

204- آیا نژاد، مذهب، دانش و نگرش فکری هر انسان در لحظه ی خروج روح از بدنش تاثیری دارد؟

" به هیچ وجه. در لحظه ی خروج خیر، اما پس از خروج بله."

 

205- چه کارهایی باعث آسان شدن لحظه ی احتضار می گردد؟

"1- آگاهی در مورد این لحظه، زیرا کسانی هستند که در این زمینه آگاهی ندارند و یکی از دلایل تمایل ما به ترویج مسائل روحی این است که افراد با آگاهی به جهان خلقت بیایند. در این صورت مثلاً شخصی که در اثر تصادف در یک لحظه از بدن مادی اش خارج می شود، با دیدن اطراف و ارواح زودتر به حقیقت پی می برد.

2- اعتقاد به خداوند، هرچه ایمان به خداوند محکم تر باشد، به این سبب که می دانی پس از مرگ به خداوند نزدیکتر خواهی شد، لحظه ی احتضار را آسان تر می گذرانی.

3- نیت پاک ."

 

208- آیا زمان مرگ هرکس و نحوه ی مرگ او از قبل رقم خورده است و آیا می شود در زمان مرگ تغییر یابد؟

" زمان مرگ و نوع مرگ هر کسی تعیین شده و تغییر ناپذیر است، مگر در موارد خاص که با اجازه ی حق صورت می پذیرد."

 

210- لحظه ی احتضار چه مدت طول می کشد؟

" بسیار کوتاه، درست مثل بالا رفتن از یک پله در یک لحظه است."

 

211- نیروی تله پاتی چیست و در میان انسانها چگونه عمل می کند؟

" به قدرت تبادل افکار اشخاص با هم تله پاتی گفته می شود. این نیرو به دست و با کمک ارواح اعمال می شود و اغلب ارواح نگهبان انسانها، این نیرو را با هم تبادل می کنند."

 

212- منبع تولید نیروی تله پاتی چیست و تاثیر ارواح در ایجاد آن چگونه است؟

" همان طور که گفته شد، منبع آن در مغز انسان، یعنی بخشی است که کار نمی کند و در اختیار فرد نیست و یک بخش آن در اختیار ارواح می باشد. روح نگهبان یا روحی که مایل است کمک کند، آن قسمت مغز را که راکد می باشد (البته بخش بسیار کوچکی را) ، وادار به فعالیت می کند، البته با اجازه ی نیروی حق و بدین گونه تله پاتی صورت می گیرد."

 

213- آیا انسانها می توانند نیروی تله پاتی را در خویش تقویت نمایند؟

" بله می توانند. به این صورت که در یک روز معین ساعتها به یک نقطه ی سفید در یک صفحه ی سیاه نگاه کنند. با این کار می توانند افرادی را که زنگ می زنند، شناسایی کنند قبل از آنکه بفهمند چه کسی پشت در است. و به همین صورت می توانید با دیگران تله پاتی داشته باشید."

 

217- منظور از انرژیهای مثبت و منفی در بدن انسانها چیست؟

" همیشه دو قطب موافق و مخالف در جهان هستی وجود دارند. هرکدام از این انرژیها بنابر مقتضیاتی به انسان داده شده است. کلاً بدن انسانها به دو قطب مثبت و منفی تقسیم شده است. انرژیهای مثبت وظیفه ی تقویت نیروهای مثبت و عقلانی بشر را دارند و البته در انسانهای مختلف درصد وجود این نیرو فرق می کند. هرکدام از این انرژیها چه مثبت و چه منفی در تنظیم اندامها و نیروهای بدن نقشی دارند. انرژیها منفی به از بین بردن بیماریها کمک می کنند (البته به اذن حق). این انرژیها تنظیم کننده ی اندامهای فیزیکی و حتی گردش خون انسان هستند. البته می توان گفت که افکار منفی با انرژیهای منفی متفاوت است و این دو هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر ندارند. همانند فردی که ممکن است افکار منفی ولی انرژیهای مثبت داشته باشد و بالعکس."

