قانون توانگری

نام کتاب: قانون توانگری

نویسنده: کاترین پاندر

برگردان: گیتی خوشدل

نشر پیکان

تعداد صفحات: 345

 

گرایش توانگرانه

پول از شعور کیهان یا خرد کائنات سرشار است... پس در برابر گرایشهایی که نسبت به آن دارید، واکنش نشان می دهد...زیرا قانون ذهن چنین است که هر چه را مورد قدردانی قرار دهید، به سوی خود جذب می کنید و هر آنچه را مورد قدردانی قرار ندهید، دفع می کنید. پس اگر به طرزی دلپذیر درباره پول بیندیشید، آن را چندین برابر می کنید.

در گفتگو با صدها هزار نفر از مردم درباره امور مالی شان دریافته ام که هر گاه پول کافی برای تأمین مخارجشان ندارند، به این دلیل بوده است که در امور مالی خودشان یا دیگری، پول را مورد سرزنش یا تحقیر قرار داده اند.

اخیراً خانمی برایم تعریف کرد که به محض اینکه این عقیده را کنار گذاشت که پول، چیزی کثیف و پلید است، آنقدر پول بدست آورد که توانست از مصرف آن به راستی لذت ببرد. شاید تعجب کنید که چرا برای داشتن اوضاع مالی رضایت بخش تر، ایجاد گرایشی دوستانه و صمیمانه نسبت به پول تا این حد مهم است.

یک بار مردی وارفته و بدحال که هم وضع سلامتیش خراب بود و هم بیکار بود و هم به شدت احساس تنهایی و بدبختی می کرد، با من به گفتگو نشسته بود. به هنگام صحبت کوشیدم دریابم که کدام گرایش ذهنی، او را به چنین وضع رقت باری انداخته است. برایم تعریف کرد که چه زندگی سختی را پشت سر گذاشته و مردم چه ناجوانمردیها در حق او کرده اند.

 چون گفتگو ادامه یافت، شروع کرد به انتقاد از سیاستمداران واشینگتن که به چه شکل وحشتناکی پول این مملکت را به مصرف می رسانند...در کمال آرامش و ملایمت به او پیشنهاد کردم که اگر میخواهد سلامت و توانگری و سعادتش به او بازگردد، بکوشد گرایشهایش را درباره مردم و به ویژه در مورد سیاستمداران مورد بررسی مجدد قرار دهد. اگرچه طوری به من چشم دوخت که انگار در سلامت روانم شک کرده، سرانجام موافقت کرد که شیوه تفکر توانمندانه را بیازماید.

چند ماه بعد که به نزدم باز گشت، نتوانستم او را بشناسم. با چهره یی بشاش و درخشان، درباره آن روز سرد زمستان حرف زد که دفترم را ترک کرد و از بی پولی مجبور شد که همه راه تا شبانه روزی اش را پیاده برود و حتی پول اتوبوس هم نداشت. وقتی به اتاقش رسیده بود، دریافت که به علت پذیرش و جذب بیدرنگ بعضی از گفته هایم، همه دردهای جسمانی اش او را ترک گفته اند.

آن شب، پس از چند ماه، برای نخستین بار در آرامش به خواب رفت.چون هر روز اندیشه توانگر را به کار گرفت، رویدادهایی اعجاب انگیز رخ نمودند. تندرستی اش را کاملاً بازیافت و چندی نگذشت که در کاری تازه و متفاوت وارد شد که مدتها آرزویش را در سر پرورانده بود. این مرد گفت که تمام عمرش، پول وامور مالی و دولتمندان را به باد تمسخر گرفته بود و اینک می فهمید که با این کار چه بلایی سر زندگی خودش آورده بود.

این مرد سرانجام دریافت که هرگاه برای تأمین مخارجمان لنگ می مانیم، اغلب به علت قدر ناشناسی از پول خودمان یا دیگری است.

گاه مردم با گفتن این که خودشان توانگر و مورد لطف و عنایت هستند، برای خودشان مشکلات مالی می آفرینند. اگر خودتان را توانگر و دیگران را تنگدست ببینید، در واقع طبق قانون عمل و عکس العمل، از آن موقعیت دعوت می کنید تا به سراغ شما بیاید. حتی رشک به پول دیگری، نشانه این اعتقاد است که به اندازه همه برکت و نعمت وجود ندارد.

پول چنان از هوش و خرد الهی سرشار است که با هرچه درباره اش بگویید و بشنوید، همنوا می شود و همان گونه به شما پاسخ می گوید. دوستی بارها برایم تعریف کرد که هرگاه گرایشش نسبت به پول سرشار از قدردانی بوده، حتی در دوران رکود اقتصادی هم سفره اش همواره پر و رنگین بوده است.

هرگز نخستین باری که این جمله را در یکی از سخنرانی هایم به کار بردم، فراموش نمی کنم:

«از پول به صورت جوهر غنی خدا قدردانی کنید و برای این قدردانی، دنبال هیچ عذر و بهانه یی نگردید. اگر برای قدردانی تان دنبال عذر و بهانه بگردید، پول از بهانه آوردن احمقانه شما منزجر خواهد شد و شما را دفع خواهد کرد.»

اگر هدایایی به شما داده شده که به دردتان نمی خورند ونمی توانید از آنها استفاده کنید، این مسأله را به زبان نیاورید. صرفاً به خاطر اندیشه سخاوتمندانه یی که در پس آن نهفته است، هدیه را بپذیرید و آنگاه با خوشحالی آن را به کسی بدهید که می تواند از آن استفاده کند. تنها زمانی که نباید هدیه یی یا لطفی را بپذیرید، زمانی است که کسی بخواهد از این طریق به شما رشوه بدهد یا دوستی تان را بخرد یا برایتان تعهدی ایجاد کند. به سخاوت راستین، نخی وصل نیست و بستگی و بندگی نمی آورد.

یکی از عبارات تأکیدی نیرومند که اگر همراه با تجسم مبلغ مورد نیاز استفاده شود، برای تقویت ذهن سودمند است، چنین است:

«همه درها گشوده اند و همه راهها باز و آزادند تا همه ثروتها به سوی من سرازیر شوند. اکنون مبلغ...... نزد من می آید.»

و

« سپاس می گذارم که اکنون ثروتمند و سالم و شادمانم و امور مالی ام در نهایت نظم الهی است. خدا را شکر که هر روز از هر جهت دولتمند تر می شوم: شکوهمند و خردمند»

هر گاه احساس افسردگی می کنید، به یاد آورید که همواره پیش از طلوع موهبت تازه، تاریک است. نومیدی معمولاً نشانه آن است که جزر و مد امور در حال دگرگونی است و دیگر چیزی تا سحر نمانده.

 تا می توانید به سفر درونی خود ادامه دهید تا در برون همه چیز خود به خود پیش برود. وقتتان را در کنار اشخاص موفق بگذرانید. به دیدن محیط های زیبا و خیال انگیز و ساختمانهای با شکوه و مغازه های دلپذیر و دوست داشتنی بروید. به محله های ثروتمند شهرتان بروید یا به ییلاقهای بسیار زیبا و شکوهمند، آنجا که ثروتهای خدا و انسان مشاهده می شود. اگر فضای باز بیرون در شما احساس استغناء پدید می آورد، به دامن طبیعت پناه ببرید و روزی چند ساعت را در نور آفتاب و استنشاق هوای تازه و لذت از آرامش کوهها و درختها بگذرانید.

هر گاه وسوسه شدید که به جمع صاحبان اندیشه های منفی بپیوندید، به تأکید بگویید:

«در وجودم نشانه یی از انتقاد نیست. نه من از کسی انتقاد می کنم، نه کسی از من. هماهنگی الهی در والاترین اوج خود، حاکم بر زندگی و جهان من است

خواه بخواهید در کار فعلی خود بمانید و یا کاری دیگر را از سر بگیرید، تکرار این عبارت سودمند است:

«خرد لایتناهی اکنون در من و زندگی و امورم سرگرم کار است تا عالی ترین و والاترین خیر و صلاحم را به انجام برساند، خرد لایتناهی شکست نمی خورد»

اگر به این نتیجه رسیده اید که کار کنونی شما رضایت بخش نیست، تکرار کنید:

«اکنون راههای تازه زندگی و شیوه های جدید کار به من نشان داده می شود. من محدود و مقید به راهها و شیوه های گذشته ام نیستم. کار عالی و بی نظیرم را از راهی عالی و بی نظیر تجربه می کنم. کاری که بی درنگ به من رضایت کامل و درآمدی بی همتا می بخشد»

بگذارید فنی ساده و عملی را که از همین امروز می تواند کمکتان کند تا توانگرتر شوید، به شما بیاموزم. قدما معتقد بودند که در رقم «ده»، قدرت جادویی افزایش وجود دارد. از این رو، از هم اکنون، هرگاه به پول می اندیشید، (خواه این پول درآمدتان باشد و خواه پولی که می پردازید و خواه مبلغ چک یا موجودی کیف پول یا پس انداز یا سهام)، ذهناً مجسم کنید که ده برابر این مقدار به سوی شما باز می گردد.

این فنی فرح انگیز و سحرآسا برای افزایش پول است. با هر رقمی که مواجه می شوید، آن را ضربدر ده کنید و منتظر باشید تا از راههایی شگفت و بی همتا به سویتان آید. ذهن به ارقام معین، فوراً پاسخ مثبت می دهد.

بانویی پس از شنیدن قدرت جادویی رقم ده در یکی از سخنرانی هایم، تصمیم گرفت که به جای ده، پولش را ضربدر صد کند که ده برابر ده است. دو روز نگذشته بود که از یکی از همکارانش که از مدتها پیش به او مقروض بود، یک چک صددلاری گرفت!

روزنامه ها و مجلاتی را بخوانید که سرشار از تصاویر و تبلیغات لباسهای زیبا و چشمگیر و خانه های فاخر و شکوهمند و تفریحات دلنشین و پرتجمل و همه چیزهایی است که آرزومند تجربه اش هستید. بی وقفه تصاویر ذهنی و درونی زندگی دلخواهتان را بسازید و بسازید و بسازید.

برنامه هایی که برای موفقیت خود در نظر دارید، در معرض اندیشه دیگران قرار ندهید. وقتی درباره آنها صحبت می کنید، این مجال را بوجود می آورید که دیگران تکه پاره اش کنند.

به یاد آورید که همه موهبتها، پیشاپیش در حیطه جوهر وجود دارد. از طریق امیدی والا، تصاویر ذهنی و اندیشه و عمل توانگر، ارباب حیطه جوهر می شوید، آنگاه می توانید هر آنچه را می خواهید، از آن بیرون بکشید.

اگر آرزوی استقلال مالی دارید، مدام ندا در دهید:

«هر روز، از هرجهت، به یاری خدا، صاحب استقلال مالی افزونتر می شوم.

