پیشگویی آسمانی (13)

هنگامی که بشر همچنان بر انرژی خود می افزاید، حادثه ای شگفت انگیز به وقوع خواهد پیوست. زمانی که دسته ای از مردم به سطح معینی از انرژی رسیدند، برای اشخاصی که در سطح پایینتر جنبش می کنند، قابل رؤیت نخواهند بود. افراد سطح پایین تر فکر می کنند که آنان به طور کامل ناپدید شده اند اما اعضای این گروه کاملاً احساس وجود می کنند، با این تفاوت که سبک تر شده اند.

زمانی که بشر شروع به افزایش سطح جنبش خود می نماید، آن هم تا حدی که برای دیگران قابل رؤیت نباشد، نشان این است که از سد میان این زندگی و جهان دیگر که از آن آمده ایم و پس از مرگ به آنجا می رویم، عبور کرده است.

مسیح (ع) به قدری انرژی دریافت کرد که سبک شد، آنقدر که توانست روی آب راه برود. او توانست همین جا، بر روی زمین، بر مرگ غلبه کند و نخستین کسی بود که از این سد عبور کرد و از جهان فیزیکی به سوی جهان روحانی حرکت نمود. زندگی او نشان می دهد که چگونه این کار ممکن است. اگر ما هم با این منبع ارتباط برقرار کنیم، قادر خواهیم بود تا قدم به قدم در آن راه پیش برویم. گاهی اوقات سطح جنبش آنقدر زیاد خواهد بود که می توانیم با همین شکل ظاهری خود، بر آسمانها قدم بگذاریم.

تعداد زیادی از افراد بشر در طول هزاره سوم، به این سطح خواهند رسید. در طول تاریخ، بعضی از تمدنها به این جنبش رسیده اند. طبق بصیرت نهم، مایانها با هم از این سد عبور کردند.

هرچه زیبایی را بیشتر درک کنیم، بیشتر تکامل خواهیم یافت، و هرچه تکامل ما پیشرفته تر باشد، سطح جنبش ما بالاتر خواهد بود. بصیرت نهم به ما نشان می دهد که درک بیشتر و جنبش در سطح بالاتر، در نهایت ما را تا عرش خداوندی که هم اکنون نیز در برابر ماست، بالا می برد.

افراد بشر باید آماده دریافت انرژی باشند، درباره آن گفتگو کنند و در انتظار آن باشند، در غیر این صورت دوباره تظاهر می کنند که زندگی غلبه بر دیگران و استثمار این سیاره است. اگر به این مرحله نزول کنیم، هرگز نجات نخواهیم یافت.

هریک از ما باید حداکثر تلاشمان را بکنیم تا این پیام به اطلاع همگان برسد.

پیشگویی آسمانی (12)

وقتی افراد در زمان مناسب وارد زندگی ما می شوند تا سوالهای ضروری ما را پاسخ دهند، باید به آنان پول بدهیم. هنگامی که تعداد بیشتری از مردم در این اقتصاد روحانی شرکت کنند، یک تغییر واقعی به سمت فرهنگ هزاره بعد در ما بوجود خواهد آمد.

ما در مسیر تکامل، به کار مناسب خود دست می یابیم و به مرحله ای می رسیم که برای تکامل آزادانه و ارائه حقایق انحصاری خود به دیگران، پول دریافت می کنیم.

- آیا به منبع انرژی ارزانتری احتیاج نخواهیم داشت؟

- همجوشی هسته ای، نیروی انتقال سریع و هوش مصنوعی، این انرژی را تأمین می کنند.

دابسن گفت: پرداخت پول به دیگران، برای دریافت بصیرتهای آنان، سرآغاز تحول خواهد بود، سپس با خودکار شدن هرچه بیشتر بخشهای اقتصادی، ارزش پول به طور کلی از بین خواهد رفت و دیگر احتیاجی به آن نخواهیم داشت. در می یابیم که بخشهای طبیعی زمین که منابع اعجاب انگیز نیرو هستند، باید به دقت نگهداری و حفظ شوند.

با تکامل روحانی نژاد بشر، ما داوطلبانه جمعیت را تا حدی که برای زمین قابل تحمل باشد، کاهش می دهیم. درختانی که از چوبشان استفاده می شود، در مناطق ویژه پرورش داده می شوند و به این ترتیب بقیه درختان آزادانه رشد خواهند کرد، کهنسال خواهند شد و جنگلهای پرعظمت را بوجود خواهند آورد. سرانجام این جنگلها فراگیر خواهند شد و تمامی افراد بشر در نزدیکی و مجاورت این منابع نیرو زندگی خواهند کرد. فکرش را بکنید که ما در چه جهان پرانرژی ای زندگی خواهیم کرد!

این انرژی سرعت سیر تکامل ما را افزایش خواهد داد. هر چه قدر با آمادگی بیشتری جریان انرژی را به سمت خود بکشانیم، جهان به طور شگفت آوری کسانی را که پاسخ سوالهای ما را می دانند، بر سر راهمان قرار خواهد داد... هر زمان که ما از دریافتهای ناگهانی خود پیروی کنیم و برخوردهای ناشناخته ما را به جلو پیش برانند، جنبش شخصی ما افزایش خواهد یافت. این جنبش رو به بالا و جلو حرکت خواهد کرد.