 

218- تاثیر انرژیهای مثبت و منفی در انرژی درمانی چگونه است؟

" در انرژی درمانی فقط انرژیهای منفی کاربرد دارند زیرا انرژیهای مثبت نمی توانند بیماریها را از بین ببرند، چون همانطور که می دانید انرژیهای بیماریزا از انرژیهای منفی و افکار منفی سرچشمه گرفته است و انرژیهای منفی می توانند به کمک انرژیهای مثبت بدن بیمار او را درمان کنند. انرژی های منفی انرژی درمانگر هنگامی که به بیمار انرژی می دهد وارد بدن بیمار می شود و انرژیهای مثبت او را تحریک می کند، و هر دو انرژی، هم مثبت فرد بیمار و هم منفی فرد معالج به سراغ انرژیهای منفی که موجب بیماری شده می روند و آن انرژیهای منفی را از بدن فرد خارج می کنند."

 

219-آیا ممکن است تمام انرژیهای فرد بیمار منفی باشد؟

"بله، در این صورت باید فردی که انرژی می دهد انرژی بسیار زیادی مصرف کند و علاوه بر آن از یک فرد سالم که انرژیهای مثبت دارد بخواهد که دست راست بیمار را بگیرد و چشمانش را ببندد."

 

220- چگونه فردی که انرژی های منفی دارد، می تواند از این انرژیها جهت درمان بیماران استفاده کند؟

" باید در ابتدا به حالت لوتوس(چهرزانو در یوگا) بنشیند و یک ساعتی به همان حالت بماند، سپس از آن حالت در آید و دونوع از ورزشهای یوگا را (هر کدام باشد فرق نمی کند) انجام دهد، پس از آن هر دو دست خود را به حالت کاملاً باز روی یک لیوان آب ولرم قرار دهد و چشمان خود را ببندد و حس کند انرژیهایش وارد آب می شود، پس از یک ساعت آب را بنوشد. اگر مزه ی آب فرقی کرده باشد، موفق بوده، وگرنه باید این عمل را بار دیگر انجام دهد تا موفق شود. هنگامی که فرد موفق به انجام این کار شد، می تواند کم کم به بیمارانی که درد دارند، از این آب برای شفا درمانی بدهد. انرژیهای مثبت هم می توانند همانطور که در پاسخهای قبلی گفتم، در امر شفادرمانی بیمارانی که فقط انرژی منفی دارند، بسیار مؤثر باشند. ضمناً نوع این انرژیها را هم باید به روش خاصی که گفته می شود، تشخیص دهید و سپس کار را شروع کنید."

 

چگونه می شود انرژیهای مثبت و منفی را در افراد تشخیص داد؟

" انگشت شست خود را درست روی چشم سوم (بین دو ابرو) فرد بگذارید. اگر فرد مورد نظر پیشانی خود را داغ حس کرد، انرژیهای آن فرد منفی و اگر داغی حس نکرد، انرژی هایش مثبت است."

 

222- آیا فقط کسانی که انرژی منفی دارند می توانند انرژی درمانی کنند؟

"بله، انرژیهای مثبت بسیار حساس هستند. اگر به فردی که انرژی منفی دارد انرژی بدهند، این کار باعث اختلال در بدن آن فرد می شود و به او ضرر می رساند."

 

226- ذکر گفتن چه فایده ای دارد؟

" ذکر، یاد خدا را همواره در دل بیدار می کند و دور بدن شما را مانند هاله ی نوری فرا می گیرد که باعث دور شدن ارواح شرور می شود. یاد خدا و ذکر گفتن همیشه با تمرکز همراه است."

 

232- چگونه می شود نیروی مانیه تیزم را تقویت کرد؟

" تقویت این نیرو می تواند برای انسان خطراتی داشته باشد. این نیرو وقتی از مغز تراوش می کند، با نیروهای دیگر مغز مخلوط می شود و گاهی برای بدن فیزیکی شما زیان آور است. از جمله آنکه اگر زیاد از آن استفاده شود، موجب کمر درد، معده درد، کلیه درد، پادرد و یا سردرد می شود."

 

234- چگونه می شود با نگاه کردن به اجسام باعث حرکت آنها شد؟

" با افزایش قدرت نیروی مانیه تیزم و همچنین باز کردن چاکرای پنجم."