اگر توانگر نباشید، نه به درد خودتان می خورید و نه به در دیگری. انسانی که نخواهد توانگر باشد، نابهنجار است. زیرا زندگی بدون توانگری نابهنجار می شود. صرفاً به این دلیل که می توانید کارهای نیک بسیار انجام دهید، نخواهید توانگر شوید. از آنجا که فرزند پادشاه و فرزند خدا هستید، توانگری حق مسلم شما و میراث الهی شماست.

وقتی راز توانگری زنی را که شوهر قماربازش او را با چند بچه ترک کرده بود پرسیدم، گفت: هرگاه نیاز مالی نزدیک می شد، بارها این دعا را در دل تکرارمی کردم و آرام به آن می اندیشیدم: «بازایستید و بدانید که من خدا هستم

روزی که موعد پرداخت قسط خانه بود، می بایست چهل دلار بپردازد، حال آنکه یک سنت هم نداشت. پس به آرامی به این عبارت اندیشید که:

« باز ایست و بدان که من خدا هستم. باز ایست و بدان که من خداوند در این وضعیت، سرگرم کارم. »

ساعتی بعد که مراقبه یک ساعته اش را به پایان رساند، خویشاوندی برای غذا دادن به او به خانه اش آمد. در حال صرف ناهار بود که همسایه یی داخل اتاق شد و در حالی که پولی را به دستش می داد، گفت:« کلاس روز یکشنبه، تمام مدت به یاد تو بودیم. دیدیم در خزانه بیش از مخارج لازم پول داریم، تصمیم گرفتیم این برکت را با تو تقسیم کنیم.» پولی که به زن داده شد، چهل دلار بود.

خانمی خانه دار برای پرداخت دو صورتحساب که می بایست تا پایان هفته می پرداخت، به صد دلار نیاز داشت و اوایل هفته هرگاه این ترس به دلش راه می یافت که چگونه باید آن دو صورتحساب را بپردازد، بیدرنگ در دل خود تکرار می کرد:

«خداوند شبان من است، محتاج به هیچ چیز نخواهم بود

جمعه صبح که می بایست صورتحسابها را بپردازد، در میان نامه های رسیده چکی به مبلغ صد و ده دلار یافت. چک از طرف شرکتی بود که چند سال پیش شوهرش برای آنها کار کرده بود!

 

قوانین توانگری  

قانون تشعشع و جاذبه

دلیل اینکه در این عالم فراوانی هنوز فقر هست، این است که بسیاری از مردم این قانون اصلی زندگی را نمی فهمند . این حقیقت را در نمی یابند که برای قدرت جذب، نخست باید بدهند و ببخشند.

 اخیراً که به دیدن افرادی از محله های فقیرنشین رفته بودم، بسیار زود دریافتم که آنها تنها «دست بگیر» داشته اند در نتیجه در همان فقر دائمی خود بسر می بردند. انسان همواره می تواند چیزی محسوس یا نا محسوس را ببخشد تا موجب تماس او با خزانه بیکران خدا شود. همه ما چون مغناطیس هستیم و در مقام مغناطیس لازم نیست ثروت و کامیابی را به سوی خود بکشانیم.

خانمی اخیراً برایم تعریف کرد از هنگامی که اندیشه توانگر را در خود بیدار کرده است، همه افراد خانواده اش برکتهایی شگفت بدست آورده اند: برادرش رئیس شرکتی شده که در آن کار می کند. دوخواهرش با حقوق ماهیانه یی کم نظیر باز نشست شده اند. خواهری دیگر در اداره اش صاحب مقامی شده است که تا کنون زنی صاحب آن مقام نشده بود. برادری دیگر نیز مدیر عامل شرکتی شده است.

بی تردید درون و بیرون هر یک از ما قدرتی عظیم نهفته است. تکرار جملاتی از این دست در روز، می تواند این انرژی نهفته را بیدار سازد:

« از همین لحظه، هدایا و عطایای خدا را در درون و پیرامونم برمی انگیزم و از هر جهت و هر دست، برکت، کامرانی و کامیابی راستین به سویم می آید

« هم اکنون همه چیز و همه کس مرا توانگر و ثروتمند می سازد

« من مغناطیسی مقاومت ناپذیرم که دارای قدرت جذب همه آرزوهای الهی و خواستهای درستم به سوی من است

« من کانون کائنات خویشم، سرشار از قدرت آفرینش. می توانم همه آنچه را می خواهم، بیافرینم

«اکنون تندرستی و کامیابی و شادمانی را انتخاب می کنم و می پذیرم. اکنون برکتی بیکران را برای خویشتن وهمه مردمان برمیگزینم

 قانون خلأ

قانون خلأ، یکی از قدرتمندترین قوانین توانگری است. قانون خلأ در اصل چنین است: اگر در زندگیتان طالب موهبتی عظیم هستید، بی درنگ خلأ بیافرینید تا بتوانید موهبت دلخواهتان را دریافت کنید. به عبارت دیگر، خود را از شر آنچه نمی خواهید خلاص کنید تا برای آنچه می خواهید، جا باز کنید. جوهر های نو نمی توانند در جایگاه آشفته بنشینند.

اگر در گنجه لباس شما لباسهایی است که دیگر مناسب خود نمی یابید، اگر در خانه یا محل کارتان لوازمی دارید که دیگر از آنها استفاده نمی کنید، اگر در میان دوستان و آشنایان، افرادی را می یابید که دیگر معاشرت با آنها را برای خود مناسب نمی یابید، همه چیزها و روابط مرئی و نامرئی غیر لازم را از زندگیتان بیرون برانید و ایمان داشته باشید که همه آنچه را به راستی می خواهید و آرزومندید، به دست خواهید آورد.

عفو و بخشایش یعنی رها کردن آرمانها و اندیشه ها و باورها و احساسها و اوضاع و شرایط کهنه، به منظور جا باز کردن برای چیزی بهتر. بزرگترین فایده عفو و بخشایش این است که خلأ می آفریند و برای موهبتی تازه جا می گشاید.

برای بخشیدن دیگران در ذهن خود تکرار کنید:

«عشق بخشاینده خدا ما را آزاد کرده است. عشق الهی اکنون ثمراتی نیکو و کامل می آفریند و دیگر بار میان ما، صلح و صفا برقرار می شود. من تو را به دیده محبت می نگرم و از شکوه و جلال، کامیابی ، توانگری و موهبتهای تو به وجد می آیم

اما هشداری که باید در مورد رها کردن چیزهای ملموس به شما بدهم: یک بار که سراغ گنجه لباسم رفتم، احساس کردم چه خوب است اگر همه لباسهایم را به خواهرم ببخشم، چون مدتی بود که لباس تازه یی در زندگیم پدیدار نشده بود.

پس از اینکه لباسها رابرای خواهرم پست کردم، با شادمانی منتظر رسیدن لباسهای تازه شدم، اما چند هفته یی گذشت و لباسی پدیدار نشد. سرانجام دریافتم که هنوز ذهناً به آن لباسها چسبیده بودم و هر روز فکر می کردم:«اگر هنوز آن لباس را داشتم، امروز می پوشیدم

پس اکنون نوبت رها کردن راستین بود، رها کردن چیزهایی که فکر می کردم رها کرده ام.. در ذهنم سراغ یکایک لباسها رفتم و به یکایک آنها گفتم: «آزادانه تو را رها کردم. کاملاً تو را رها می کنم و می گذارم بروی. تا آنجا که به من مربوط است، مأموریت تو در گنجه لباسهایم تمام شده و دیگر به تو نیازی ندارم

به راستی که چه زود لباسهای تازه و زیبا در گنجه ام پدیدار شدند.جالب اینجاست لباسهایی که دوستانم برایم هدیه آوردند، همان لباسهایی بودند که در ذهنم مجسم کرده بودم گنجه خالی ام را پر خواهند کرد.

هیچ گاه از تنگدستی ظاهری خود یا اینکه خلأ ایجاد کرده اید، با کسی سخن نگویید. چه بسیارند افرادی که به علت سخن گفتن از تنگدستی خود، همچنان در مشکلات مالی خود برجا مانده اند. اکنون وقت آن است که بهترین ظروف چینی و نقره تان را استفاده کنید وحتی اگر به صرف ساده ترین خوراک سرگرمید، در نور شمع غذا بخورید.

 قانون خلاقیت

قانون خلاقیت دارای سه مرحله است:

1) داشتن طرح و برنامه و نوشتن آرزوهای مربوط به آنها.

2) تجسم ذهنی این که طرح ها و برنامه ها به سرانجام دلخواه رسیده اند.

3) تکرار مدام عبارات تأکیدی مربوط به انجام کامل و عالی آنها.

قانون خلاقیت این است که به جای اینکه آرزوهای دیرین خود را با این بهانه که رویاهایی محال هستند خفه و سرکوب کنید، به طرزی سازنده به آنها بنگرید، یعنی ببینید که آرزوهای راستین شما چیستند و آنگاه آنها را بنویسید.

همان طور که دکتر امیلی کدی می گوید:«هرگاه آرزویی درست و نیرومند به سراغتان می آید، دست خداست که در ذهنتان را می کوبد و می خواهد موهبتی عظیمتر به شما عطا کند

وعده کتاب مقدس این است: «در خواست کنید، که به شما داده خواهد شد. بطلبید که خواهید یافت. بکوبید که برای شما باز کرده خواهد شد

در کلاسهای توانگریم از شاگردانم می خواستم که آرزوهایی بسیار قطعی و معین را انتخاب کنند مثلاً می خواهند به طور روزانه یا هفتگی یا ماهانه چقدر پول در آورند و همه اینها را در فهرست خود بنویسند. ضمناً از آنها خواسته می شد به اینکه چگونه این آرزوها برآورده می شوند، فکر نکنند. نتایجی که به دست می آوردند، بی همتا بود. نامه هایی از سراسر دنیا دریافت کرده ام که نمایانگر خرسندی ژرف آنها از به کار بستن این قوانین است.

در کلاسهای توانگری اغلب اوقات این عبارت را تکرار می کردیم:

«هر آنچه را بتوانیم تصور کنیم، به یاری خدا می توانیم بدست آوریم.چه بسا ساده لوحانه بنماید، اما معمولاً حقیقتهای بزرگ و اسرار قدرتمند، ساده اند

زنی بازرگان از راهی دیگر قانون خلاقیت را بیدار کرد. در آغاز سال به جای تصمیم گیری برای ماههای آینده، نامه یی به خدا نوشت و همه آرزوهایی که برای سال نو در دل داشت، صادقانه با خدا در میان نهاد. آنگاه در پاکت را بست و آن را در کتاب مقدس نهاد. نزدیک پایان سال، آن نامه را نشانم داد و گفت که همه آرزوهای بزرگش برآورده شده اند.