اگر تاریخ ادامه یابد، آن وقت ما به سطوح بالاتر انرژی و جنبش دست خواهیم یافت.

پیشگویی آسمانی (11)

بصیرت نهم توضیح می دهد که فرهنگ بشر چگونه در هزار سال آینده در نتیجه یک تکامل آگاهانه متحول می شود. این بصیرت، یک روش زندگی کاملاً متفاوت را توصیف می کند. برای مثال، طبق پیش بینی کتیبه، بشر با کمال میل خواستار کاهش جمعیت به گونه ایست که همه ما بتوانیم در زیباترین و قدرتمندترین مکانهای دنیا زندگی کنیم. اما بسیاری از این مکانها به طرزی باورنکردنی در آینده بوجود می آیند، زیرا ما به طور عملی از قطع درختان جنگلی خودداری می کنیم و آنها می توانند رشد کرده، انرژی تولید کنند.

در نیمه هزاره بعد، بشر به راستی در میان درختان پانصد ساله و باغهایی که به دقت محافظت شده اند، زندگی خواهد کرد و این در حالیست که به راحتی به شهرها که محصول یک تکنولوژی اعجاز آمیز هستند، سفر خواهد نمود.

نیازهای ما بدون تبادل پول، و البته بدون وجود هیچگونه کندی و اهمال به طور کامل تأمین خواهد شد.

هر فرد توسط دریافتهای ناگهانی اش در می یابد که دقیقاً چه کاری را در چه زمانی انجام دهد و این کارها با اقدامهای دیگران هماهنگی خواهد داشت. هیچ کس در استفاده از آنچه در اختیار دارد، افراط نخواهد کرد چرا که دیگر نیازی به تصاحب و حفظ امنیت نخواهد داشت.

در جهانی که بصیرت نهم به تصویر کشیده، همگان در انجام کارهای خود تأمل کرده و هشیار می شوند و همیشه نسبت به وقوع برخوردهای هدفمند بعدی، گوش به زنگ خواهند بود. ما خواهیم فهمید که امکان وقوع این برخوردها در هر جایی وجود دارد.

تصور کنید برای دو نفر که نخستین بار یکدیگر را ملاقات می کنند، این برخورد چگونه خواهد بود. نخست هر یک، با کاربرد روشی ماهرانه، حوزه انرژی دیگری را مشاهده می کند. پس از این که حوزه های انرژی مشخص شد، دو نفر، آگاهانه، ماجراهای زندگی خود را با هم در میان می گذارند تا اینکه سر انجام با شوق و شعف، موفق می شوند پیام دیگری را دریافت نمایند. پس از آن در حالی که به طرز قابل توجهی متحول شده اند، سفر خود را ادمه خواهند داد.

آنان در سطح جدیدی از انرژی جنبش خواهند کرد و از آن پس، با روشی که پیش از ملاقاتشان غیر ممکن بوده است، با هم ارتباط برقرار می کنند.

پیشگویی آسمانی (10)

 این را در مغزت فرو کن که هر کسی در مسیر ما قرار می گیرد، پیامی برای ما دارد در غیر این صورت از مسیر دیگری می رفتند و دیر یا زود ما را ترک می کردند.

تلاقی بی اختیار و اتفاقی نگاهها، نشانه آن است که دو طرف باید با هم صحبت کنند. خیلی از مردم به این اتفاقها توجهی نمی کنند و به کارشان ادامه می دهند. ما از طریق دریافتهای ناگهانی، اعضای گروه فکری خود را می شناسیم، آنان اغلب حامل پیامی برای ما هستند.

هنگامی که کسی را به حد اعلا ستایش می کنی، می توانی خود واقعی او را ورای حالتهای ظاهری اش بینی. زمانی که تو در این سطح تمرکز می کنی، می توانی با دقت و زیرکی، از حالت چهره شخص، بفهمی که او به چه فکر می کند. این امر طبیعی است. درست مانند تله پاتی.

وقتی اعضای یک گروه گفتگو می کنند، در هر مقطع زمانی فقط یک نفر می تواند قوی ترین دیدگاه را داشته باشد. اگر تمام اعضای گروه هشیار باشند، متوجه می شوند که چه کسی باید صحبت کند، سپس آگاهانه انرژی خودشان را بر روی این فرد متمرکز می کنند تا در بیان هر چه صریح تر نظریه اش به او کمک کنند. نکته اصلی این مراحل آن است که وقتی زمان صحبت کردن دیگری است، باید انرژی را به وی منتقل سازی.