 

237-آیا مطالعه و تحقیق هم یک نوع محبت به خداوند است؟

" بله، چون شما با مطالعه به خواست خود می خواهید در پی کشف حقایق برآیید. تنها زمانی که به جهان خلقت آمدید می فهمید کاری که شروع کرده اید، چیست. این پیام که دعای همه ی ارواح متعالی است، برای شما باد:

بادا که هر لحظه نور حق در درونتان جای گیرد و قلبهایتان از عشق به حق لبالب و جسم و وجودتان از ارتعاشات محبت، فراگیر باشد."

 

239- گناه چیست؟

" آنچه در آن خلوص نباشد و به ریا آغشته باشد، گناه است."

 

243- از نظر شما مؤمن چه کسی است؟

" مؤمن بودن، به پاک بودن درون است."

 

262- آیا قرآن که بیش از چهارده قرن پیش از طرف حق نازل شده، برای زمان حال نیز کافی است؟

" آن چیزی که قلب شما به دنبال آن است و می دانید که از آن به حق می رسید، بسیار مفید است. چه مربوط به گذشته باشد و چه مربوط به آینده."

 

264- کاملترین کتاب ارسال شده ی خداوند چیست؟

" کتاب قرآن، به شرط آنکه آن را درک کنید."

 

265- صداهای خاصی که بعضی افراد گاه گاه می شنوند، چیست؟

"این صداها مربوط به نیروی حق(اک) است. فردی که می خواهد با استاد حق در درون خویش ارتباط برقرار نماید، ابتدا باید با نیروی اک (حق) تماس گیرد و صدایی را بشنود و سپس با استادان حق و ... تماس حاصل کند. شما برای برقرار شدن این ارتباط فقط می توانید از ته قلب از حق درخواست کنید."

 

272- آیا آنچه ما در جهان مادی می بینیم قبلاً اتفاق افتاده است؟

" بله، اینها همه انعکاس نورهایی است که قبلاً ثبت و ضبط گشته و شما در حال حاضر انعکاس آن نورها هستید، برای همین است که گاهی حس می کنید که صحنه ای یا گفته ای را قبلاً شنیده اید."

 

280- ارواح چگونه می بینند؟

" دیدن ارواح از سه طریق میسر می باشد: 1- هاله های افراد 2- انرژیهای روح افراد 3- کدهایی که برای آنها در جهان خلقت تعیین شده است، آنان می توانند با یکی کردن ارتعاش انرژیهای خود و فرد، او را در مدت زمان کوتاهی ببینند."

 

284- روح نوزادی که سقط می شود چه حالتی پیدا می کند؟

" روح جنین تا هنگامی که به آن سنی نرسیده که باید می مرده است، نمی تواند جسم دیگری را انتخاب کند. آن روح با ماندن در جهان خلقت می تواند از نظر روحی خود را به تکامل برساند."

 

286- ارواح، حیوانات و گیاهان و اجسام را چگونه می بینند؟

" اجسام کاملاً واضح نیستند، به صورت امواج دیده می شوند. گیاهان را به صورت هاله هایی می بینیم که از روی آن هاله ها تشخیصشان می دهیم. حیوانات را همانند انسانها به صورت سایه می بینیم."

 

288- همزاد چیست و وظیفه ی آن کدام است؟

" همزاد همان عقل و ذهن است که روح فرد را راهنمایی می کند و او را ارشاد می نماید. شاید گاهی اتفاق افتاده باشد که گویی کسی شما را از راهی که می خواهید بروید باز می دارد، این همان همزاد است که در بدن خودتان است."

 

289- در بعضی کتب در مورد تسخیر همزاد صحبت شده است. آن روحی که شبیه خود فرد تجسم پیدا می کند، چیست؟

" آن همزاد نیست بلکه روح اصلی همان فرد است. همان روح اصلی که ما نیمه ها از آن به دنیا آمده ایم."

 

290- چرا روح اصلی ما در جهان خلقت می ماند و نیمه های آن به این جهان می آیند؟

" برای این که هر روحی باید تکامل یابد و برای این تکامل باید نیمه هایی جدا شوند، بدین جهت که این نیمه ها بدانند روح اصلی آنها چیست و کجاست تا به آنها بپیوندند. بنابراین همیشه روح اصلی در جهان خلقت و نیمه ها در جهان مادی هستند."

 

291- آ یا ما می توانیم روح اصلی خود را به تسخیر در آوریم؟

" بله، می توانید ولی نباید این کار را انجام دهید."