اما باید این هشدار را به شما بدهم که وقتی آرزوهایتان را می نویسید، با خودتان صادق باشید. احساسها و آرزوهای ژرف خودتان را بیان کنید. با خودتان و آفریدگارتان صادق باشید.

یکی دیگر از راههای ساده و موثر برای بیدار کردن قانون خلاقیت این است که روز خود را با نوشتن فهرست کارها آغاز کنیم و با نوشتن خواستها و آرزوهایمان پایان دهیم. در پایان روز چند دقیقه می نشینم و نامه یی تشکر آمیز برای خدا می نویسم. از همه موهبتها و کامیابیهای آن روز، به شادی یاد می کنم و سپاس می گذارم.

اگر تهیه فهرست از کارها و آرزوها در نظرتان بی اهمیت جلوه می کند، بگذارید به شما بگویم که بسیاری از افراد موفق این شیوه را به کار می گیرند، اما راز موفقیت خود را فاش نمی کنند.

دو مهندس مشهور به طور محرمانه نشانم داده اند که دفترچه کوچکی را همواره در جیب بغل دارند و هر گاه کار و بار روزانه شان آشفته می شود، به آن مراجعه می کنند. در چنین مواقعی بیدرنگ خواستهایشان را در دفترچه یادداشت می کنند. می نویسند که می خواهند چه رویدادهایی پیش آید و امور به چه منوال بگذرد. هیچ کس به این فکر نمی افتد که آنها به چه کاری سرگرمند. از این رو در میان مردم آنچه را می خواهند، می نویسند و بیدرنگ بر اوضاع مسلط می شوند.

اگر در مورد مسائل مالی تفاهم می طلبید، مخفیانه برای فرشته کسانی که در این کار دست دارند، نامه بنویسید، آنگاه این نامه ها را لای کتاب مقدس خود بگذارید.عارفان می گفتند که هر کس فرشته یا ضمیر برتری دارد. هر گاه نتوانیم از راههای معمول به آن فرشته برسیم، باید مخفیانه برایش نامه بنویسیم.

عارفان از این نیز پا را فراتر می گذاشتند و می گفتند که تماس با هفت سنخ از آدمیان دشوار است. آسانتر است که برای تماس با آنها، به جای بحث و گفتگو و استدلال از راههای معمول، به فرشته شان نامه بنویسید. با هر کسی که مشکلی دارید، به این معناست که نتوانسته اید از راههای معمول به او برسید. پس اگر بکوشید که مخفیانه از طریق ضمیر برتر یا فرشته اش به او برسید، چه اشکالی دارد؟

وقتی اوضاع و شرایط بر خلاف میل شماست، هر روز به گوشه خلوت خود بروید و بنویسید که می خواهید اوضاع و شرایط چگونه باشند. این کار نه تنها به ذهنتان کمک می کند که پیشرفتهای دلخواهتان را بپذیرید، بلکه به سطح اثیر می رود و با ذهن نیمه هشیار همه کسانی که در آن کار دخالت دارند، همنوا می شود و همکاری و یاری آنها را برایتان به ارمغان می آورد. شاید شیوه یی عارفانه بنماید، اما اگر بتواند عملاً سودمند باشد و ثمراتی نیکو به بار آورد، چرا عارفی متجدد نباشیم؟

وقتی درباره رویدادهای گذشته می نویسید که می خواستید اوضاع و شرایط به گونه ای دیگر می بود، انگار زهر آن وقایع ناخوشایند از خاطره تان زدوده می شود. آنگاه اگر بخواهید می توانید با کسانی که در آن رویداد بر خلاف میل شما رفتار کرده اند، دیگر بار رابطه یی درست و سرشار از تفاهم برقرار کنید.

هر روز به فهرست آرزوهایتان بنگرید و هر تغییر تازه ای را که لازم می بینید، در آن ایجاد کنید. دست کم روزی پانزده دقیقه را صرف این فهرست کنید. به این روش ساده بچسبید و برای بهمنی از ثمرات نیکو و شادی بخش آماده شوید. افزونتر از آنچه بتوانید تصورش را بکنید، به سوی شما می آید، زیرا کائنات مهربان خدا می خواهد که توانگر و متبرک باشید.

گوته می گوید: «آنچه را می توانی یا می اندیشی که می توانی، آغاز کن..در جسارت، نبوغ و قدرت و سحر و جادو نهفته است

 قانون تخیل

در روزگاری زندگی می کنیم که دانشمندان علوم ذهنی می گویند انسان می تواند آنچه را در تخیل خود تصور می کند، بیافریند. به عبارت دیگر اگر در زندگیتان شاهد شکست و تنگنا هستید، نخست آن را در ذهنتان تجسم کرده بودید.

دکتر امیل کوئه فرانسوی برای نخستین بار اعلام کرد که قدرت تخیل، بسیار نیرومندتر از قدرت اراده است و اگر تخیل و اراده با یکدیگر در کشمکش و تضاد باشند، همواره تخیل پیروز می شود.

نخستین بار که در ایجاد تصویری ذهنی می کوشیم، اراده آن را نمی پذیرد، اما وقتی تصویر ذهنی به اندازه کافی تکرار شد، هراندازه هم که برای قدرت استدلال، نامحتمل بنماید، تخیل چاره ای جز پذیرش و تجلی آن ندارد.

چون آرزومند موهبتهایی عظیمتر هستید، باید تصاویر ذهنی آنها را در اندیشه خود ایجاد کنید. شاید استدلال بگوید: این محال است! کوچکترین اهمیتی ندهید. شاید قدرت اراده تان بگوید: این رؤیا بزرگتر از آن است که به وقوع بپیوندد. اگر دلاورانه به تخیل خود بچسبید، آرزویتان را متجلی خواهد کرد.

گاهی ثمرات نیروی تخیل بی درنگ است اما اگر برآورده شدن آرزویتان به طول انجامید، مطمئن باشید که ثمراتی عظیمتر از آنچه فکر می کنید، به سراغتان خواهد آمد.

مهندسی برای آموزش قدرت تخیل، استفاده از چرخ اقبال را آغاز کرد. این فرد اکنون صاحب یک شرکت ساختمانی بزرگ چند میلیون دلاری است که همچنان با موفقیت کار می کند. این «چرخ اقبال» ابتکاری او، به افرادی بیشمار، کمکهایی معجزه آسا کرده است. (ادامه مطلب چرخ اقبال با مراجعه به کتاب در دسترس خواهد بود)

اگر با استفاده از قدرت ذهن بخواهیم صاحب موهبتی شویم که حقاً از آن دیگری است، باید بدانیم که به استقبال مشکلات رفته ایم. نباید این تصویر را به ذهنمان راه بدهیم که برکت و نعمت کسی از دست او گرفته شود و به سوی ما آید. آنچه متعلق به دیگری است، حق الهی ما نیست.

هر گاه می بینید دیگری صاحب چیزی است که شما نیز خواهانش هستید، میل به تملک آن نداشته باشید و نکوشید ذهناً آن را از آن خود مجسم کنید و به سوی خود فراخوانید. تنها دریابید جاذبه ای که در آن موهبت می بینید، نشانه این است که موهبتی مشابه آن برای شما در راه است. برای کمک به تجلی آن به خود بگویید: من نیز با منشأ آن موهبت در تماسم. هم اکنون معادل الهی آن موهبت در راه است و به سویم می آید و من با سپاس آن را می پذیرم.

همچنین نباید آنچه را خودتان نمی خواهید تجربه کنید، برای دیگری مجسم نمایید. زیرا تصاویری که از ذهنتان برون می فرستید، قهراً به سوی خودتان باز می گردد.

مادری پریشان از بدرفتاری پسرش، شروع کرد به اینکه هر روز آرام بنشیند و او را به شیوه دلخواهش مجسم کند. او را در استخری از نور و عشق مجسم کرد و به سیمای کودکی آرام و مؤدب و هماهنگ وشاد. پسرش نیز بتدریج همان صفات را از خود بروز می داد و پس از چند ماه گویی او دیگر کودک پیشین نبود.

زنی که همسرش از آغاز زندگیشان چشم چرانی را شروع کرده بود، نزدم آمد و گفت با اینکه هنوز چیزی از شروع زندگی ما نگذشته، این سومین باری است که شوهرم چشم چرانی می کند. پس از سؤالات بسیار دریافتم که خودش این ماجرای درونی را آغاز کرده و مدام از خود پرسیده بود اگر در آغاز ازدواجم این امر پیش آید، چه خواهم کرد؟ و البته اتفاق افتاد، زیرا خودش تجسم آن را آغاز کرده بود.

درباره تصاویر ذهنی خود بسیار محتاط و دقیق باشید زیرا حتماً به وقوع می پیوندند.

از تخیل خود سود بجویید و دفترچه حساب پس اندازتان را با ارقامی بسیار بزرگ ببینید. یکی از دوستانم که آرزومند سفری به دور دنیا بود، درباره قدرت تخیل شنید. بیدرنگ پیراهنی خرید که طرح پارچه اش، نقشه جهان بود. اغلب اوقات این پیراهن را به تن می کرد و به سفر دور دنیا می اندیشید. هنوز شش هفته از خریدن پیراهنش با طرح نقشه جهان نگذشته بود که راهی سفر اروپا شد.

این شیوه برای مردانی که می خواهند همسرانشان شیک پوش تر و جذابتر شوند نیز بی نهایت سودمند است. به جای تمرکز بر لباسی که در این لحظه به تن دارد، همسرتان را به سیمایی مجسم کنید که می خواهید به آن قیافه در آید. اگر بدانید ذهن نیمه هشیارش چه سریع پاسخ مثبت می دهد، شگفت زده می شوید.

اگر این حقیقت را دریابید، متوجه می شوید که برای بدست آوردن موهبتهایتان، لازم نیست وارد زور و پیکار شوید. به جای همه این کارها، آرام گوشه ای بنشینید و آنچه را می خواهید، با همه جزئیات دلخواهتان مجسم کنید و درباره آن تصاویر ذهنی بگویید: «ای پدر آسمانی، این موهبت یا موهبتی برتر را از خزانه بیکرانت به من عطا فرما، نیکی نامحدودت هم اکنون انجام خواهد پذیرفت»

 قانون فرمان

قانون فرمان چیزی تازه نیست. در سفر پیدایش می خوانیم که یهوه برای آفرینش زمین گفت: بشود...و شد. واقعاً استفاده از قانون فرمان آسان است. پس از اینکه فهرست آرزوهایتان را تهیه و ذهناً مجسم کردید که همه آنها به طور کامل به انجام رسیده اند، وقت آن است که آن جوهر را به صورت کلام در آورید و فرمان دهید تا اثیر را به عمل بدل کند.