البته گاهی وقتها اتفاقهای نامطلوبی هم رخ می دهد. بعضی افراد هنگامی که در میان جمع قرار می گیرند، مغرور می شوند. آنان قدرت ابراز یک عقیده را در خود احساس و آن را بیان می کنند، سپس چون این موج انرژی احساس خیلی خوبی در آنان ایجاد می کند، مدت زمان زیادی پس از آنکه انرژی باید به دیگری منتقل شود به صحبت کردن ادمه می دهند و سعی می کنند اختیار گروه را بدست آورند. به همین دلیل دیگران عقب نشینی می کنند و حتی زمانی که قدرت یک عقیده را احساس می کنند، جرات بیان آن را ندارند.

هنگامی که چنین مساله ای رخ می دهد، گروه از هم پاشیده می شود و اعضا از دریافت تمامی پیامها بی بهره می مانند. زمانی که یک عده از اعضای گروه، عده دیگر را قبول ندارند نیز نظیر همین اتفاق رخ می دهد. اشخاص طرد شده، از دریافت انرژی محروم می شوند، بنابراین گروه از پیامهای آنها بهره مند نمی شود.

هنگامی که از کسی بدمان می آید یا احساس می کنیم کسی ما را تهدید می کند، به طور طبیعی روی آن قسمت از شخصیت او که ما را آزار می دهد، تمرکز می کنیم. متاسفانه وقتی این کار را انجام می دهیم، انرژی را از او دور می کنیم و عملاً به او صدمه می زنیم. تنها چیزی که آنها می فهمند آن است که ناگهان احساس زیبایی و اعتماد به نفس کمتری می کنند، تمام اینها به خاطر آن است که ما انرژیشان را به سطح پایین تری آورده ایم.

پیشگویی آسمانی (9)

 تا زمانی که ما بفهمیم چطور جلوی این وضعیت را بگیریم، مانند یک نیم دایره هستیم.

ما مستعد پذیرش فردی با جنس مخالف هستیم که نیمه دیگر دایره است و به ما ملحق می شود تا بدین ترتیب دایره ای کامل بوجود آمده و موجی از انرژی در ما پدید آید.

احساس می کنیم که فردی کامل هستیم یعنی همان احساسی که از طریق ارتباط کامل با جهان بوجود می آید در ما ایجاد می شود اما در حقیقت، ما به شخصی پیوسته ایم که خود نیز به دنبال یافتن نیمه دیگرش بوده است.

مشکل این فرد کامل، در واقع این دایره کامل، که هر دو طرف فکر می کنند به آن رسیده اند، این است که از ترکیب دو نفر بوجود آمده و یکی انرژی مونث و دیگری انرژی مذکر او را تامین کرده است...در نتیجه این فرد کامل دارای« دو شعور» یا «دو من» می باشد. هر دو نفر می خواهند بر این فرد کامل که خود بوجود آورنده آن هستند، حکومت کنند... بنابراین مانند زمان کودکی، هر یک می خواهند بر دیگری حکم برانند گویی این شخص سوم، متعلق به خودشان است.

این نوع تکمیل کاذب، همیشه به مبارزه بر سر قدرت ختم می شود. سرانجام هر دو باید یکدیگر را تحمل کنند یا حتی دیگری را بی اعتبار سازند تا بتوانند این «خود کامل» را در مسیری که می خواهند قرار دهند.

البته این عملی نیست... حداقل از این پس عملی نیست. احتمالاً در گذشته، یکی از آن دو مجبور می شد خود را به دیگری تسلیم کند، اما ما اکنون به خود آمده ایم، دیگر کسی نمی خواهد فرمانبردار دیگری باشد.

- کاری که من و مارجوری در حال حاضر انجام می دهیم، خارج کردن دیگری از مسیر تکامل است، این طور نیست؟

- بله

- چطور می توانیم از این برخوردها اجتناب کنیم؟

- باید در برابر احساس «عشق در یک نگاه» مقاومت کنید و بیاموزید که چگونه می توان با جنس مخالف روابط افلاطونی برقرار کرد.

وابستگی متقابل که بعضی از ما به آن مبتلا هستیم، بیماری جدیدی نیست. همه ما به یکدیگر وابسته ایم و هم اکنون با گذشت زمان، باید این وابستگی را رها کنیم.

انرژی تو به انرژی مارجوری متصل بود. وقتی اینجا نشسته بودی و مارجوری در اتاق دیگر بود، حوزه انرژی تو تا حوزه انرژی او کشیده شده و به آن متصل شده بود. تو ارتباطت را با جهان از دست داده و به جای آن، به انرژی مارجوری پیوسته ای. در مورد همه وابستگی ها همین طور است.

هرچقدر ماهیت و زیبایی درونی افراد را بیشتر ستایش کنیم، انرژی بیشتری به سویشان جاری می شود و به طور طبیعی انرژی بیشتری به سوی ما خواهد آمد. به راستی که این کار لذت بخش است.

هر اندازه بیشتر به دیگران محبت کرده، آنان را ستایش کنیم، انرژی بیشتری به سوی ما جاری می شود، به همین علت عشق ورزی و پر انرژی کردن دیگران بهترین کاری است که ما می توانیم برای خود انجام دهیم.

دونفر یا تعداد بیشتری از اشخاص، با انجام این کار می توانند به سطح فوق العاده ای از انرژی دست یابند، چرا که یکدیگر را به سطح بالاتری ارتقاء داده، باعث می شوند که بی درنگ انرژی به آنان برگردد.