 

292- آیا افرادی که دست به تسخیر می زنند و در جلسات آنان اشیا و وسایلی ظاهر می شود، با اجنه تماس دارند؟

" خیر، روح شرور است که این کارها را انجام می دهد."

 

پیام:

" به نام پروردگاری که نام او مفتاح فتوح است و پیغام او گشاینده ی کارهاست و اسم او نجات دهنده ی دلهای غمین.

ای بخشنده ای که می بخشی و ای دانایی که اشتباهات را پنهان می کنی،

ای یکتایی که از فهم مردم فراتری،

و ای یگانه ای که همه را می پذیری."

 

303- ارواح به طور کلی به چند گروه تقسیم می شوند؟

" ارواح شرور، ارواح خوب، ارواح نیک، ارواح متعالی (یاران حق)، حق."

 

304- شما جزو کدام دسته از این ارواح هستید؟

" من یار حق هستم."

 

315- آیا اشیاء هم دارای هاله هستند؟

" اشیاء هاله دارند، جسم اثیری و روح هم دارند، اما درک ندارند."

 

316- تأثیر فلزات و مواد مختلف بر هاله های انسانها چگونه است؟

" هر یک انرژیهای خاصی دارد و هر کدام یک یا دو نوع از انرژیهای بدن را تحریک می کند و به سوی خود می کشاند. برای مثال چنانچه پاندول با یکی از مواد زیر ساخته شده باشد، آثار خاصی دارد:

آهن: انرژی کوانتوم و هاله

فلز( سرب، روی، مس و نیکل): انرژی مانیه تیزم

پلاستیک: نیروی الکترومغناطیسی

چوب: نیروی چشم سوم

سنگها: فقط چاکراهای فرد را تحریک می کند( چاکراها باز نمی شوند، فقط تحریک می شوند)."

 

318- آیا آب دارای هاله است؟

" بله، به علت این که یک اتم هاله دارد و ئیدروژن و اکسیژن آب هم که از اتم ها و مولکولهای بسیاری تشکیل شده اند، دارای هاله می باشند."

 

319- لطفاً در مورد تونلهای جهان مادی و جهان خلقت توضیح دهید:

" در جهان مادی سه تونل و در جهان خلقت نیز سه تونل وجود دارد. تونلهای جهان مادی مربوط به عذابهای فرد می شود و تونلهای جهان خلقت مربوط به کارهای فرد و پاداشهای او می باشد که از مرحله ی یک یعنی بدترین عذابها شروع می شود، مرحله ی دو سهل تر و مرحله ی سه آسانترین در جهان مادی است و تونل شماره یک جهان خلقت که مربوط به آخرین عذابها می باشد، خیلی جزئی است. تونل شماره ی دو، پاداشهای فرد وکارمای اوست. تونل شماره ی سه نیز مربوط به نزدیک شدن به جهان خلقت و آماده گشتن روح برای ورود به جهان ها می باشد."

توضیح مؤلف: کلاً روح برای ورود به جهان خلقت باید از شش تونل مادی و روحی بگذرد. به سه تونل اول که در اصل مراحل عذاب و عقوبت گناهان می باشد، دوزخ گفته می شود و به سه تونل دوم که در آن به کارمای افراد و کارهای نیک رسیدگی می شود، عالم برزخ می گویند و هنگامی که روح از آخرین تونل خارج می گردد، وارد جهانها می شود که به آن بهشت می گویند. حال ممکن است روح با توجه به اعمال خویش در هر دوره ی زندگی تونلها را به سرعت طی نماید و یا ممکن است به علت گناهان بیشمار و اعمال زشت خویش در آن دوره از زندگی مادی، مدتی طولانی در هر مرحله باقی بماند.

روحی ممکن است به زمان زمینی، مثلاً در یک دقیقه تونلها را بگذراند و روح دیگر ممکن است پس از هزاران سال موفق به گذر از تونلها گردد."

 

320- آیا مردن افراد در روزهای مقدس در کم شدن بار گناهان آنان تأثیر دارد؟

" بله، به سبب اینکه انرژیهای مثبت در آن زمان بیشتر است."