به دانش پژوهان ذهن همواره اهمیت ونفوذ کلام را آموخته اند. خردمندان مصر و ایران و هند و چین و تبت همواره به شاگردان خود آموخته اند که تنها زمانی لب به سخن بگشایند که بتوانند کلامی سازنده بر زبان آورند. به علت آگاهی از خطر کلام کاهلانه، برای سنجش اینکه بر زبان آوردن کلامی خردمندانه است یا نه، معیاری به این شکل تعیین کردند:«آیا در این کلام حقیقت هست؟ آیا در این کلام محبت هست؟ و آیا بیان آن ضرورت دارد؟» حتی اگر حقیقت دارد اما محبت ندارد، پس بیان آن ضرورتی هم ندارد.

صدها عبارت تأکیدی هست که میتوانید با استفاده از آنها به موهبت دلخواهتان فرمان تجلی بدهید. نباید در استفاده از آنها تردید کنید. مثلاً اگر درآمدتان کافی نیست یا کیف پولتان خالی می نماید، آن را میان دو دست خود بگیرید و در گوشه خلوت خود چندین بار به صدای بلند بگویید:

«من برایت برکت می طلبم و هم اکنون تو را برای ثروتهای خدا که در تو و از طریق تو متجلی می شوند، متبرک می کنم.»

وقتی با لذت غذا می خورید، برای خوراک و سفره خود برکت بطلبید. وقتی لباس می پوشید، با سپاس و شادمانی جامه خود را به تن کنید.

یکی دیگر از عبارات تأکیدی که شاگردان کلاسهای توانگریم آن را بسیار قدرتمند یافته اند، این است:

«هم اکنون همه چیز و همه کس سبب توانگریم می شود و من نیز هم اکنون موجب توانگری همه چیز و همه کس می شوم

با تکرار مدام عبارت تأکیدی بالا، یک کارمند دولت به میراثی پی برد که انتظارش را نمی کشید و سالها ازآن بی خبر مانده بود.

خانمها به این عبارت فرمان توجه ویژه ای نشان دادند:«برای سلامت و جوانی و زیبایی روزافزونم سپاس می گذارم

یکی از عبارات تأکیدی که من در آغاز روز تکرار می کنم، چنین است:« با حمد و ثنا ثروتهای بیکران خدا را پیشاپیش خود می فرستم تا در این روز، هدایت، پشتیبانی و توانگرم کند. هر آنچه نیازمندم هم اکنون فراهم می شود. موهبت غنی و دلخواهم امروز مرئی و متجلی می گردد

شاید گوشه خلوتی نداشته باشید و نتوانید عبارات تأکیدی خود را به صدای بلند تکرار کنید. در این صورت هر روز بارها آنها را بنویسید.

همه دنیا آرزومند و مجذوب قانون فرمان است.

از موهبتهای غنی خدا هرچه بخواهید، می توانید بدست آورید به شرط اینکه بهای آن را با تکرار روزانه عبارات تأکیدی خود بپردازید.

پیشنهاد می کنم به این سه مرحله توجه کنید:

1) هر روز فهرست موهبتهای دلخواهتان را بنویسید.

2) ذهناً مجسم کنید که به آرزوهایتان رسیده اید.

3) جسورانه و آگاهانه به ثمرات نیکو و نتایج دلخواهتان فرمان تجلی بدهید. اگر هر روز با پشتکار و مداومت این سه مرحله را به انجام برسانید، نمی توانید جلوی بهمن موهبتهای نیکویی را که به سوی زندگیتان سرازیر می شوند، بگیرید.

 قانون افزایش

کافی است احساس دولتمندی و کامیابی و بی نیازی را در خود ایجاد کنید تا مردمانی صاحب اندیشه توانگر را به سوی خود جذب کنید. مردم به طور ناخودآگاه به جایی می روند که سرشار از فضای افزایش باشد.

وقتی در ذهنتان به دیگران اندیشه افزایش عطا می کنید، دیگران به سوی شما کشیده می شوند و بیدرنگ توانگرتان می کنند. هر اندیشه و گفتار و کردارتان باید نمایانگر توانگری باشد، نوشته یی را که برخلاف توانگری است، نخوانید و جدی نگیرید.

وقتی مردم درباره اوضاع دشوار صحبت می کنند، نه باید ناراحت شوید و نه باید در آن شرکت کنید؛ مگر آنکه بخواهید خودتان هم دچار همان تجربه شوید. بر عظمت دیدگاه و آرزویتان بیفزایید تا شاهد پاسخی شوید که در تصورتان نیز نمی گنجد. شکست همان موفقیتی است که می کوشد در مقیاسی وسیع تر به سراغتان بیاید. بیشتر شکستهای ظاهری، پی ریزی راهی به سوی پیروزی است.

وقتی مردم می کوشند به صورتی شما را پایین آورند یا تحقیر کنند، نشانه بارز آن است که پیشرفت و موفقیت شما آنقدر چشمگیر بوده است که دیگران آن را دریافته اند. در چنین مواقعی، نفسی عمیق بکشید و سپاس بگذارید که کامیابی شما هم اکنون متجلی شده است.

با تکرار این عبارات، قانون افزایش را در خود بیدار کنید:

«اکنون سلامت کامل و ثروت بیکران و سعادت نامحدود را تجربه می کنم. این حقیقت دارد، زیرا جهان سرشار از مردمانی نازنین و مهربان است که از هر جهت کمکم می کنند. اکنون در حضور فرشتگانی بی شمارم و از یک زندگی شاد و جالب و رضایت بخش برخوردارم. به دلیل تندرستی و خوشبختی و توانگریم، می توانم به دیگران کمک کنم تا از یک زندگی شاد و جالب و رضایت بخش برخوردار باشند. همه انسانها می توانند از موهبتهای جهانی و کیهانی بهره مند شوند

به محض بر زبان آوردن کلام نیکو، موهبتهایتان آفریده می شوند!

 قانون محبت و خیر خواهی

هر روز آگاهانه چند دقیقه را به آفرینش محبت بگذرانید. دراین چند دقیقه به تأکید بگویید:

«اکنون به یاری خدا، آگاهانه و شادمانه، عشق الهی را در خودم و جهانم و زندگانی همه انسانها بیدار می کنم و می گسترانم

هر روز بخواهید که عشق الهی در وجودتان زنده شود.

محبت رابه سیمای نوری درخشان ببینید که شما را در آغوش می گیرد و روشن و تابناکتان می کند و به شما تعالی می بخشد. ببینید که محبت در یکایک یاخته های وجودتان نفوذ می کند. اگر در زندگیتان نقاطی تاریک هست، ببینید که در پرتو عشق الهی، روشن و زنده و تابناک می شوند.

به هر که سراسر روز می بینید، بگویید:

«بادا که عشق الهی در تو زنده شود

الا ویلر گفته است: معیار خدا برای سنجش روحها، میزان توانایی آنها در خرسند ساختن بهترین فرشته اش، یعنی عشق است. به راستی که عشق شکست نمی شناسد.

با تکرار عبارت «عشق الهی»، می توان آگاهانه عشق الهی آفرید.

اشخاصی که دشمن می نمایند، کسانی هستند که بیش از همه به نور عشق شما نیاز دارند. خصومت آنها خود نشانه تشنگی روح آنها برای محبت شماست. هرگاه محبت کافی نسبت به آنها ابراز دارید، ناهماهنگی ناپدید خواهد شد.

یکی از زیباتین کارهایی که می توانید در حق بچه ها بکنید، این است که مدام در دلتان برایشان تکرار کنید:

«من تو را به دیده محبت می نگرم و جلال و کمال الهی تو را تحسین می کنم. خدا دوستت دارد و هم اکنون عشق الهی در تو، و از طریق تو و برای تو متجلی می شود

هم اکنون به خودتان قول بدهید که آگاهانه عشق الهی را در خویشتن و برای خانواده تان و نوع بشر ایجاد کنید. آنگاه می بینید که مشکلات شما به راه حل بدل می شوند و توانگریتان افزایش می یابد. برای این کار بسیار بگوئید:

«عشق الهی، پیشاپیش همه چیز را می داند و هم اکنون به شیوه یی غنی و شکوهمند، همه نیازها را برمی آورد. ثمرات نیکوی عشق الهی هم اکنون پدیدار می شوند»

 قانون دعا

می گویند دعا نیرومندترین قدرت کائنات است.یکی از بهترین راههای دعا این است که با چشمان بسته، صاف بنشینید و در سکوت و در آرامش باطن، در ناحیه پیشانی تان نور خدا راببینید . این سکوت، اقتدار معنویتان را رها و متجلی می کند.

بانویی برایم نوشت:

بیست سال بود که جز نفرت احساسی نسبت به شوهرم نداشتم اما به خاطر فرزندانم نمی خواستم از او جدا شوم تا اینکه عاقبت درباره قدرت دعا و حمایت عیسی مسیح شنیدم. پس هر روز پس از دعا مجسم می کردم که با او ناهار می خورد. حتی مجسم می کردم که عیسی مسیح همراه او برای ناهار به خانه ما می آید و شوهرم به دستپختم و رفاه خانه مان افتخار می کند.

اکنون ثمره دعاهایم این است که شوهرم از زمین تا آسمان عوض شده و دیگر آن مرد خودخواه و خشن و بی توجه و بی عاطفه پیشین نیست. اکنون همسری مهربان و اندیشمند و با ملاحظه و پرمهر و شادی بخش است.

دعای نفی به شما کمک می کند تا امور را همان گونه که هست، نپذیرید و اندیشه های منفی درباره آنها را از ذهنتان بزدایید و راه را برای چیزی بهتر بگشایید. دعای نفی یعنی این گرایش که می گوید:

«من این وضع را تحمل نمی کنم یا با این تجربه کنار نمی آیم و امور را همان گونه که هستند، نمی پذیرم. زیرا خدا دوستم دارد و تنها نیکی کامل و والاترین موهبتهای او را می پذیرم.»

انسان به شدت نیازمند دعای نفی است. شما باید به دنبال آنچه نمی خواهید، آنچه را می خواهید بر زبان آورید. مثلاً وقتی می گویید:«نه، این را نمی پذیرم.» باید بگویید: «به جایش این یکی یا چیزی بهتر را می پذیرم.»

بعضی افراد دچار این توهمند که دیگری می تواند موهبتشان را از آنها بگیرد. اینجاست که باید دعای نفی و تکذیب را به کار برید. در چنین مواقعی ندا دردهید:

«هیچ چیز نمی تواند با عطایایم بستیزد.» آنگاه می بینید که همه افراد و اموری که بر ضدتان می نمودند، در جهت خدمت به شما حرکت می کنند.

وقتی مردم می خواهند با حرفهای منفی سرتان را درد آورند، آرام و خاموش در دلتان بگویید: «نه، نه، نه، من نمی خواهم این حرفها را بشنوم. من این حرفها را لازم و درست نمی دانم.» یا آنها فوراً سر موضوعات سازنده می روند یا شما را ترک می کنند.