این ارتباط با رابطه وابستگی متقابل تفاوت دارد. رابطه وابستگی هم این گونه آغاز می شود، اما خیلی زود تبدیل به میل تسلط بر دیگری می گردد زیرا وابستگی، فرد را از منبع انرژی جدا می کند و انرژی تمام می شود.

جریان واقعی انرژی، هیچ وابستگی یا تمایلی را موجب نمی شود و طرفین فقط منتظر دریافت پیام هستند.

پیشگویی آسمانی (8)

جسم تو در یک سطح مشخص جنبش دارد. اگر انرژی ات کم شود، جسمت آسیب می بیند. این ارتباط بین فشار عصبی و بیماری است.

عشق باعث می شود که ما در سطح بالایی جنبش را حفظ کنیم و این امر سبب می شود که سالم بمانیم. عشق خیلی مهم است.

تمام کسانی که تو با آنان ملاقات می کنی، انرژی یا صراحت لازم را ندارند تا بتوانند پیغامهایشان را برای تو آشکار سازند. تو باید با ارسال انرژی به آنها کمک کنی.

تو به من گفتی که یاد گرفتی انرژی خودت را با تمرکز روی زیبایی یک گیاه به آن منتقل کنی، یادت می آید؟ خوب همین کار را در مورد اشخاص انجام بده. وقتی انرژی به آنان منتقل شد، باعث می شود که حقیقت وجودی خود را ببینند، سپس می توانند این حقیقت را به تو ارائه دهند. پدر کاستوس مثال خوبی است. او پیام مهمی برای تو داشت اما تو کمک نکردی تا آشکار شود. تو سعی کردی پاسخها را از او بخواهی و این، رقابت برای کسب انرژی را میان تو و او به وجود آورد.

بصیرت هفتم می گوید: موفقیت زمانی بدست می آید که ما در هر واقعه، هر چقدر هم نامطلوب باشد، نقطه ای روشن پیدا کنیم.

بصیرت هشتم در مورد یک چیز هشدار می دهد:

اگر زمانی به کسی وابستگی پیدا کنی، رشد تو متوقف می شود.

بصیرت هشتم بیان می کند که عاقبت بشر چگونه یاد می گیرد با دیگران ارتباط برقرار کند و در مورد چیزهای مختلف مثل چگونگی انتقال انرژی به دیگران و اجتناب از وابستگی به آنان صحبت می کند.

بدترین کار در مورد کودکان این است که هنگام تصحیح اشتباهاتشان، انرژی آنان را بگیریم. این امر باعث بوجود آمدن نمایش تسلط در آنان می شود. اگر بزرگسالان بدون توجه به شرایط، انرژی مورد نیاز طفل را به او بدهند، آن وقت از فراگیری رفتارهای نامطلوب توسط کودک جلوگیری می شود.

اگر تعداد بچه ها بیش از تعداد بزرگسالان باشد، آن وقت بزرگسالان مغلوب می شوند و نمی توانند انرژی کافی به بچه ها بدهند و بچه ها برای وقت بزرگسالان به رقابت می پردازند. این مشکل خیلی مهمتر از آن است که مردم فکر می کنند.

 

نظریه وابستگی که در کتیبه مطرح شده، بیانگر این مساله است که چرا در روابط دوستانه، کشمکشهایی بر سر قدرت بوجود می آید. ما همیشه مشتاقیم بدانیم چرا لذت و شعف عشق زمانی به پایان می رسد و ناگهان به بروز اختلاف منجر می شود و اینک علت این امر را می دانیم. دلیل این مساله جریان انرژی بین دو فرد است.

وقتی علاقه بوجود می آید، دو طرف به طور ناخودآگاه به یکدیگر انرژی می دهند و هر دو احساس سبکی و شعف می کند. این نقطه اوجی است که ما آن را عاشق شدن می نامیم.

متاسفانه در نخستین مرحله آنان گمان می کنند که این احساس را از طرف مقابل دریافت می نمایند به همین دلیل خود را از انرژی جهان جدا می سازند و هرچه بیشتر به انرژی یکدیگر وابسته می شوند، اما کمی بعد به نظر می رسد که این انرژی کافی نیست بنابراین از دادن انرژی به یکدیگر خودداری می کنند و به همان نمایش خود بر می گردند و سعی می کنند بر دیگری غلبه یافته، انرژی او را به سوی خود بکشانند. در این زمان، روابط، به همان مبارزه بر سر قدرت تنزل پیدا می کند.

علت اینکه به فردی با جنس مخالف وابسته می شویم این است که ما هنوز خودمان به انرژی جنس مخالف دست نیافته ایم.

انرژی درونی که ما به عنوان منبع داخلی از آن استفاده می کنیم، هر دو جنس را شامل می شود و سرانجام ما این انرژی را به طور کامل دریافت می کنیم، اما وقتی در مسیر تکامل قرار می گیریم، باید مراقب باشیم، روند آن کمی به درازا می کشد.

