نام کتاب: گذر ساحران

نویسنده: تایشا آبلار

برگردان: مهران کندری

نشر میترا

تعداد صفحات: 355

گذر ساحران (1)

- آیا راهی هست که بتوانم به آن تعادل دست یابم؟

- بدن باید بی اندازه نیرومند باشد فقط در آن صورت است که آگاهی می تواند آن قدر تند و روان باشد که در یک چشم بر هم زدن از یک سوی ورطه، به دیگر سو بجهد. از حالا به بعد باید زندگی یی داشته باشی که آگاهی در آن برترین حق تقدم را دارد. باید از آنچه جسمت یا ذهنت را ضعیف می کند و به آن صدمه می زند، بپرهیزی. پس ضروری است که از هم اکنون، تمام وابستگی های جسمانی و احساسی با دنیا را از میان ببری.

- چرا این قدر مهم است؟

- زیرا قبل از هر چیز دیگری باید یکپارچه شوی.

کلارا توضیح داد ما بر این باوریم که در ما دوگانگی وجود دارد. ذهن، بخش فاقد استحکام و جسم، بخش واقعی و ملموس است. این تقسیم بندی، انرژی ما را در حالت جدایی آشفته ای نگاه می دارد و مانع از یکپارچگی می شود.

او گفت که پیش از تولد، این دوگانگی تحمیل شده وجود ندارد. پس از تولد، یک قسمت به طرف بیرون می گردد و کالبد جسمانی می شود؛ دیگری به سوی داخل و کالبد اختری می گردد.

هنگام مرگ، قسمت سنگینتر یعنی جسم، به زمین باز می گردد تا جذب آن شود و قسمت سبکتر یعنی کالبد اختری آزاد می شود ولی متاسفانه از آن رو که کالبد اختری هرگز کامل نشده است، با آزادی فقط لحظه ای رویارو می گردد یعنی قبل از آنکه در جهان پخش شود.

او گفت: اگر ما بمیریم، بی آنکه دوگانگی کاذب جسم و ذهن را از بین ببریم، به مرگی معمولی می میریم.

- مگر دیگر چطور می توانیم بمیریم؟

- ما می میریم چون امکان اینکه می توانیم تغییر شکل دهیم، در بینش ما وارد نشده است. به این دگرگونی باید در خلال زندگیمان دست یابیم و موفق شدن در این وظیفه، تنها هدف واقعی است که هر فردی می تواند داشته باشد.

 تمام موفقیتهای دیگر گذرا هستند زیرا مرگ آنها را به نیستی مبدل می کند. هنری که به تو خواهم آموخت، هنر آزادی است. هنری که تمرین آن بی نهایت مشکل است، ولی توصیف آن بسی مشکلتر.