یکی از ثمربخش ترین کارها برای حل هر مساله این است که آرام بنشینیم و با چشمانی بسته به عبارات زیر بیندیشیم:

«راه حل الهی، والاترین راه حل است. من اکنون برای حل این مساله، راه حل الهی را می طلبم و راه حل الهی را می پذیرم.»

آدمی باید زمانی را به مراقبه و سکوت و آرامش روزانه اختصاص بدهد. راز اقتدار انسان، در مراقبه و سکوت روزانه او نهفته است.

هنگام مراقبه می توانید اندیشه تان را بر آیه های مقدس متمرکز کنید، مانند:

«خدایا دوستت دارم»، «خدایا تو را سپاس می گذارم»، «خدایا در حضور تو هستم.»، «امروز، روز خداست و از امرز به وجد می آیم.»، «در سکون و آرامشم.»

قانون اعتماد به نفس

یکی از بهترین راههای اعتماد به نفس این است که شب در بستر، پیش از آنکه به خواب فرو روید، با اندیشه های قدرتمند سرشار از اعتماد به نفس، به ذهنتان خوراک برسانید. اگر در این هنگام ذهنتان را از اندیشه کامیابی و توانگری و ثمرات نیکو سرشار کنید، ذهن نیمه هوشیارتان آنها را به صورت فرمان از شما می پذیرد و فردایی توانگر و شاد و کامیاب برایتان می آفریند. یک از بهترین عباراتی که شب پیش از خواب می توان تکرار کرد، این است:

«من به خواب می روم، اما خدایی که در من است، بیدار می ماند تا مسأله ام را با نظم الهی حل کند و مرا به کامیابی و شادمانی و توانگری برساند.»

عبارات تأکیدی برای ایجاد اطمینان و اعتماد به نفس:

«خدا دوستم دارد. خدا هدایتم می کند. خدا راه را نشانم می دهد.»

«همه موهبتهای خدا از آن من است. مجبورم صاحب همه آنها باشم زیرا فرزند خدا هستم. همه آنها را هم اکنون می طلبم و همه آنها هم اکنون پدیدار می شوند.»

«قدرتم از خداست و از طریق قدرت مطلق او، قادر به انجام همه کارها هستم. همه اکنون ثمره کامل و بی همتا پدیدار می شود.»

«عشق الهی مرا توانا و توانگر می سازد، به هر کاری که دست بزنم، پیروز و کامیاب می شوم.»

«[خداوند شبان من است، محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.»

«اکنون زمان توفیق الهی است. معجزه از پس معجزه می آید و برکتها و شگفتی های خدا هرگز از بارش باز نمی ایستند.»

هرگاه در وضعیتی ترسناک قرار می گیرید، بگویید:

«خدا مرا به دست فرشتگانش سپرده است تا در همه حال مراقبم باشند.»

برای پرورش اعتماد به نفس، به مراجعان و شاگردانم توصیه می کنم که هر روز به گوشه یی خلوت بروند و دست کم به مدت پنج دقیقه، به صدای بلند عبارات تأکیدی خود را تکرار کنند.

یکی دیگر از راههای پرورش اعتماد به نفس در خودتان و دیگران، آغاز قدردانی و تحسین و تمجید از نکات مثبت دیگران است. با مردم مهربان باشید و با کلامی مهرآمیز آنها را به سوی تعالی و کامیابی سوق دهید. شگفت اینجاست که کلام مهرآمیزتان هزار برابر به سوی خودتان باز می گردد.

 

پیشگویی آسمانی (13)

هنگامی که بشر همچنان بر انرژی خود می افزاید، حادثه ای شگفت انگیز به وقوع خواهد پیوست. زمانی که دسته ای از مردم به سطح معینی از انرژی رسیدند، برای اشخاصی که در سطح پایینتر جنبش می کنند، قابل رؤیت نخواهند بود. افراد سطح پایین تر فکر می کنند که آنان به طور کامل ناپدید شده اند اما اعضای این گروه کاملاً احساس وجود می کنند، با این تفاوت که سبک تر شده اند.

زمانی که بشر شروع به افزایش سطح جنبش خود می نماید، آن هم تا حدی که برای دیگران قابل رؤیت نباشد، نشان این است که از سد میان این زندگی و جهان دیگر که از آن آمده ایم و پس از مرگ به آنجا می رویم، عبور کرده است.

مسیح (ع) به قدری انرژی دریافت کرد که سبک شد، آنقدر که توانست روی آب راه برود. او توانست همین جا، بر روی زمین، بر مرگ غلبه کند و نخستین کسی بود که از این سد عبور کرد و از جهان فیزیکی به سوی جهان روحانی حرکت نمود. زندگی او نشان می دهد که چگونه این کار ممکن است. اگر ما هم با این منبع ارتباط برقرار کنیم، قادر خواهیم بود تا قدم به قدم در آن راه پیش برویم. گاهی اوقات سطح جنبش آنقدر زیاد خواهد بود که می توانیم با همین شکل ظاهری خود، بر آسمانها قدم بگذاریم.

تعداد زیادی از افراد بشر در طول هزاره سوم، به این سطح خواهند رسید. در طول تاریخ، بعضی از تمدنها به این جنبش رسیده اند. طبق بصیرت نهم، مایانها با هم از این سد عبور کردند.

هرچه زیبایی را بیشتر درک کنیم، بیشتر تکامل خواهیم یافت، و هرچه تکامل ما پیشرفته تر باشد، سطح جنبش ما بالاتر خواهد بود. بصیرت نهم به ما نشان می دهد که درک بیشتر و جنبش در سطح بالاتر، در نهایت ما را تا عرش خداوندی که هم اکنون نیز در برابر ماست، بالا می برد.

افراد بشر باید آماده دریافت انرژی باشند، درباره آن گفتگو کنند و در انتظار آن باشند، در غیر این صورت دوباره تظاهر می کنند که زندگی غلبه بر دیگران و استثمار این سیاره است. اگر به این مرحله نزول کنیم، هرگز نجات نخواهیم یافت.

هریک از ما باید حداکثر تلاشمان را بکنیم تا این پیام به اطلاع همگان برسد.

پیشگویی آسمانی (12)

وقتی افراد در زمان مناسب وارد زندگی ما می شوند تا سوالهای ضروری ما را پاسخ دهند، باید به آنان پول بدهیم. هنگامی که تعداد بیشتری از مردم در این اقتصاد روحانی شرکت کنند، یک تغییر واقعی به سمت فرهنگ هزاره بعد در ما بوجود خواهد آمد.

ما در مسیر تکامل، به کار مناسب خود دست می یابیم و به مرحله ای می رسیم که برای تکامل آزادانه و ارائه حقایق انحصاری خود به دیگران، پول دریافت می کنیم.

- آیا به منبع انرژی ارزانتری احتیاج نخواهیم داشت؟

- همجوشی هسته ای، نیروی انتقال سریع و هوش مصنوعی، این انرژی را تأمین می کنند.

دابسن گفت: پرداخت پول به دیگران، برای دریافت بصیرتهای آنان، سرآغاز تحول خواهد بود، سپس با خودکار شدن هرچه بیشتر بخشهای اقتصادی، ارزش پول به طور کلی از بین خواهد رفت و دیگر احتیاجی به آن نخواهیم داشت. در می یابیم که بخشهای طبیعی زمین که منابع اعجاب انگیز نیرو هستند، باید به دقت نگهداری و حفظ شوند.

با تکامل روحانی نژاد بشر، ما داوطلبانه جمعیت را تا حدی که برای زمین قابل تحمل باشد، کاهش می دهیم. درختانی که از چوبشان استفاده می شود، در مناطق ویژه پرورش داده می شوند و به این ترتیب بقیه درختان آزادانه رشد خواهند کرد، کهنسال خواهند شد و جنگلهای پرعظمت را بوجود خواهند آورد. سرانجام این جنگلها فراگیر خواهند شد و تمامی افراد بشر در نزدیکی و مجاورت این منابع نیرو زندگی خواهند کرد. فکرش را بکنید که ما در چه جهان پرانرژی ای زندگی خواهیم کرد!

این انرژی سرعت سیر تکامل ما را افزایش خواهد داد. هر چه قدر با آمادگی بیشتری جریان انرژی را به سمت خود بکشانیم، جهان به طور شگفت آوری کسانی را که پاسخ سوالهای ما را می دانند، بر سر راهمان قرار خواهد داد... هر زمان که ما از دریافتهای ناگهانی خود پیروی کنیم و برخوردهای ناشناخته ما را به جلو پیش برانند، جنبش شخصی ما افزایش خواهد یافت. این جنبش رو به بالا و جلو حرکت خواهد کرد.

اگر تاریخ ادامه یابد، آن وقت ما به سطوح بالاتر انرژی و جنبش دست خواهیم یافت.

پیشگویی آسمانی (11)

بصیرت نهم توضیح می دهد که فرهنگ بشر چگونه در هزار سال آینده در نتیجه یک تکامل آگاهانه متحول می شود. این بصیرت، یک روش زندگی کاملاً متفاوت را توصیف می کند. برای مثال، طبق پیش بینی کتیبه، بشر با کمال میل خواستار کاهش جمعیت به گونه ایست که همه ما بتوانیم در زیباترین و قدرتمندترین مکانهای دنیا زندگی کنیم. اما بسیاری از این مکانها به طرزی باورنکردنی در آینده بوجود می آیند، زیرا ما به طور عملی از قطع درختان جنگلی خودداری می کنیم و آنها می توانند رشد کرده، انرژی تولید کنند.

در نیمه هزاره بعد، بشر به راستی در میان درختان پانصد ساله و باغهایی که به دقت محافظت شده اند، زندگی خواهد کرد و این در حالیست که به راحتی به شهرها که محصول یک تکنولوژی اعجاز آمیز هستند، سفر خواهد نمود.

نیازهای ما بدون تبادل پول، و البته بدون وجود هیچگونه کندی و اهمال به طور کامل تأمین خواهد شد.

هر فرد توسط دریافتهای ناگهانی اش در می یابد که دقیقاً چه کاری را در چه زمانی انجام دهد و این کارها با اقدامهای دیگران هماهنگی خواهد داشت. هیچ کس در استفاده از آنچه در اختیار دارد، افراط نخواهد کرد چرا که دیگر نیازی به تصاحب و حفظ امنیت نخواهد داشت.

در جهانی که بصیرت نهم به تصویر کشیده، همگان در انجام کارهای خود تأمل کرده و هشیار می شوند و همیشه نسبت به وقوع برخوردهای هدفمند بعدی، گوش به زنگ خواهند بود. ما خواهیم فهمید که امکان وقوع این برخوردها در هر جایی وجود دارد.