اگر به طور ناگهانی، برای تامین انرژی مونث یا مذکر خود، با یک منبع انسانی ارتباط برقرار کنیم، آن وقت جلوی انرژی جهانی را می گیریم.

پیشگویی آسمانی (7)

وقتی به اندازه کافی انرژی گرفتی، آماده می شوی تا آگاهانه در مسیر تکامل حرکت کنی و آن را به جریان بیندازی تا رویدادهای هم زمان را بوجود بیاوری و آنها تو را به جلو هدایت کنند.

پس از آن، تو با یافتن پاسخ سؤالهای کوچکتر و آنی که در زندگی با آنها روبرو می شوی، بر روی این مسیر تکاملی متمرکز می شوی.

زمانی که تو از پرسشهای موجود در مغزت در یک لحظه آگاه می شوی، ادراکات ناگهانی در این زمینه به تو کمک می کنند که چه بکنی و کجا بروی.

تو مسیر بعدی را حدس می زنی و این حالت همیشگی است. زمانی که یک دریافت ناگهانی تو را از آنچه بعداً اتفاق می افتد آگاه کرد، باید به طور کامل، هشیار و دقیق باشی.

دیر یا زود رخدادهای همزمان رخ می دهند تا تو را در مسیری که از طریق دریافتهای ناگهانی مشخص شده اند هدایت کنند.

همیشه سرشار از انرژی باش و عشق بورز. به خاطر داشته باش هنگامی که عشق می ورزی، هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند بیش از آن انرژی که تو می گیری، از تو انرژی بگیرد.

در حقیقت انرژی که از تو جاری می شود، جریانی را بوجود می آورد که همان قدر انرژی را به سوی تو می کشاند.

انرژی تو هیچ وقت تمام نمی شود اما برای اینکه این روند طی شود، باید همیشه آگاه باشی و این امر بخصوص در مواقعی که با مردم در ارتباط هستی، خیلی مهم است.

پیشگویی آسمانی (6)

- همه ما یک هدف، یک ماموریت داریم و بدون اینکه به طور کامل از آن آگاه باشیم، در پی آن هستیم. هنگامی که به طور کامل از آن آگاه شدیم، جهشی ناگهانی در زندگیمان حاصل می شود.

بگذار روشی را برایت بگویم که خودم برای کسب انرژی از آن استفاده می کنم.

نخست مانند تو با دقت به اطراف نگاه می کنم، سپس سعی می کنم همانطور که سرشار از انرژی می شوم، شکل اشیاء را به خاطر بسپارم. من این کار را با به خاطر آوردن نحوه قرار گرفتن، شکل و زیبایی ویژه هر چیز بخصوص گیاهان، نحوه درخشش و روشنی رنگها انجام می دهم.

- آن حالت بی وزنی را که در بالای تپه احساس می کردی، به یاد می آوری؟

- بله

- برای دوباره بدست آوردن این حالت، سعی می کنم انرژی ای را که با آن ارتباط برقرار کرده ام، استنشاق کنم.

وقتی ما مجسم می کنیم که با هر دم، انرژی را به درون می بریم و مانند یک بادکنک پر می شویم، در واقع انرژی بیشتری کسب می کنیم و احساس می کنیم که بی وزن و سبک شده ایم.

پس از اینکه انرژی را استنشاق کردم، باید مطمئن شوم که آن احساس مورد نظر در من بوجود آمده است، من به وجود آمدن این احساس را به عنوان معیار سنجش ارتباطم در نظر می گیرم.

- منظورت عشق است؟

- بله.. همانطور که طی گفتگویمان در مرکز تبلیغ بیان کردم، عشق یک مفهوم ذهنی، وظیفه وجدانی یا چیزی همانند اینها نیست. عشق زمینه ای احساسی است و زمانی بوجود می آید که شخصی با انرژی موجود در جهان هستی که همان انرژی خداوند است، ارتباط برقرار کند.

پیشگویی آسمانی (5)

برای اینکه انرژی موجود در غذا را به طور کامل جذب کنیم، نخست باید غذا را ستایش کنیم. تو باید مزه غذا را ستایش کنی، این علت دعای پیش از غذاست.

جذب انرژي از غذا نخستین قدم است. پس از اینکه اترژی تو به این ترتیب افزایش پیدا کرد، نسبت به انرژی موجود در هر چیزی حساس می شوی... سپس یاد می گیری که این انرژی را بدون خوردن جذب کنی.

تو باید پذیرا باشی، باید ارتباط برقرار کنی و به هنگام دیدن حوزه های انرژی، آنها را ستایش کنی.

وقتی زیبایی پدیده ها را ستایش کنی، انرژی دریافت می کنی و وقتی به مرحله عشق ورزی رسیدی، هر زمان که بخواهی، می توانی آن را برگردانی.

مدتی طولانی در همان محل نشستم. به نظر می رسید هرچه توجهم را بیشتر به درخت جلب می کنم و رنگ و شکل آن را ستایش می کنم، عشق بیشتری احساس می کنم، تجربه ای غیرعادی بود. تصور کردم که انرژی من جریان پیدا می کند و درخت را لبریز می سازد اما نمی توانستم آن را ببینم.

