مراقبه، هنر شور و سرمستی(8)

همنشینی با مرشد، به معنی به سر بردن با کسی است که از خواب بیدار شده و رؤیاها و کابوسهای شبانه اش به پایان رسیده اند.  با همنشینی با مرشد، تو نیز آرام آرام بیدار خواهی شد. 

مرشد در وجود تو رخنه می کند، به تدریج به قلبت نفوذ می یابد و به تو قلبی تازه، ضربانی تازه می بخشد.

تو تنها زمانی یک پادشاه می شوی که قلبت از آواز آکنده باشد..آماده انفجار باشد. زمانی که انرژی چنان زیاد است که دوست داری به رقص درآیی و آن را نثار دیگران کنی.

مراقبه، هنر شور و سرمستی(7)

بر آرامش چیره بودن به آن معناست که تو هیچ چیزی را سرکوب نکرده ای، بلکه کوشیده ای همه چیز را بفهمی.

این جادوی درک کردن و فهمیدن است: هر چیزی را که به درستی فهمیده باشی، دیگر فشاری بر تو وارد نمی کند.

مراقبه یعنی زدودن ذهن از تمام افسانه ها و واقعیت ها تا این که فقط پرده باقی بماند. پرده خود آگاهی، خالی، پاک و سفید است و هیچ چیزی در آن به نمایش در نمی آید. تمام حرکتها ناپدید شده اند، زیرا تمام حرکتها متعلق به زمانند.

زمان متوقف شده، ساعت از حرکت افتاده است.. ناگهان تو به دنیایی دیگر منتقل می شوی.. دنیایی فراز آن دنیا...

دنیای حقیقت