تصور کنید برای دو نفر که نخستین بار یکدیگر را ملاقات می کنند، این برخورد چگونه خواهد بود. نخست هر یک، با کاربرد روشی ماهرانه، حوزه انرژی دیگری را مشاهده می کند. پس از این که حوزه های انرژی مشخص شد، دو نفر، آگاهانه، ماجراهای زندگی خود را با هم در میان می گذارند تا اینکه سر انجام با شوق و شعف، موفق می شوند پیام دیگری را دریافت نمایند. پس از آن در حالی که به طرز قابل توجهی متحول شده اند، سفر خود را ادمه خواهند داد.

آنان در سطح جدیدی از انرژی جنبش خواهند کرد و از آن پس، با روشی که پیش از ملاقاتشان غیر ممکن بوده است، با هم ارتباط برقرار می کنند.

پیشگویی آسمانی (10)

 این را در مغزت فرو کن که هر کسی در مسیر ما قرار می گیرد، پیامی برای ما دارد در غیر این صورت از مسیر دیگری می رفتند و دیر یا زود ما را ترک می کردند.

تلاقی بی اختیار و اتفاقی نگاهها، نشانه آن است که دو طرف باید با هم صحبت کنند. خیلی از مردم به این اتفاقها توجهی نمی کنند و به کارشان ادامه می دهند. ما از طریق دریافتهای ناگهانی، اعضای گروه فکری خود را می شناسیم، آنان اغلب حامل پیامی برای ما هستند.

هنگامی که کسی را به حد اعلا ستایش می کنی، می توانی خود واقعی او را ورای حالتهای ظاهری اش بینی. زمانی که تو در این سطح تمرکز می کنی، می توانی با دقت و زیرکی، از حالت چهره شخص، بفهمی که او به چه فکر می کند. این امر طبیعی است. درست مانند تله پاتی.

وقتی اعضای یک گروه گفتگو می کنند، در هر مقطع زمانی فقط یک نفر می تواند قوی ترین دیدگاه را داشته باشد. اگر تمام اعضای گروه هشیار باشند، متوجه می شوند که چه کسی باید صحبت کند، سپس آگاهانه انرژی خودشان را بر روی این فرد متمرکز می کنند تا در بیان هر چه صریح تر نظریه اش به او کمک کنند. نکته اصلی این مراحل آن است که وقتی زمان صحبت کردن دیگری است، باید انرژی را به وی منتقل سازی.

البته گاهی وقتها اتفاقهای نامطلوبی هم رخ می دهد. بعضی افراد هنگامی که در میان جمع قرار می گیرند، مغرور می شوند. آنان قدرت ابراز یک عقیده را در خود احساس و آن را بیان می کنند، سپس چون این موج انرژی احساس خیلی خوبی در آنان ایجاد می کند، مدت زمان زیادی پس از آنکه انرژی باید به دیگری منتقل شود به صحبت کردن ادمه می دهند و سعی می کنند اختیار گروه را بدست آورند. به همین دلیل دیگران عقب نشینی می کنند و حتی زمانی که قدرت یک عقیده را احساس می کنند، جرات بیان آن را ندارند.

هنگامی که چنین مساله ای رخ می دهد، گروه از هم پاشیده می شود و اعضا از دریافت تمامی پیامها بی بهره می مانند. زمانی که یک عده از اعضای گروه، عده دیگر را قبول ندارند نیز نظیر همین اتفاق رخ می دهد. اشخاص طرد شده، از دریافت انرژی محروم می شوند، بنابراین گروه از پیامهای آنها بهره مند نمی شود.

هنگامی که از کسی بدمان می آید یا احساس می کنیم کسی ما را تهدید می کند، به طور طبیعی روی آن قسمت از شخصیت او که ما را آزار می دهد، تمرکز می کنیم. متاسفانه وقتی این کار را انجام می دهیم، انرژی را از او دور می کنیم و عملاً به او صدمه می زنیم. تنها چیزی که آنها می فهمند آن است که ناگهان احساس زیبایی و اعتماد به نفس کمتری می کنند، تمام اینها به خاطر آن است که ما انرژیشان را به سطح پایین تری آورده ایم.

پیشگویی آسمانی (9)

 تا زمانی که ما بفهمیم چطور جلوی این وضعیت را بگیریم، مانند یک نیم دایره هستیم.

ما مستعد پذیرش فردی با جنس مخالف هستیم که نیمه دیگر دایره است و به ما ملحق می شود تا بدین ترتیب دایره ای کامل بوجود آمده و موجی از انرژی در ما پدید آید.

احساس می کنیم که فردی کامل هستیم یعنی همان احساسی که از طریق ارتباط کامل با جهان بوجود می آید در ما ایجاد می شود اما در حقیقت، ما به شخصی پیوسته ایم که خود نیز به دنبال یافتن نیمه دیگرش بوده است.

مشکل این فرد کامل، در واقع این دایره کامل، که هر دو طرف فکر می کنند به آن رسیده اند، این است که از ترکیب دو نفر بوجود آمده و یکی انرژی مونث و دیگری انرژی مذکر او را تامین کرده است...در نتیجه این فرد کامل دارای« دو شعور» یا «دو من» می باشد. هر دو نفر می خواهند بر این فرد کامل که خود بوجود آورنده آن هستند، حکومت کنند... بنابراین مانند زمان کودکی، هر یک می خواهند بر دیگری حکم برانند گویی این شخص سوم، متعلق به خودشان است.

این نوع تکمیل کاذب، همیشه به مبارزه بر سر قدرت ختم می شود. سرانجام هر دو باید یکدیگر را تحمل کنند یا حتی دیگری را بی اعتبار سازند تا بتوانند این «خود کامل» را در مسیری که می خواهند قرار دهند.

البته این عملی نیست... حداقل از این پس عملی نیست. احتمالاً در گذشته، یکی از آن دو مجبور می شد خود را به دیگری تسلیم کند، اما ما اکنون به خود آمده ایم، دیگر کسی نمی خواهد فرمانبردار دیگری باشد.

- کاری که من و مارجوری در حال حاضر انجام می دهیم، خارج کردن دیگری از مسیر تکامل است، این طور نیست؟

- بله

- چطور می توانیم از این برخوردها اجتناب کنیم؟

- باید در برابر احساس «عشق در یک نگاه» مقاومت کنید و بیاموزید که چگونه می توان با جنس مخالف روابط افلاطونی برقرار کرد.

وابستگی متقابل که بعضی از ما به آن مبتلا هستیم، بیماری جدیدی نیست. همه ما به یکدیگر وابسته ایم و هم اکنون با گذشت زمان، باید این وابستگی را رها کنیم.

انرژی تو به انرژی مارجوری متصل بود. وقتی اینجا نشسته بودی و مارجوری در اتاق دیگر بود، حوزه انرژی تو تا حوزه انرژی او کشیده شده و به آن متصل شده بود. تو ارتباطت را با جهان از دست داده و به جای آن، به انرژی مارجوری پیوسته ای. در مورد همه وابستگی ها همین طور است.

هرچقدر ماهیت و زیبایی درونی افراد را بیشتر ستایش کنیم، انرژی بیشتری به سویشان جاری می شود و به طور طبیعی انرژی بیشتری به سوی ما خواهد آمد. به راستی که این کار لذت بخش است.

هر اندازه بیشتر به دیگران محبت کرده، آنان را ستایش کنیم، انرژی بیشتری به سوی ما جاری می شود، به همین علت عشق ورزی و پر انرژی کردن دیگران بهترین کاری است که ما می توانیم برای خود انجام دهیم.

دونفر یا تعداد بیشتری از اشخاص، با انجام این کار می توانند به سطح فوق العاده ای از انرژی دست یابند، چرا که یکدیگر را به سطح بالاتری ارتقاء داده، باعث می شوند که بی درنگ انرژی به آنان برگردد.

این ارتباط با رابطه وابستگی متقابل تفاوت دارد. رابطه وابستگی هم این گونه آغاز می شود، اما خیلی زود تبدیل به میل تسلط بر دیگری می گردد زیرا وابستگی، فرد را از منبع انرژی جدا می کند و انرژی تمام می شود.

جریان واقعی انرژی، هیچ وابستگی یا تمایلی را موجب نمی شود و طرفین فقط منتظر دریافت پیام هستند.

پیشگویی آسمانی (8)

جسم تو در یک سطح مشخص جنبش دارد. اگر انرژی ات کم شود، جسمت آسیب می بیند. این ارتباط بین فشار عصبی و بیماری است.

عشق باعث می شود که ما در سطح بالایی جنبش را حفظ کنیم و این امر سبب می شود که سالم بمانیم. عشق خیلی مهم است.

تمام کسانی که تو با آنان ملاقات می کنی، انرژی یا صراحت لازم را ندارند تا بتوانند پیغامهایشان را برای تو آشکار سازند. تو باید با ارسال انرژی به آنها کمک کنی.

تو به من گفتی که یاد گرفتی انرژی خودت را با تمرکز روی زیبایی یک گیاه به آن منتقل کنی، یادت می آید؟ خوب همین کار را در مورد اشخاص انجام بده. وقتی انرژی به آنان منتقل شد، باعث می شود که حقیقت وجودی خود را ببینند، سپس می توانند این حقیقت را به تو ارائه دهند. پدر کاستوس مثال خوبی است. او پیام مهمی برای تو داشت اما تو کمک نکردی تا آشکار شود. تو سعی کردی پاسخها را از او بخواهی و این، رقابت برای کسب انرژی را میان تو و او به وجود آورد.

بصیرت هفتم می گوید: موفقیت زمانی بدست می آید که ما در هر واقعه، هر چقدر هم نامطلوب باشد، نقطه ای روشن پیدا کنیم.

بصیرت هشتم در مورد یک چیز هشدار می دهد:

اگر زمانی به کسی وابستگی پیدا کنی، رشد تو متوقف می شود.

بصیرت هشتم بیان می کند که عاقبت بشر چگونه یاد می گیرد با دیگران ارتباط برقرار کند و در مورد چیزهای مختلف مثل چگونگی انتقال انرژی به دیگران و اجتناب از وابستگی به آنان صحبت می کند.

بدترین کار در مورد کودکان این است که هنگام تصحیح اشتباهاتشان، انرژی آنان را بگیریم. این امر باعث بوجود آمدن نمایش تسلط در آنان می شود. اگر بزرگسالان بدون توجه به شرایط، انرژی مورد نیاز طفل را به او بدهند، آن وقت از فراگیری رفتارهای نامطلوب توسط کودک جلوگیری می شود.

اگر تعداد بچه ها بیش از تعداد بزرگسالان باشد، آن وقت بزرگسالان مغلوب می شوند و نمی توانند انرژی کافی به بچه ها بدهند و بچه ها برای وقت بزرگسالان به رقابت می پردازند. این مشکل خیلی مهمتر از آن است که مردم فکر می کنند.