ارتباط با انرژی، احساس هیجان، نشاط و سرانجام عشق را بوجود می آورد.

- حوزه انرژی شخص هنگام وقوع این امر، چه شکلی است؟

- به طرف بیرون گسترده شده و رنگش دگرگون می شود.

- چه رنگی؟

- به طور معمول، از شیری، به سبز و آبی دگرگون می شود. به هنگام کسب تجربه عرفانی بر روی قله، انرژی تو خارج و به سرعت به عالم هستی وارد شد. در اصل تو ارتباط برقرار کردی و انرژی را از کل هستی به سمت خود کشیدی، سپس انرژی تو افزایش پیدا کرد و همه چیز و همه جا را در بر گرفت. احساس خود را به خاطر می آوری؟

- بله، احساس می کردم کل جهان هستی، بدن من است و من فقط سر آن هستم، یا شاید به طور دقیق چشم های آن هستم.

- بله و در آن لحظه حوزه انرژی تو و جهان هستی یکی بود. عالم هستی بدن تو بود.

بلندیهای کوهستان از معدود جاهایی است که انرژی را در هرکس که آنجا بنشیند، بوجود می آورد.

وقتی که جنگلی بکر در کوهستان و جود داشته باشد، انرژی هم بیشتر می شود.

بسیاری از مردم در جنگل، نزدیک به قله، با تجربه های عرفانی مواجه می شوند.

پیشگویی آسمانی (4)

اگر ما بتوانیم به طور اصولی جابجایی انرژی را مشاهده کنیم، می فهمیم که هنگام رقابت، مباحثه و آزار یکدیگر چه چیزی را دریافت می کنیم. وقتی بر دیگران غلبه می کنیم، انرژی آنان را به سوی خود می کشانیم، از انرژی دیگران بهره مند می شویم و این انرژی، محرک ماست.

در مباحثه، انرژی طرفی که شکست خورده، به سوی فرد پیروز جریان پیدا می کند و از این رو فرد شکست خورده دچار ضعف، خستگی و گیجی می شود.

بسیاری از افراد از این مساله اطلاعی ندارند. ما فقط می دانیم که به هنگام شکست، احساس ضعف می کنیم و وقتی بر دیگران مسلط می شویم، احساس بهتری پیدا می کنیم. چیزی که ما نمی دانیم این است که این احساس بهتر به ضرر دیگران تمام می شود و در واقع ما این انرژی را از آنان می گیریم.

خیلی از مردم در طول زندگی به طور دائمی در حال شکار انرژی دیگران هستند، با این حال نحوه عمل متفاوت است. ما افرادی را می بینیم که حداقل برای مدتی کوتاه انرژی خودشان را داوطلبانه به سوی ما گسیل می دارند.

گاهی شخصی می خواهد که موقعیت او را برایش توضیح دهیم و همه انرژی خودش را نیز به ما می دهد. مثل کاری که مارجوری انجام داد. این باعث می شود که ما احساس قدرت کنیم، اما در آینده متوجه می شوی که این اهدای انرژی، معمولاً پایدار نمی ماند.

 اکثر مردم بویژه مارجوری به قدر کافی قوی نیستند تا بتوانند به اهدای انرژی خود ادامه دهند به همین علت خیلی از روابط به کشمکش بر سر قدرت منتهی می شود.

تسلط بر دیگری باعث می شود تا شخص احساس قدرت و برتری کند، اما انرژی افراد مغلوب را از آنان می گیرد. فرقی نمی کند که بگوییم این کار را به خاطر نفع خودشان انجام می دهیم یا آنان بچه های ما هستند و باید همیشه تحت نظر باشند، در هر صورت به آنان لطمه وارد می کنیم.

بنابراین مسئله بر سر این است که همه سعی می کنند برای بدست آوردن انرژی بر دیگری تسلط یابند و او را تحت نفوذ خود درآورند چرا که همه ما کمبود انرژی داریم.

اما یک راه حل وجود دارد، یک منبع دیگر انرژی. این چیزی است که آخرین بصیرت به آن اشاره می کند.

این بینش، به کشمکشهای بشر بر روی زمین پایان می دهد، زیرا بشر درمی یابد که منبع دیگری برای کسب انرژی وجود دارد و ما در نهایت می آموزیم که هر زمان بخواهیم، می توانیم با این منبع ارتباط برقرار کنیم.

پیشگویی آسمانی (3)

به نظر می رسد در قانون پویایی حوزه های انرژی، پیروزی فکر شخص، به معنای تصاحب قسمتی از حوزه انرژی طرف مقابل و کشاندن آن به طرف حوزه خود است.

 

در بصیرت چهارم آمده که بشر چطور بر سر انرژی رقابت می کند.

پرسیدم: رقابت برای انرژی؟

لبخندی زد و با سر به ترجمه ای که در دست داشتم، اشاره کرد. قسمتی را که هنوز نخوانده بودم پیدا کردم.