 

330- پیام شما برای بشریت در آستانه قرن بیست و یکم چیست؟

" می خواستیم بدانیم که برای چه انقدر عشق و محبت از ما دور مانده بود،دانستیم که عشق را نیافته بودیم وسالها از آن دور بودیم، در نتیجه ما نیز از آن دور شده بودیم. عشق را که یافتیم، تازه دریافتیم که محبت نیست و باید به دنبال آن برویم. با زحمت محبت را پیدا کردیم اما سرانجام دانستیم که عشق و محبت بدون آگاهی، هیچ است. آگاهی را سرلوحه ی زندگی خویش قرار دادیم و این بار در دادگاه الهی فهمیدیم که آن چیزی که کم داریم، آن است که خود را فراموش کرده ایم و بس. باز دوره ها را از نو شروع کردیم و این بار به خودشناسی پرداختیم ولی هنگامی که به او رسیدیم، گفت: بینش و آگاهی، محبت و عشق و خودشناسی را دریافتید، حالا باید خداشناسی را دریابید. بار دیگر به زمین بازگشتیم تا حق را بشناسیم و بدانیم که او کیست و چیست، پس از سالهای متمادی فهمیدیم که هیچ نبودیم و حالا هم هیچ نیستیم و آنجا بود که حق را یافتیم.

ای انسانهای ابدی، آگاه باشید که حق شما را به در گاهش و به دادگاه عدالتش بازخواست می کند. پیش از آنکه به دادگاه حق بروید، خود دادگاهی برای خویش قرار دهید که چه کردید و چه می کنید. خود را همیشه در میان فرسنگها خاک مشاهده کنید زیرا که شما از خاک هستید و به خاک باز می گردید. عشق به تنهایی کافی نیست همان گونه که گل بدون گلبرگ، گل نیست. سالها در جهان مادی زندگی می کنید بدون آنکه بدانید برای چه. بارها و بارها به دوره های شما اضافه می شود و به دنیای ابدی بازمی گردید، بدون این که از خود بپرسید که اینها چیست و گردش برای چه؟ اکنون زمان آن فرارسیده است که حق را بشناسید. آگاه باشید و بدانید که او پیام خویش را توسط پیامبران، امامان، رهبران، فرشتگان و در حال حاضر از طریق مدیوم ها می دهد.

ای انسانها! به لحظه ی مرگ دیر زمانی نمانده است. هیچ یک از شما نمی داند که چه هنگام به زندگی دیگری سفر خواهد کرد و این فرصت زندگی و فرصت برای تکامل را از دست خواهد داد. شما مردم باید بدانید که مرگ آنی است و زود گذر. مرگ پایان زندگی نیست بلکه آغاز زندگیهای دیگر و دوره های دیگر است، پس پیش از آن که به دوره ی دیگری سفر کنید، در همان دوره خود را به تکامل برسانید. زندگی را عشق، عشق را محبت ، محبت را نور و سرانجام نور را حق بدانید. هیچ نیرویی بالاتر و والاتر از اونیست. ما همه از اوییم و به او باز می گردیم. شما ای انسانها! بدانید که او را فراموش کرده اید و به این سبب به دوره های تکاملی خویش افزوده اید. اگر نتوانستید در دوره های متعدد به تکامل برسید،در روز قیامت که آمدنی است و آن روز همه ی روحهای تکامل یافته و تکامل نیافته حاضر خواهند شد، بازخواست می شوید و آنگاه می فهمید که چرا از این زندگی های خود استفاده نکرده اید چرا که هر انسانی و یا هر روحی که نتواند تا روز قیامت خود را به تکامل برساند، خود گناهکار است و از این رو باید در دادگاه حق حاضر گردد، آنگاه بهشت و دوزخ واقعی نمایان می گردد و روح های بد در دوزخ ماندگار خواهند شد.

بدانید که حق، خود شمائید!

این شما هستید که باید بر خویش حاکم باشید

این نفس شماست که همیشه در برابر شما می ایستد،

پس زین پس

حق را فراموش نکنید و تلاش کنید که هرچه زودتر خود را

به آن اقیانوس عشق برسانید.

آگاهی و عشق و محبت

هنگامی که جاده ی حق را یافتند

رود می شوند و رودهایی که با هم جمع می شوند

رودخانه های بزرگی می شوند و آن رودخانه ها هستند

که به دریا می ریزند

پس بیایید از آن قطره هایی باشید که به دریا می ریزند

نه از آنانی که

به چاههایی دور افتاده فرود می آیند