 

نظریه وابستگی که در کتیبه مطرح شده، بیانگر این مساله است که چرا در روابط دوستانه، کشمکشهایی بر سر قدرت بوجود می آید. ما همیشه مشتاقیم بدانیم چرا لذت و شعف عشق زمانی به پایان می رسد و ناگهان به بروز اختلاف منجر می شود و اینک علت این امر را می دانیم. دلیل این مساله جریان انرژی بین دو فرد است.

وقتی علاقه بوجود می آید، دو طرف به طور ناخودآگاه به یکدیگر انرژی می دهند و هر دو احساس سبکی و شعف می کند. این نقطه اوجی است که ما آن را عاشق شدن می نامیم.

متاسفانه در نخستین مرحله آنان گمان می کنند که این احساس را از طرف مقابل دریافت می نمایند به همین دلیل خود را از انرژی جهان جدا می سازند و هرچه بیشتر به انرژی یکدیگر وابسته می شوند، اما کمی بعد به نظر می رسد که این انرژی کافی نیست بنابراین از دادن انرژی به یکدیگر خودداری می کنند و به همان نمایش خود بر می گردند و سعی می کنند بر دیگری غلبه یافته، انرژی او را به سوی خود بکشانند. در این زمان، روابط، به همان مبارزه بر سر قدرت تنزل پیدا می کند.

علت اینکه به فردی با جنس مخالف وابسته می شویم این است که ما هنوز خودمان به انرژی جنس مخالف دست نیافته ایم.

انرژی درونی که ما به عنوان منبع داخلی از آن استفاده می کنیم، هر دو جنس را شامل می شود و سرانجام ما این انرژی را به طور کامل دریافت می کنیم، اما وقتی در مسیر تکامل قرار می گیریم، باید مراقب باشیم، روند آن کمی به درازا می کشد.

اگر به طور ناگهانی، برای تامین انرژی مونث یا مذکر خود، با یک منبع انسانی ارتباط برقرار کنیم، آن وقت جلوی انرژی جهانی را می گیریم.

پیشگویی آسمانی (7)

وقتی به اندازه کافی انرژی گرفتی، آماده می شوی تا آگاهانه در مسیر تکامل حرکت کنی و آن را به جریان بیندازی تا رویدادهای هم زمان را بوجود بیاوری و آنها تو را به جلو هدایت کنند.

پس از آن، تو با یافتن پاسخ سؤالهای کوچکتر و آنی که در زندگی با آنها روبرو می شوی، بر روی این مسیر تکاملی متمرکز می شوی.

زمانی که تو از پرسشهای موجود در مغزت در یک لحظه آگاه می شوی، ادراکات ناگهانی در این زمینه به تو کمک می کنند که چه بکنی و کجا بروی.

تو مسیر بعدی را حدس می زنی و این حالت همیشگی است. زمانی که یک دریافت ناگهانی تو را از آنچه بعداً اتفاق می افتد آگاه کرد، باید به طور کامل، هشیار و دقیق باشی.

دیر یا زود رخدادهای همزمان رخ می دهند تا تو را در مسیری که از طریق دریافتهای ناگهانی مشخص شده اند هدایت کنند.

همیشه سرشار از انرژی باش و عشق بورز. به خاطر داشته باش هنگامی که عشق می ورزی، هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند بیش از آن انرژی که تو می گیری، از تو انرژی بگیرد.

در حقیقت انرژی که از تو جاری می شود، جریانی را بوجود می آورد که همان قدر انرژی را به سوی تو می کشاند.

انرژی تو هیچ وقت تمام نمی شود اما برای اینکه این روند طی شود، باید همیشه آگاه باشی و این امر بخصوص در مواقعی که با مردم در ارتباط هستی، خیلی مهم است.

پیشگویی آسمانی (6)

- همه ما یک هدف، یک ماموریت داریم و بدون اینکه به طور کامل از آن آگاه باشیم، در پی آن هستیم. هنگامی که به طور کامل از آن آگاه شدیم، جهشی ناگهانی در زندگیمان حاصل می شود.

بگذار روشی را برایت بگویم که خودم برای کسب انرژی از آن استفاده می کنم.

نخست مانند تو با دقت به اطراف نگاه می کنم، سپس سعی می کنم همانطور که سرشار از انرژی می شوم، شکل اشیاء را به خاطر بسپارم. من این کار را با به خاطر آوردن نحوه قرار گرفتن، شکل و زیبایی ویژه هر چیز بخصوص گیاهان، نحوه درخشش و روشنی رنگها انجام می دهم.

- آن حالت بی وزنی را که در بالای تپه احساس می کردی، به یاد می آوری؟

- بله

- برای دوباره بدست آوردن این حالت، سعی می کنم انرژی ای را که با آن ارتباط برقرار کرده ام، استنشاق کنم.

وقتی ما مجسم می کنیم که با هر دم، انرژی را به درون می بریم و مانند یک بادکنک پر می شویم، در واقع انرژی بیشتری کسب می کنیم و احساس می کنیم که بی وزن و سبک شده ایم.

پس از اینکه انرژی را استنشاق کردم، باید مطمئن شوم که آن احساس مورد نظر در من بوجود آمده است، من به وجود آمدن این احساس را به عنوان معیار سنجش ارتباطم در نظر می گیرم.

- منظورت عشق است؟

- بله.. همانطور که طی گفتگویمان در مرکز تبلیغ بیان کردم، عشق یک مفهوم ذهنی، وظیفه وجدانی یا چیزی همانند اینها نیست. عشق زمینه ای احساسی است و زمانی بوجود می آید که شخصی با انرژی موجود در جهان هستی که همان انرژی خداوند است، ارتباط برقرار کند.

پیشگویی آسمانی (5)

برای اینکه انرژی موجود در غذا را به طور کامل جذب کنیم، نخست باید غذا را ستایش کنیم. تو باید مزه غذا را ستایش کنی، این علت دعای پیش از غذاست.

جذب انرژي از غذا نخستین قدم است. پس از اینکه اترژی تو به این ترتیب افزایش پیدا کرد، نسبت به انرژی موجود در هر چیزی حساس می شوی... سپس یاد می گیری که این انرژی را بدون خوردن جذب کنی.

تو باید پذیرا باشی، باید ارتباط برقرار کنی و به هنگام دیدن حوزه های انرژی، آنها را ستایش کنی.

وقتی زیبایی پدیده ها را ستایش کنی، انرژی دریافت می کنی و وقتی به مرحله عشق ورزی رسیدی، هر زمان که بخواهی، می توانی آن را برگردانی.

مدتی طولانی در همان محل نشستم. به نظر می رسید هرچه توجهم را بیشتر به درخت جلب می کنم و رنگ و شکل آن را ستایش می کنم، عشق بیشتری احساس می کنم، تجربه ای غیرعادی بود. تصور کردم که انرژی من جریان پیدا می کند و درخت را لبریز می سازد اما نمی توانستم آن را ببینم.

ارتباط با انرژی، احساس هیجان، نشاط و سرانجام عشق را بوجود می آورد.

- حوزه انرژی شخص هنگام وقوع این امر، چه شکلی است؟

- به طرف بیرون گسترده شده و رنگش دگرگون می شود.

- چه رنگی؟

- به طور معمول، از شیری، به سبز و آبی دگرگون می شود. به هنگام کسب تجربه عرفانی بر روی قله، انرژی تو خارج و به سرعت به عالم هستی وارد شد. در اصل تو ارتباط برقرار کردی و انرژی را از کل هستی به سمت خود کشیدی، سپس انرژی تو افزایش پیدا کرد و همه چیز و همه جا را در بر گرفت. احساس خود را به خاطر می آوری؟

- بله، احساس می کردم کل جهان هستی، بدن من است و من فقط سر آن هستم، یا شاید به طور دقیق چشم های آن هستم.

- بله و در آن لحظه حوزه انرژی تو و جهان هستی یکی بود. عالم هستی بدن تو بود.

بلندیهای کوهستان از معدود جاهایی است که انرژی را در هرکس که آنجا بنشیند، بوجود می آورد.

وقتی که جنگلی بکر در کوهستان و جود داشته باشد، انرژی هم بیشتر می شود.

بسیاری از مردم در جنگل، نزدیک به قله، با تجربه های عرفانی مواجه می شوند.

پیشگویی آسمانی (4)

اگر ما بتوانیم به طور اصولی جابجایی انرژی را مشاهده کنیم، می فهمیم که هنگام رقابت، مباحثه و آزار یکدیگر چه چیزی را دریافت می کنیم. وقتی بر دیگران غلبه می کنیم، انرژی آنان را به سوی خود می کشانیم، از انرژی دیگران بهره مند می شویم و این انرژی، محرک ماست.

در مباحثه، انرژی طرفی که شکست خورده، به سوی فرد پیروز جریان پیدا می کند و از این رو فرد شکست خورده دچار ضعف، خستگی و گیجی می شود.

بسیاری از افراد از این مساله اطلاعی ندارند. ما فقط می دانیم که به هنگام شکست، احساس ضعف می کنیم و وقتی بر دیگران مسلط می شویم، احساس بهتری پیدا می کنیم. چیزی که ما نمی دانیم این است که این احساس بهتر به ضرر دیگران تمام می شود و در واقع ما این انرژی را از آنان می گیریم.

خیلی از مردم در طول زندگی به طور دائمی در حال شکار انرژی دیگران هستند، با این حال نحوه عمل متفاوت است. ما افرادی را می بینیم که حداقل برای مدتی کوتاه انرژی خودشان را داوطلبانه به سوی ما گسیل می دارند.

گاهی شخصی می خواهد که موقعیت او را برایش توضیح دهیم و همه انرژی خودش را نیز به ما می دهد. مثل کاری که مارجوری انجام داد. این باعث می شود که ما احساس قدرت کنیم، اما در آینده متوجه می شوی که این اهدای انرژی، معمولاً پایدار نمی ماند.

 اکثر مردم بویژه مارجوری به قدر کافی قوی نیستند تا بتوانند به اهدای انرژی خود ادامه دهند به همین علت خیلی از روابط به کشمکش بر سر قدرت منتهی می شود.

تسلط بر دیگری باعث می شود تا شخص احساس قدرت و برتری کند، اما انرژی افراد مغلوب را از آنان می گیرد. فرقی نمی کند که بگوییم این کار را به خاطر نفع خودشان انجام می دهیم یا آنان بچه های ما هستند و باید همیشه تحت نظر باشند، در هر صورت به آنان لطمه وارد می کنیم.

بنابراین مسئله بر سر این است که همه سعی می کنند برای بدست آوردن انرژی بر دیگری تسلط یابند و او را تحت نفوذ خود درآورند چرا که همه ما کمبود انرژی داریم.

اما یک راه حل وجود دارد، یک منبع دیگر انرژی. این چیزی است که آخرین بصیرت به آن اشاره می کند.