طبق کتیبه، سرانجام بشر جهان هستی را به صورت آمیزه ای از یک انرژی پویا می بیند. انرژی ای که ما را حفظ می کند و نسبت به انتظارهای ما واکنش نشان می دهد. به علاوه، خواهیم دید که ما از یک منبع بزرگتر انرژی جدا شده ایم و در می یابیم که این جدایی باعث شده که ما احساس ضعف، نا امنی و کمبود نماییم.

در رویارویی با این کمبود، بشر همواره می کوشد تا انرژی شخصی خود را از تنها طریقی که شناخته است افزایش دهد، یعنی از طریق یافتن راهی که بتواند آن را در لحظه ای مناسب از دیگران برباید. یک رقابت ناخود آگاه که اساس مبارزه ها و اختلافها را تشکیل می دهد.

 

زمانی که همسر صاحبخانه و دخترش مشغول پذیرایی کردن با کلوچه مخصوص بودند، آرنج دختر جوان به لیوان من خورد و آب روی میز ریخت. زن با عصبانیت جلو آمد و به زبان اسپانیولی بر سر دختر فریاد کشید و او را به کناری هل داد. و در حالی که آب را خشک می کرد، گفت:

خیلی متاسفم، این دختر خیلی بی دست و پاست.

دختر عصبانی شد و در همان لحظه ای که مرد صاحبخانه وارد اتاق شد، بقیه کلوچه ها را جلوی زن انداخت و تکه های ظرف شکسته و کلوچه ها روی میز پخش شدند.

پیرمرد فریادی بر سر دختر کشید و او از اتاق بیرون دوید.

رنوآ به من نگاه کرد و پرسید: آن دختر را دیدی؟ یک نمونه بارز از خشونت روانی است. این زمانی است که نیاز بشر به تسلط بر دیگران به حد نهایی خود می رسد. پیرمرد و پیرزن آن دختر را کاملاً تحت تسلط خود داشتند. متوجه رفتار مضطربانه و حقیرانه او شدی؟

گفتم: بله اما به نظر می رسید که دیگر خسته شده است.

- دقیقاً، ولی پدر ومادرش دست بردار نیستند. او به نظر خودش راهی جز پرخاشگری ندارد. این تنها راهی است که او می تواند تا حدی کنترل خودش را بدست گیرد. متاسفانه وقتی او بزرگ شود، به خاطر این ضربه روحی فکر میکند که با همین شدت باید بر دیگران حاکمیت کند.

این خصوصیت در او به طور عمیق ریشه دارد و مثل پدر و مادرش حس سلطه طلبی را در او بوجود می آورد، بخصوص زمانی که او با افراد آسیب پذیری مثل کودکان مواجه می شود.

به طور قطع، این ضربه روحی پیش از این بر پدر و مادر او هم وارد شده است. آنان خواهان تسلط بر دیگران هستند چرا که پدر و مادرشان با آنها چنین رفتاری داشته اند و به این ترتیب خشونت روانی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.

انرژی ای را که بین اعضای آن خانواه حرکت می کرد، دیدی؟ آن مرد و زن انرژی آن بچه را به طرف خود می کشیدند تا زمانی که تقریباً تمام انرژی او را از آن خود کردند.

 

پیشگویی آسمانی (2)

ادراک زیبایی مثل یک فشارسنج است که به ما نشان می دهد تا چه حد به مشاهده واقعی انرژی نزدیک هستیم. خیلی روشن است زیرا به محض اینکه انرژی را مشاهده کنی، می فهمی که زیبایی و انرژی در یک راستا قرار دارند.

گفتم: طوری حرف می زنید مثل اینکه انرژی را می بینید.

ناخودآگاه به من نگاه کرد.

- همین طور است. اما نخستین کاری که من انجام دادم، تحسین عمیقتر زیبایی بود.

- اما چطور؟ مگر زیبایی نسبی نیست؟

سر تکان داد.

- ممکن است موجودات زیبا متفاوت باشند، اما اساسی ترین خصوصیاتی که ما به یک شیء زیبا نسبت می دهیم، مشابه هستند. درباره آن فکر کن. وقتی موجودی به نظر ما زیبا می آید، معمولاً واقعی تر، جذابتر و درخشانتر به نظر می آید، این طور نیست؟ جلب توجه می کند، تابناک است و در مقایسه با کدورت رنگهای دیگر، شفافتر است.

 

سارا گفت: ما فهمیدیم که دو موقع از روز برای دیدن حوزه انرژی مناسبتر است. غروب و طلوع.

اگر بخواهی، فردا موقع طلوع خورشید همدیگر را می بینیم.

 

تکیه بده و نوک انگشتان نشانه ات را طوری قرار بده که با هم در تماس باشند و آسمان آبی پشت انگشتان تو قرار بگیرد. حالا انگشتانت را یک اینچ از هم دور کن و به فضای بین انگشتانت نگاه کن، چه می بینی؟

- غباری که بر روی عدسی چشمانم نشسته است.

- به آنها توجه نکن. چشمهایت را کمی از حالت تمرکز خارج کن، انگشتانت را به هم نزدیکتر کن، سپس از هم بیشتر فاصله بده.

