براونینگ می گوید:

«زندگی با تمام لحظه هایش، لحظه های شادی وغم، امید و ترس، فقط فرصتی برای آموختن عشق است.

آموختن عشق آن گونه که می تواند باشد، همان گونه که بوده و همان گونه که هست»

عشق خود را بی دریغ نثار فقرا کنید، که آسان است و نثار توانگرانی که به هیچ کس اعتماد ندارند، و نمی توانند عشقی را ببینند که چنان نیازمند آنند و نثار همتایان خود کنید که بسیار دشوار است. در کنار همتایان خودمان است که خودخواه تر می شویم. شادی ببخشید، هرگز فرصتی را برای شاد کردن دیگری از دست ندهید چرا که نخست خود شما از این کار سود می برید حتی اگر هیچ کس نداند که شما چه می کنید.

هر بار که می خواهید کار نیکی انجام دهید، به افرادی برمیخورید که می خواهند چنین کنند، گاه به شیوه ای بسیار بهتر از شما، به آنها حسادت نکنید. حسادت نکوهیده ترین اساسی است که انسان می تواند داشته باشد... و یگانه راه گریز از حسادت، تمرکز نیروها در عشق است.