این بینش، به کشمکشهای بشر بر روی زمین پایان می دهد، زیرا بشر درمی یابد که منبع دیگری برای کسب انرژی وجود دارد و ما در نهایت می آموزیم که هر زمان بخواهیم، می توانیم با این منبع ارتباط برقرار کنیم.

پیشگویی آسمانی (3)

به نظر می رسد در قانون پویایی حوزه های انرژی، پیروزی فکر شخص، به معنای تصاحب قسمتی از حوزه انرژی طرف مقابل و کشاندن آن به طرف حوزه خود است.

 

در بصیرت چهارم آمده که بشر چطور بر سر انرژی رقابت می کند.

پرسیدم: رقابت برای انرژی؟

لبخندی زد و با سر به ترجمه ای که در دست داشتم، اشاره کرد. قسمتی را که هنوز نخوانده بودم پیدا کردم.

طبق کتیبه، سرانجام بشر جهان هستی را به صورت آمیزه ای از یک انرژی پویا می بیند. انرژی ای که ما را حفظ می کند و نسبت به انتظارهای ما واکنش نشان می دهد. به علاوه، خواهیم دید که ما از یک منبع بزرگتر انرژی جدا شده ایم و در می یابیم که این جدایی باعث شده که ما احساس ضعف، نا امنی و کمبود نماییم.

در رویارویی با این کمبود، بشر همواره می کوشد تا انرژی شخصی خود را از تنها طریقی که شناخته است افزایش دهد، یعنی از طریق یافتن راهی که بتواند آن را در لحظه ای مناسب از دیگران برباید. یک رقابت ناخود آگاه که اساس مبارزه ها و اختلافها را تشکیل می دهد.

 

زمانی که همسر صاحبخانه و دخترش مشغول پذیرایی کردن با کلوچه مخصوص بودند، آرنج دختر جوان به لیوان من خورد و آب روی میز ریخت. زن با عصبانیت جلو آمد و به زبان اسپانیولی بر سر دختر فریاد کشید و او را به کناری هل داد. و در حالی که آب را خشک می کرد، گفت:

خیلی متاسفم، این دختر خیلی بی دست و پاست.

دختر عصبانی شد و در همان لحظه ای که مرد صاحبخانه وارد اتاق شد، بقیه کلوچه ها را جلوی زن انداخت و تکه های ظرف شکسته و کلوچه ها روی میز پخش شدند.

پیرمرد فریادی بر سر دختر کشید و او از اتاق بیرون دوید.

رنوآ به من نگاه کرد و پرسید: آن دختر را دیدی؟ یک نمونه بارز از خشونت روانی است. این زمانی است که نیاز بشر به تسلط بر دیگران به حد نهایی خود می رسد. پیرمرد و پیرزن آن دختر را کاملاً تحت تسلط خود داشتند. متوجه رفتار مضطربانه و حقیرانه او شدی؟

گفتم: بله اما به نظر می رسید که دیگر خسته شده است.

- دقیقاً، ولی پدر ومادرش دست بردار نیستند. او به نظر خودش راهی جز پرخاشگری ندارد. این تنها راهی است که او می تواند تا حدی کنترل خودش را بدست گیرد. متاسفانه وقتی او بزرگ شود، به خاطر این ضربه روحی فکر میکند که با همین شدت باید بر دیگران حاکمیت کند.

این خصوصیت در او به طور عمیق ریشه دارد و مثل پدر و مادرش حس سلطه طلبی را در او بوجود می آورد، بخصوص زمانی که او با افراد آسیب پذیری مثل کودکان مواجه می شود.

به طور قطع، این ضربه روحی پیش از این بر پدر و مادر او هم وارد شده است. آنان خواهان تسلط بر دیگران هستند چرا که پدر و مادرشان با آنها چنین رفتاری داشته اند و به این ترتیب خشونت روانی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.

انرژی ای را که بین اعضای آن خانواه حرکت می کرد، دیدی؟ آن مرد و زن انرژی آن بچه را به طرف خود می کشیدند تا زمانی که تقریباً تمام انرژی او را از آن خود کردند.

 

پیشگویی آسمانی (2)

ادراک زیبایی مثل یک فشارسنج است که به ما نشان می دهد تا چه حد به مشاهده واقعی انرژی نزدیک هستیم. خیلی روشن است زیرا به محض اینکه انرژی را مشاهده کنی، می فهمی که زیبایی و انرژی در یک راستا قرار دارند.

گفتم: طوری حرف می زنید مثل اینکه انرژی را می بینید.

ناخودآگاه به من نگاه کرد.

- همین طور است. اما نخستین کاری که من انجام دادم، تحسین عمیقتر زیبایی بود.

- اما چطور؟ مگر زیبایی نسبی نیست؟

سر تکان داد.

- ممکن است موجودات زیبا متفاوت باشند، اما اساسی ترین خصوصیاتی که ما به یک شیء زیبا نسبت می دهیم، مشابه هستند. درباره آن فکر کن. وقتی موجودی به نظر ما زیبا می آید، معمولاً واقعی تر، جذابتر و درخشانتر به نظر می آید، این طور نیست؟ جلب توجه می کند، تابناک است و در مقایسه با کدورت رنگهای دیگر، شفافتر است.

 

سارا گفت: ما فهمیدیم که دو موقع از روز برای دیدن حوزه انرژی مناسبتر است. غروب و طلوع.

اگر بخواهی، فردا موقع طلوع خورشید همدیگر را می بینیم.

 

تکیه بده و نوک انگشتان نشانه ات را طوری قرار بده که با هم در تماس باشند و آسمان آبی پشت انگشتان تو قرار بگیرد. حالا انگشتانت را یک اینچ از هم دور کن و به فضای بین انگشتانت نگاه کن، چه می بینی؟

- غباری که بر روی عدسی چشمانم نشسته است.

- به آنها توجه نکن. چشمهایت را کمی از حالت تمرکز خارج کن، انگشتانت را به هم نزدیکتر کن، سپس از هم بیشتر فاصله بده.

همانطور که او صحبت می کرد، من انگشتانم را حرکت می دادم اما نمی دانستم منظورش از اینکه چشمانم را از حالت تمرکز خارج کنم چیست.

عاقبت با تردید نگاهم را روی فضای میان انگشتانم متمرکز کردم.. نوک انگشتانم کم کم شفاف می شد و در همین زمان دیدم که چیزی شبیه خطی از دود، بین انگشتانم کشیده شده است.

نخست نوک چهار انگشت دیگرم و سپس کف و مچ دستانم را به هم نزدیک کردم. هر بار خط باریکی از انرژی را در فاصله این اعضا می دیدم.

 

سارا گفت: ببین این را می توانی ببینی؟ روبروی من نشست و رویش را به طرف گل شیپوری برگرداند. هاله ای از نور سفیدرنگ که بدن او را احاطه کرده بود، به سمت بیرون جریان یافت و به طرف گل شیپوری رفت و در عوض قطر حوزه انرژی گیاه چند فوت زیادتر شد.

مشاهده پدیده ای که تا تا چند دقیقه پیش در مورد آن تردید داشتم، برایم به راحتی ممکن شده بود و حتی ذره ای دشوار نبود.

به سارا نگاه کردم، او گفت: فقط بعضی از افراد می توانند این کار را بکنند. ما هنوز کاملاً متوجه این مساله نشده ایم. گروهی از روانشناسان سعی می کنند ارتباطی میان این توانایی و خصوصیات شخصیت برقرار کنند اما تا حالا نتوانسته اند.

اگر ما می توانیم رشد گیاهان را سریعتر سازیم، شاید بتوانیم وقوع بعضی رویداها را هم سریعتر یا مطابق آنچه در فکر ماست، آهسته تر کنیم.

برگشتم و به سوی جنگل نگاه کردم.

- آهای من دیگر نمی توانم حوزه های انرژی را ببینم.

سارا پاسخ داد:

یک چیزهایی باعث شدند سطح انرژیت نزول کند، مگر نه؟

فیل لبخند زد، به آرامی به شانه ام زد و گفت:

درست مثل دوچرخه سواری است. تنها کاری که باید انجام دهی این است که زیبایی را ببینی و از آنجا کار را ادامه بدهی.

افرادی که اینجا هستند و به راحتی حوزه های انرژی را می بینند، بیشتر از سبزیها تغذیه می کنند و معمولاً این گیاهان مغذی را خود کاشته اند.

بنابر گفته کتیبه، وقتی حوزه ها را مشاهده کردیم، فهم ما از جهان فیزیکی به یکباره تغییر می کند.

 برای مثال ما شروع به خوردن غذاهایی می کنیم که سرشار از انرژی هستند و متوجه می شویم که بعضی مکانها انرژی بیشتری گسیل می کنند. بیشترین ارسال انرژی در مکانهایی که طبیعت کهن دارند بخصوص جنگلها صورت می گیرد.

یک جنگل قطع شده بخصوص اگر درختان تنومند آن را قطع کنند تا کاجها در آنجا رشد یابند و منفعت بیشتری فراهم آورند، حوزه انرژی ضعیفی خواهد داشت. یک شهر نیز بدون در نظر گرفتن مردم، انرژی کاملاً متفاوتی دارد.

دیدن این انرژی از طریق نوعی انتقال رشد می یابد. ما آن را نمی فهمیم اما وقتی با کسانی که این انرژی را می بینند معاشرت داشته باشیم، کم کم قادر به مشاهده آن می شویم. بنابراین برو و آن را به دیگران نشان بده.

پیشگویی آسمانی (1)

نام کتاب: پیشگویی آسمانی

نویسنده: جیمز ردفیلد

برگردان: ستاره آخوندی

نشر البرز

تعداد صفحات: 310

پیشگویی آسمانی (1)

کشیش گفت: طبق آنچه در کتیبه آمده تعداد افرادی که از این رویدادهای همزمان آگاهی پیدا می کنند، از دهه ششم قرن بیستم به گونه ای چشمگیر رو به افزایش می رود.

 او گفت که این رشد تقریباً تا اوایل قرن بعد ادامه پیدا می کند، یعنی زمانی که تعداد این افراد به حد مشخصی می رسد و من به آن جمعیت(حد) بحرانی می گویم.

طبق آنچه در کتیبه آمده، وقتی تعداد مشخصی از افراد با جدیت، مساله آنچه در حیات می گذرد را طرح کردند، کم کم به این مساله پی خواهیم برد و دیگر بصیرتها یکی پس از دیگری آشکار می شوند.

پیشبینی می شود بشر در زمانی نزدیک در پایان هزاره دوم انرژی جدیدی را کشف می کند که اساس تمامی پدیده ها ازجمله انسان می باشد و به صورت تشعشعات بیرونی در تمام پدیده ها ظاهر می شود.

کتیبه بیان می کرد که مشاهده این انرژی با توجه بیشتر نسبت به زیبایی ها آغاز می شود.