همانطور که او صحبت می کرد، من انگشتانم را حرکت می دادم اما نمی دانستم منظورش از اینکه چشمانم را از حالت تمرکز خارج کنم چیست.

عاقبت با تردید نگاهم را روی فضای میان انگشتانم متمرکز کردم.. نوک انگشتانم کم کم شفاف می شد و در همین زمان دیدم که چیزی شبیه خطی از دود، بین انگشتانم کشیده شده است.

نخست نوک چهار انگشت دیگرم و سپس کف و مچ دستانم را به هم نزدیک کردم. هر بار خط باریکی از انرژی را در فاصله این اعضا می دیدم.

 

سارا گفت: ببین این را می توانی ببینی؟ روبروی من نشست و رویش را به طرف گل شیپوری برگرداند. هاله ای از نور سفیدرنگ که بدن او را احاطه کرده بود، به سمت بیرون جریان یافت و به طرف گل شیپوری رفت و در عوض قطر حوزه انرژی گیاه چند فوت زیادتر شد.

مشاهده پدیده ای که تا تا چند دقیقه پیش در مورد آن تردید داشتم، برایم به راحتی ممکن شده بود و حتی ذره ای دشوار نبود.

به سارا نگاه کردم، او گفت: فقط بعضی از افراد می توانند این کار را بکنند. ما هنوز کاملاً متوجه این مساله نشده ایم. گروهی از روانشناسان سعی می کنند ارتباطی میان این توانایی و خصوصیات شخصیت برقرار کنند اما تا حالا نتوانسته اند.

اگر ما می توانیم رشد گیاهان را سریعتر سازیم، شاید بتوانیم وقوع بعضی رویداها را هم سریعتر یا مطابق آنچه در فکر ماست، آهسته تر کنیم.

برگشتم و به سوی جنگل نگاه کردم.

- آهای من دیگر نمی توانم حوزه های انرژی را ببینم.

سارا پاسخ داد:

یک چیزهایی باعث شدند سطح انرژیت نزول کند، مگر نه؟

فیل لبخند زد، به آرامی به شانه ام زد و گفت:

درست مثل دوچرخه سواری است. تنها کاری که باید انجام دهی این است که زیبایی را ببینی و از آنجا کار را ادامه بدهی.

افرادی که اینجا هستند و به راحتی حوزه های انرژی را می بینند، بیشتر از سبزیها تغذیه می کنند و معمولاً این گیاهان مغذی را خود کاشته اند.

بنابر گفته کتیبه، وقتی حوزه ها را مشاهده کردیم، فهم ما از جهان فیزیکی به یکباره تغییر می کند.

 برای مثال ما شروع به خوردن غذاهایی می کنیم که سرشار از انرژی هستند و متوجه می شویم که بعضی مکانها انرژی بیشتری گسیل می کنند. بیشترین ارسال انرژی در مکانهایی که طبیعت کهن دارند بخصوص جنگلها صورت می گیرد.

یک جنگل قطع شده بخصوص اگر درختان تنومند آن را قطع کنند تا کاجها در آنجا رشد یابند و منفعت بیشتری فراهم آورند، حوزه انرژی ضعیفی خواهد داشت. یک شهر نیز بدون در نظر گرفتن مردم، انرژی کاملاً متفاوتی دارد.

دیدن این انرژی از طریق نوعی انتقال رشد می یابد. ما آن را نمی فهمیم اما وقتی با کسانی که این انرژی را می بینند معاشرت داشته باشیم، کم کم قادر به مشاهده آن می شویم. بنابراین برو و آن را به دیگران نشان بده.

پیشگویی آسمانی (1)

نام کتاب: پیشگویی آسمانی

نویسنده: جیمز ردفیلد

برگردان: ستاره آخوندی

نشر البرز

تعداد صفحات: 310

پیشگویی آسمانی (1)

کشیش گفت: طبق آنچه در کتیبه آمده تعداد افرادی که از این رویدادهای همزمان آگاهی پیدا می کنند، از دهه ششم قرن بیستم به گونه ای چشمگیر رو به افزایش می رود.

 او گفت که این رشد تقریباً تا اوایل قرن بعد ادامه پیدا می کند، یعنی زمانی که تعداد این افراد به حد مشخصی می رسد و من به آن جمعیت(حد) بحرانی می گویم.

طبق آنچه در کتیبه آمده، وقتی تعداد مشخصی از افراد با جدیت، مساله آنچه در حیات می گذرد را طرح کردند، کم کم به این مساله پی خواهیم برد و دیگر بصیرتها یکی پس از دیگری آشکار می شوند.

پیشبینی می شود بشر در زمانی نزدیک در پایان هزاره دوم انرژی جدیدی را کشف می کند که اساس تمامی پدیده ها ازجمله انسان می باشد و به صورت تشعشعات بیرونی در تمام پدیده ها ظاهر می شود.

کتیبه بیان می کرد که مشاهده این انرژی با توجه بیشتر نسبت به زیبایی ها آغاز می شود.